محمد علی فتحی

رسانه حاج فتحی، دیدگاه ها، برنامه ها، دروس

محمد علی فتحی

رسانه حاج فتحی، دیدگاه ها، برنامه ها، دروس

محمد علی فتحی
طبقه بندی موضوعی
پاسخ های استاد

۳۲۹ مطلب با موضوع «اخلاق» ثبت شده است

هرگز در مسیر زندگی مؤمنانه از انسان های گمراه یاری نگیریم.

در این قضیه تفکر کنیم:

در راه کربلا، امام از عبیدالله بن حر جعفی خواست تا به لشکر و اصحاب او بپیوندد، او قبول نکرد و گفت: اسب خوبی دارم، تقدیم می‌کنم.

 امام از وی روی برگردانید و این آیه را تلاوت نمود:

«و ما کنت متخذ المضلین عضدا» [1] ؛ من هرگز گمراهان را حامی خود نمی‌گیرم[2].



[1] - کهف/سوره۱۸، آیه۵۱.

[2] -  امالی، صدوق، مجلس سی‌ام، ص۲۱۹.

                                                                        

سؤال:

من جوانی هستم که هیچ گونه اطلاعی از مسائل دینی ندارم و بسیار عذاب وجدان دارم که چرا نتوانسته ام یاد بگیرم.
لطفا به طور خلاصه بفرمایید که :

1 - یک مسلمان چه مطالبی از دینش را باید بداند

2-  چه مطالبی را باید عمل کند

3- چه کتاب هایی را باید بخواند و بداند

4- چه کارهایی را نباید انجام دهد

5- بطور کلی مسائل و عقاید و واجبات و محرمات چیست؟

6- همچنین بهترین دعا ها و ذکر ها کدام ها هستند؟


پاسخ:

آنچه یک مسلمان باید بداند

مسلمان کسی است که در برابر خدای یکتا و هستی بخش عالم، تسلیم محض است و آنچه او می خواهد را انجام می دهد.

مسلمان با توجه به اولویت ها باید از مسائل ذیل اطلاع داشته باشد:

1-      شناخت خدای عزوجل به صورت تفصیلی

2-      شناخت دستورها الهی که شامل باید ها و نباید هایی است که خداوند متعال برای انسان ترسیم کرده است.

3-      شناخت اولیاء الهی یعنی پیامبران و امامان علهیم السلام برای اینکه آنان را الگوی زندگی کند.

4-      خودشناسی به این معنا که حقیقت و واقعیت زندگی خود، خصوصا ساحت های دنیایی و آخرتی خود را یاد بگیرد و نیازهای متناسب این ساحت ها را با باورهای دینی پاسخ دهد.

برای رسیدن به این شناخت ها چاره ای جز علم آموزی نیست که با مطالعه منابع دینی و نیز درس گرفتن از محضر علماء و اندیشمندان اسلامی میسر نیست. ممارست در یادگیری علوم اسلامی، شناخت عمیق از مسائل یاد شده را برایتان می دهد.

 

مهمترین مسائل دین

مسائل دین به چند بخش مهم تقسیم می شوند:

1-      اعتقادی که شامل مسائل توحید، نبوت، امامت ،معاد، عدل و... می شود.

2-      اخلاقی که شامل آداب، فضائل اخلاقی و رزائل اخلاقی است.

3-      عملی که به عنوان فروع دین محسوب می شود و شامل مسائلی چون:

-         احکام عبادی (عبادات)

-          معاملات (عقود وایقاعات)

-         سیاسات

-         عبادات:۱- نماز (صلوه)۲- روزه (صوم)۳- خمس۴- زکات۵- حج۶- جهاد۷- امر به معروف۸- نهی از منکر۹-تولی۱۰- تبری

-         عقود: بیع- اجاره- رهن- امانت- نکاح- قرض- وصیت- عاریه- شرکت- وقف- وکالت- جعاله- مزارعه مساقات- سلف- سلم- مضاربه

-         ایقاعات: طلاق سوگند ایلاء

-         سیاسات : قصاص- حدود- تعزیرات- دیات

مهمترین دستورات عملی

مهمترین دستورات عملی اسلامی مسائل یاد شده در بالاست و از میان اینها نمازدر صدر عبادات قرار دارد و نیز مسائلی که مربوط به حقوق مردم از جان و مال است در اولویت های بعدی قرار دارد. البته التزام به ولایت امامان علیهم السلام جزو اصلی ترین دستورات عملی است چرا که با این التزام به دستورات و رهنمود های امام سایر اعمال بر اساس آنچه خدا دستور داده شناخته می شود و احکام مربوط به آن تبیین می گردد.

کتابهای مهم

مهمترین کتاب در دین اسلام قرآن است که نظیر ندارد هم از حیث اصالت و هم از حیث اتقان و استحکام و جامعیت که بهعنوان معجزه جاودانه پیامبر اسلام مطرح است. در مراحل بعدی منابع اصیل روایی از خاندان عصمت و طهارت مهمترین منابع محسوب می شود که شامل کتب حدیثی معتبر مثل الکافی، من لا یحضره الفقیه، الاستبصار و التهذیب است. نهج البلاغه و صحیفه سجادیه و سایر منابع حدیث شیعه جزو منابع علمی قوی محسوب می شوند.

کتب مختلف در خصوص مسائل مهم یاد شده نیز بسیار زیاد است که در خصوص هر کدام که منبعی خواستید با ما در راتباط باشید تا معرفی کنیم.

بهترین دعا ها

دعاهای صحیفه سجادیه هم به لحاظ محتوا و هم به لحاظ سندی اعتباردارد و از قوت زیادی برخوردار است. البته دعای اهل البیت علیهم السلام زیاد است که مرحوم آیت الله محمد باقر ابطحی اصفهانی رحمه الله آنها را در هفت جلد تدوین کرده اند.

دعاهای ابو حمزه ثمالی، دعای شعبانیه، دعای کمیل، دعای توسل، مناجات خمسة عشر، زیارت عاشورا، دعای ندبه، دعای مجیر، دعای جوش کبیر جزو ادعیه مشهور و مهم مکتب اهل البیت علیهم السلام است.

نباید های دین

نبایدهای دین در واقع اعمال حرامی است که در اسلام تبیین شده و خطرناک ترین این گناهان که به گناهان کبیره مشهور است  و مرحوم آیت الله دستغیب رحمه الله لیست کرده اند عبارتند از:

 برابر شما می‌داند.

فهرست گناهان کبیره از نظر آیت الله سید عبدالحسین دستغیب

آیت الله سید عبدالحسین دستغیب شیرازی کتابی به نام گناهان کبیره دارد.

1-      ناامیدی از رحمت خدای تعالی

2-      ایمنی از مکر و عقاب خدا

3-      دروغ

4-      آدمکشی، کشتن کسی که خدایتعالی کشتن او را تحریم کرده و خونش را محترم دانسته مگر آن که جنبه قصاص و اجراء حدود الهی داشته باشد.

5-      عاق پدر و مادر شدن

6-      خوردن مال یتیم به ستم

7-      دروغ بستن به خدا یا رسول خداو یا به اوصیاء او

8-      فرار از جنگ

9-      قطع رحم

10-   سحر و جادوگری

11-   زنا

12-   لواط

13-   دزدی

14-   نسبت زنا دادن به زنان پاکدامن

15-   کتمان شهادت

16-   شهادت به ناحق دادن

17-   شکستن عهد و پیمان

18-   و حیف در وصیت (که عبارت است از بیش از ثلث وصیت کردن)

19-   مصرف نوشیدنی‌های الکلی

20-   ربا خوردن

21-   سحت (یعنی بهای چیزهای حرام و مزد کارهای حرام)

22-   قمار

23-   خوردن گوشت مردار و خوک و خون و گوشت هر حیوانی که هنگام ذبح نام غیر خدا بر آن برده باشند، مگر آن که ضرورت خوردن این چند چیز را ایجاب کند.

24-   کم فروشی

25-   رفتن و مهاجرت به مکانی که در آن جا انجام وظایف دینی میسر نیست.

26-   ظالم را در ظلمش کمک کردن

27-   به کمک و پشتیبانی ظالم اعتماد داشتن

28-   حقوق دیگران را بدون هیچ عذری نگهداشتن

29-   قسم دروغ

30-   تکبر

31-   اسراف

32-   خیانت در امانت

33-   غیبت

34-   سخن چینی

35-   سرگرمی به لهو و لعب

36-   سبک شمردن حج و بی اعتنایی به آن

37-   ترک نماز

38-   ندادن زکات

39-   اصرار بر گناهان کوچک.

40-   استمنا

                                                                   

 یک اصل ثابت و دقیق است که عبارت است از :

«باهرکسی نمی شود مشورت کرد».

 افراد سطح فکری وتوانمندیشان در هدایتگری و راهنمایی متفاوت است.

در انتخاب مشاور باید دقت کرد چرا که در صورت مشاوره نادرست، جهت زندگی ممکن است عوض شود و در دام بلا و فتنه بیفتید.

به روایت توجه کنیم:

عن رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ :

 یَا عَلِیُّ لاَ تُشَاوِرْ جَبَاناً فَإِنَّهُ یُضَیِّقُ عَلَیْکَ اَلْمَخْرَجَ وَ لاَ تُشَاوِرِ اَلْبَخِیلَ فَإِنَّهُ یَقْصُرُ بِکَ عَنْ غَایَتِکَ وَ لاَ تُشَاوِرْ حَرِیصاً فَإِنَّهُ یُزَیِّنُ لَکَ شَرَهاً وَ اِعْلَمْ یَا عَلِیُّ أَنَّ اَلْجُبْنَ وَ اَلْبُخْلَ وَ اَلْحِرْصَ غَرِیزَةٌ وَاحِدَةٌ یَجْمَعُهَا سُوءُ اَلظَّنِّ[1].

ترجمه:

از رسول خدا صلّى اللّٰه علیه و آله و سلّم نقل شده است که فرمودند:

 اى على!

 با ترسو مشورت مکن زیرا مورد درآمد و روزى را بر تو تنگ مى‌کند

 و با بخیل و آزمند به شور منشین به خاطر آنکه تو را از مقصد و هدفت باز مى‌دارد

 و حریص را مشاور خود قرار مده  زیرا سوء و زشتى عاقبت کار را از نظرت محو کرده و آن را مزیّن مى‌نماید. اى على !

بدان که ترس و بخل و حرص یک غریزه و طبیعت بوده که جامع آنها سوء ظن مى‌باشد.



[1] - علل الشرایع , ج 2 , ص 559

                                                             

قَالَ اَلصَّادِقُ عَلَیْهِ السَّلاَمُ :


 مَنْ لَمْ یَکُنْ لَهُ وَاعِظٌ مِنْ قَلْبِهِ وَ زَاجِرٌ مِنْ نَفْسِهِ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ قَرِینٌ مُرْشِدٌ اِسْتَمْکَنَ عَدُوَّهُ مِنْ عُنُقِهِ[1].


امام صادق(علیه السّلام)فرموده است:

هر کس براى او اندرز دهنده‌یى از دلش نباشد و بازدارنده‌یى از خواهشهاى نفسى نداشته باشد و براى او همنشینى که راهنمایش باشد، نباشد،گردن در اختیار دشمن خود(شیطان)نهاده است.


نکته:


از این سخن نورانی استفاده می شود که اگر کسی در درون خود دغدغه ای برای مانع شدن از گناه و معصیت نداشته باشد و یا کسی که او را راهنمایی کند در زندگی نداشته باشد، امکان دارد در دام دشمن خود بیفتد.

مهمترین دشمن انسان نفس اماه است و دیگری شیطان و هر دو اینها در نابودی انسان کافی است.

پس دلمان را زنده نگه داریم و نسبت به گناه حساس باشیم و نیز در زندگی رفیقی که به ما تذکر دهد و از بدیها دورمان کند و به خوبیها راهنمایی کند داشته باشیم.


[1] - روضة الواعظین , ج 2 , ص 420

                                                             

1-     عن رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ :

مَنْ کَانَ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ اَلْیَوْمِ اَلْآخِرِ فَلاَ یَجْلِسْ عَلَى مَائِدَةٍ یُشْرَبُ عَلَیْهَا اَلْخَمْرُ وَ مَنْ کٰانَ یُؤْمِنُ بِاللّٰهِ وَ اَلْیَوْمِ اَلْآخِرِ  فَلاَ یَدْخُلِ اَلْحَمَّامَ إِلاَّ بِمِئْزَرٍ [وَ] مَنْ کَانَ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ اَلْیَوْمِ اَلْآخِرِ فَلاَ یَدَعْ حَلِیلَتَهُ تَخْرُجُ إِلَى اَلْحَمَّامِ[1].

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمود:

هرکس به خدا و روز جزا ایمان دارد بر سفره ای که درآن شراب است وارد نشود و هرکس به خدا و روز جزا ایمان دارد بدون لنگ وارد حمام نشود و هرکس به خدا و روز جزا ایمان دارد اجازه ندهد همسرش حمام(بیرون) رود.

2-     عن رسول الله صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ:

من کان یؤمن باللّه و الیوم الآخر، فلا یؤذی جاره؛ و من کان یؤمن باللّه و الیوم الآخر، فلیکرم ضیفه؛ و من کان یؤمن باللّه و الیوم الآخر، فلیقل خیرا أو لیسکت[2] .

هرکس به خدا و روز جزا ایمان دارد، همسابه اش را آزار نرساند و هرکس به خدا و روز جزا ایمان دارد، مهممانش را اکرام کند و هرکس به خدا و روز جزا ایمان دارد، یا خیر بگوید وی ا ساکت شود.

3-     پیامبر اکرم صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ :

 مَنْ کَانَ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ اَلْیَوْمِ اَلْآخِرِ فَلاَ یَرْفَعَنَّ إِلَیْنَا عَوْرَةَ أَخِیهِ اَلْمُسْلِمِ[3].

هرکس به خدا و روز جزا ایمان دارد نباید اسرار زندگی برادر مسلمانش را به ما بگوید( یعنی عیب دیگران را به کسی نگوید.)

4-      عَنِ اَلصَّادِقِ علیه السلام :

مَنْ کَانَ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ کِتَابِهِ فَلاَ یَدَعْ قِرَاءَتَهَا[4].

هرکس به خدا و کتابش ایمان دارد قرائت قرائت آن را ترک نکند.

5-     رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ:

 مَنْ کٰانَ یُؤْمِنُ بِاللّٰهِ وَ اَلْیَوْمِ اَلْآخِرِ  فَلْیُکْرِمْ جَارَهُ، مَنْ کٰانَ یُؤْمِنُ بِاللّٰهِ وَ اَلْیَوْمِ اَلْآخِرِ  ، فَلْیُکْرِمْ وَالِدَیْهِ مَنْ کٰانَ یُؤْمِنُ بِاللّٰهِ وَ اَلْیَوْمِ اَلْآخِرِ[5].

هرکس به خدا و روز جزا ایمان دارد، همسایه اش را ارکام کند و هرکس به خدا و روز جزا ایمان دارد، والدینش را اکرام کند.



[1] - تفصیل وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة , ج 2 , ص 50

[2] -عوالم العلوم و المعارف و الأحوال من الآیات و الأخبار و الأقوال , ج 11 , ص 909

[3] - .مشکاة الأنوار , ج 1 , ص 193

[4] - المصباح , ج 1 , ص 448

[5] - الروضة فی فضائل أمیر المؤمنین علیه السلام , ج 1 , ص 175

                                                        


در راه پیشرفت توقف ممنوع است.

 

علیّ بن إبراهیم ، عن أبیه عن القاسم بن محمّد ، عن سلیمان بن داود المنقریّ ، عن حفص قال:

 سمعت موسى بن جعفر - علیه السّلام - یقول لرجل:

 أ تحبّ البقاء فی الدّنیا؟ فقال: نعم. فقال: و لم؟ قال: لقراءة « قل هو اللّه أحد ». فسکت عنه.

 فقال له بعد ساعة:

 یا حفص ، من مات من أولیائنا و شیعتنا و لم یحسن القرآن ، علّم فی قبره لیرفع اللّه به من درجته، فإنّ درجات الجنّة على عدد آیات القرآن ، یقال له: اقرأ و ارق. فیقرأ ثمّ یرقى . قال حفص : فما رأیت أحدا أشدّ خوفا على نفسه من موسى بن جعفر - علیه السّلام - و لا أرجأ للنّاس منه، و کانت قراءته حزنا، فإذا قرأ فکأنّه یخاطب إنسانا[1].

 

 

ترجمه:

 

 

هر کس از دوستان و شیعیان ما که بمیرد و قرآن را خوب بلد نباشد، در قبرش قرآن به او آموخته شود تا خداوند به سبب آن درجه اش را بالا برد؛ زیرا درجات بهشت به اندازه شمار آیات قرآن است. پس به قرآن خوان گفته شود: بخوان و بالا رو.

 

 

 

[1] -  تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب , ج 7 , ص 420 و  بحار الأنوار : 92 / 185 باب 20.

مردم از دو گروه خارج نیستند: عالم و جاهل.

در این بین این سؤال مطرح است که در تعامل بین این دو گروه اقدام کدامشان اولویت دارد؟!

یعنی آیا جاهلان ابتدائا باید به علما مراجعه کنند یا عالم وظیفه دارند سمت جاهلان بروند.

برای پاسخ به سؤال یاد شده به این حدیث صحیح بیندیشیم:

امام صادق علیه السلام:

مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ بْنِ بَزِیعٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَیْدٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: قَرَأْتُ فِی کِتَابِ عَلِیٍّ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ إِنَّ اَللَّهَ لَمْ یَأْخُذْ عَلَى اَلْجُهَّالِ عَهْداً بِطَلَبِ اَلْعِلْمِ حَتَّى أَخَذَ عَلَى اَلْعُلَمَاءِ عَهْداً بِبَذْلِ اَلْعِلْمِ لِلْجُهَّالِ لِأَنَّ اَلْعِلْمَ کَانَ قَبْلَ اَلْجَهْلِ [1].

ترجمه:

امام صادق علیه السّلام فرمود:

در کتاب على علیه السّلام است که خدا از نادانها براى کسب دانش پیمان نمى‌گیرد تا از دانشمندان پیمان بگیرد که به نادانها دانش بیاموزند زیرا دانش مقدم بر جهل است.

نکته ها:

1-       طبق این حدیث خدای عزوجل بار سنگینی را بر عهده علماء گذارده و آن بذل علم برای جاهل است و دلیل آن را هم قبلیت علم و اولویت وجودی آن طرح کرده است.

2-       از این فرموده استفاده می شود که کار عالمان به مراتب سنگین است و نباید منتظر مراجعه مردم جاهل به آنان باشند بلکه باید برای آموختن علم به مردم اقدام خود جوش داشته باشند.

3-       این روایت مسئولیت مراجعه جاهل به عالم را بر نمی دارد بلکه در صدد تبیین اولویت مراجعه ها ی عالم و جاهل در طول زندگی است.



[1] -  الکافی , ج 1 , ص 41


سیّد ابن طاووس به سند معتبر، از جمیل بن درّاج روایت کرده: مردى خدمت امام صادق علیه السّلام آمد و گفت: اى مولاى من سنّ و سالم بالا رفته، و خویشانم مرده اند، و مونسى ندارم، مى ترسم مرا هم مرگ دریابد، حضرت فرمود:

 برادران مؤمن صالح، براى انس گرفتن از نزدیکان بهترند، و اگر طولانى شدن عمر خود و خویشان و دوستان را خواهى، این دعا را پس از هر نماز بخوان:

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ اَللّهُمَّ اِنَّ رَسُولَکَ الصّادِقَ الْمُصَدَّقَ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَآلِهِ قالَ اِنَّکَ قُلْتَ ما تَرَدَّدْتُ فى شَىْءٍ أَنَا فاعِلُهُ کَتَرَدُّدى فى قَبْضِ رُوحِ عَبْدِىَ الْمُؤْمِنِ یَکْرَهُ الْمَوْتَ وَاَکْرَهُ مَسآئَتَهُ اَللّهُمَّ فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجَّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ وَالْعافِیَةَ وَالنَّصْرَ وَلا تَسُؤْنى فى نَفْسى وَلا فى اَحَدٍ مِنْ اَحِبَّتى.

خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، خدایا رسول راستگوى تصدیق شده ات (درود تو بر او و خاندانش) گفت: که تو فرمودى: در هیچ کارى از کارهایم تردید نکرده ام همچون تردید در گرفتن روح بنده مؤمنم درحالى که او مرگ را خوش ندارد و من هم رنجاندن او را خوش ندارم، خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و براى ولیّت گشایش و عافیت و یارى را نزدیک گردان، و درباره خودم، و احدى از دوستانم بدى قرار مده.

و اگر خواهى یک یک از دوستان خود را نام ببر و بگو: «و لا فى فلان و لا فى فلان» راوى گفت: چون بر این دعا مداومت کردم، چندان عمر یافته ام که از زندگانى ملول و خسته شده ام، و این دعا بسیار معتبر است.

عن امیر المومنین علیه السلام:

لا ترخصوا لانفسکم فتذهب بکم الرخص الی مذاهب الظلمه[1].

ترجمه:

به نفس خود فرصت ورخصت ندهید که این رخصت دادنها شما را بسوی مذهبهای انسانهاس ظالم بکشاند.

نکته ها:

1.       اگر نفس را ول ورها کنی تورا به سوی گمراهی می کشاند.

2.       زخصت هایی که داریم پر بها وبا ارزشند آنها را به نفس اماره ندهیم .

3.       رخصتهای خود را برای کارهایی که کمک به حیات معنوی ما می کنند اختصاص دهیم.

4.       اگر نفس را بیکار بگذاری مذهبت را تغییر می دهد و به سوی مذهب ظالمان می کشاند.

نظر شما چیه؟



[1] - نهج البلاغه،خطبه86