پاسخ به مسائل شرعی، مشاوره، استخاره

حجت الاسلام و المسلمین محمد علی فتحی

پاسخ به مسائل شرعی، مشاوره، استخاره

حجت الاسلام و المسلمین محمد علی فتحی

پاسخ به مسائل شرعی، مشاوره، استخاره
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۱۰۵ مطلب با موضوع «اهل البیت علیهم السلام» ثبت شده است

✅عکس نگاشت | ولایت و نفی طاعوت

🔻ولایت ولی الله مانع جریان یافتن طاغوت در پیکره بشریت و جوامع است.

🔻اگر می بینید که در طول تاریخ طاغوت ها با ولایت بندگان خاص خدا مواجه داشتند، بدین جهت بود که آنان می دانستند با پذیرش ولایت دیگر نمی توانند مردم را جاهل نگه داشته و بر جهل آنان موج سواری کنند.

🔻پراکنده کردن مردم از دور ولایت و دور کردن آنان از خط ولایت استراتژی دشمنان خدا تا قیام قیامت است.

#ولایت #غدیر #غدیری_ام #امیرالمومنین #نفی_طاغوت #اللهم_العن_الجبت_و_الطاعوت

موعود امت ها به یار فعال نیاز دارد. 
یاری که باری از دوش او بردارد و زمینه ساز طهورش باشد نه مانع ظهور.

آیا با تنبلی و سستی و حمایت نکردن از جریان ولایت و نظام اسلامی می توان ادعا کرد مهدی یار هستیم؟ 

مولایمان حضرت ولی عصر ارواحنا فداه مجاهد انقلابی بصیر می خواهد که شبانه روز در خدمت اسلام و ولایت باشد.

✍محمد علی فتحی

🔻 تخریب قبور #ائمه_بقیع علیهم السلام توسط وهابیت کوردل، تحجر و حماقت این گروه افراطی را نشان داد.

 🔻آنان در حفظ آثار یهودیان نهایت کوشش را دارند اما در حفظ میراث نبوت و آثار فرزندان پیامبر اسلام، اقدامی نمی کنند بلکه بنای بر نابودی دارند.

🔻براستی  آل سعود را باید آل یهود دانست نه مسلمان. خاندانی که اگر مانعی برای آنان مثل اعتراض فرقه های اسلامی نمی بود، اقدام به تخریب قبر نبی مکرم هم می کردند.

🔻غده سرطانی آل سعود زخمی بر پیکره امت اسلامی زده که التیام آن به درازا خواهد کشید.
🔻 وهابیت دقیقا کاری را می کند که یهود نسبت به مسلمین جهان دارد انجام می دهد. یعنی نابودی اسلام به دست خود مسلمانان.

🔻آتش تفرقه های مذهبی در جهان توسط استکبار جهانی و صهیونیست به دست وهابیت شعله ور گردیده و جریان تکفیری که آنان به راه انداخته اند، صدای برادران اهل سنت را هم در آورده است.

🔻وهابیت نه به دنبال اصلاح است و نه به دنبال عدالت. آنان همچون  یهود خود را گروه برتر و مذهب برتر در بین فرق اسلامی می دانند بی آنکه در این زمینه مستنداتی مقبول  از قرآن و عترت داشته باشند.

🔻قبور ائمه بقیع اگرچه تخریب شد ولی آثار انوار مقدسه امامان مدفون در آن، هرگز محو نخواهد شد.

🔻آخر مگر می شود نور الهی را خاموش کرد؟

🔻ظلم آل یهود دامن آنان را خواهد گرفت و شیعیان و محبین اهل البیت علیهم السلام دوباره بارگاه ملکوتی ائمه بقیع بر فراز خواهند کرد و ندای اذان شیعه بر بالای آن طنین انداز خواهد شد.

✍ حجت الاسلام و المسلمین محمد علی فتحی 

 عایشه روایت کرده و گفته است: 

▫️رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم هنگامی که اسم #خدیجه مطرح می‌شد، از تعریف و تمجید او و استغفار برای او خسته نمی شد. 
روزی نام او برده شد و #غیرت من به جوش آمد. به او گفتم خدای متعال عوض آن را در پیری به تو داده است. دیدم سخت #غضبناک شد و من از ذهنش ساقط شدم و نزد خود گفتم: خدایا! اگر تو غضب رسولت را از من بردی، دیگر به بدی او را یاد نمی کنم. چون پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم وضع ما را دید، فرمود: چه گفتی؟ به خدا روزی به من ایمان آورد که مردم به من کافر بودند و مرا پناه داد، هنگامی که مردم مرا طرد کردند و از او خدا به من فرزند داد و تو را از من محروم کرد. گفت: با این گفتار یک ماه با من آمد و شد نکرد. [۱]
----------
[۱]: . تاریخ اسلام، ذهبی، ج۱، ص۲۳۸؛ تاریخ دمشق، ج۳۶، ص۱۹۵.


سلام بر مردی که با جان و مال و آبرویش از رسول خدا حمایت کرد و در این کار مبالغه نمود طوری که دشمنان وی را کافر خواندند. 
سلام بر مردی که فرزندش علی سید اوصیاء شد و به خاطر تعییر و سرزنش پسر، پدر را تکفیر کردند.
#حضرت_ابوطالب

زمانی علمای اهل تسنن مرحوم علامه امینی (صاحب کتاب الغدیر) را برای صرف شام دعوت می کنند.

 اما علامه امینی امتناع می ورزد و قبول نمی کند . 

آنها اصرار می کنند که علامه امینی را به مجلس خود ببرند.

به علت اصرار زیاد علامه امینی دعوت را  می پذیرد و شرط می گذارد که فقط صرف شام باشد وهیچ گونه بحثی صورت نگیرد آنها نیز می پذیرند.

  پس از صرف شام یکی از علمای اهل سنت که در آن جمع زیادی از علما نشسته بود (حدود 70 الی 80 نفر) می خواست بحث را شروع کند که علامه امینی گفت :

 قرار ما این بود که بحثی صورت نگیرد.
 
اما باز آنها گفتند : پس برای متبرک شدن جلسه از همین جا هر نفر یک حدیث نقل کند تا مجلس نورانی گردد.

 ضمناً تمام حضار درجلسه حافظ حدیث بودند و حافظ حدیث به کسی گفته می شود که صد هزار حدیث حفظ باشد. 

 

آنان  شروع کردند یکی یکی حدیث نقل کردند تا اینکه نوبت به علامه امینی رسید . 

 

علامه به آنها گفت شرطم بر گفتن حدیث این است که  ابتدا همگی بر معتبر بودن یا نبودن سند حدیث اقرار کنید . همه قبول کردند .

 

 سپس علامه امینی فرمود : قال رسول الله (صلوات الله علیه ) : من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة : هر کس بمیرد و امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است .

سپس از تک تک حضار در جلسه در رابطه  با معتبر بودن حدیث اقرار گرفت و همه حدیث را تایید کردند . 

 

سپس گفت حال که همه حدیث را تایید کردید یک سوال از شما دارم ، بعد از کل جمع پرسید : 


آیا فاطمه الزهرا ( سلام الله علیها ) امام زمان خود را می شناخت یا نمی شناخت ... ؟ 


اگر می شناخت ، امام زمان فاطمه  ( سلام الله علیها ) چه کسی بود ؟ 

 

تمام حضار مجلس به مدت ربع ساعت ، بیست دقیقه ساکت شدند و سرشان را به زیر انداختند و چون جوابی برای گفتن نداشتند یکی  یکی جلسه  را ترک کردند و با خود می گفتند:

 

اگر بگوییم  نمی شناخت ، پس باید بگوییم که فاطمه ( سلام الله علیها ) کافر از دنیا رفته است و حاشا که سیده نساء العالمین کافر از دنیا رفته باشد و اگر بگوییم می شناخت چگونه بگوییم امام زمانش ابوبکر بوده ؟  در حالی که بخاری ( از سرشناس ترین علمای اهل سنت ) گفته : ماتت و هی ساخطه علیهما - فاطمه   ( سلام الله علیها ) در حالی از دنیا رفت که به سختی از ابوبکر و عمر غضبناک بود "و چون مجبور می شدند بر حقانیت و امامت علی بن ابیطالب  (علیه السلام ) اقرار بورزند سکوت کرده و جلسه را با خجالت ترک کردند.

👌زحمت نشرش با شما .

یا علی

دوازده حدیث گهربار و نورانی که حضرت زینب کبری از جد و پدر ومادر و برادران معصومش (صلوات الله علیهم اجمعین) روایت فرموده اند:

حدیث اول؛

قالَتْ (علیها السلام): إنْ کُنْتَ تَعْمَلُ بِما امَرْناکَ وَ تَنْتَهی عَمّا زَجَرْناکَ عَنْهُ، قَانْتَ مِنْ شیعَتِنا، وَ إلاّ فَلا.

فرمود: اگر آنچه را که ما ـ اهل بیت عصمت و طهارت ـ دستور داده ایم عمل کنی و از آنچه نهی کرده ایم خودداری نمایی، تو از شیعیان ما هستی وگرنه خیر.

حدیث دوم؛

قالَتْ (علیها السلام): مَنْ اصْعَدَ إلیَ اللّهِ خالِصَ عِبادَتِهِ، اهْبَطَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ لَهُ افْضَلَ مَصْلَحَتِهِ.

فرمود: هرکس عبادات و کار‌های خود را خالصانه برای خدا انجام دهد، خداوند بهترین مصلحت‌ها و برکات خود را برای او تقدیر می‌نماید

حدیث سوم؛

قالَتْ (علیها السلام): إنَّ السَّعیدَ کُلَّ السَّعیدِ، حَقَّ السَّعیدِ مَنْ احَبَّ عَلیّاً فی حَیاتِهِ وَ بَعْدَ مَوْتِهِ.

فرمود: همانا حقیقت و واقعیت تمام سعادت‌ها و رستگاری‌ها در دوستی با علیّ (علیه السلام) در زمان حیات و پس از رحلتش خواهدبود.

حدیث چهارم؛

قالَتْ (علیها السلام): شیعَتُنا مِنْ خِیارِ اهْلِ الْجَنَّهِ وَکُلُّ مُحِبّینا وَ مَوالی اَوْلیائِنا وَ مُعادی اعْدائِنا وَ الْمُسْلِمُ بِقَلْبِهِ وَ لِسانِهِ لَنا.

فرمود: شیعیان و پیروان ما و همچنین دوستداران اولیای ما و آنان که دشمن دشمنان ما باشند و نیز آن هایی که با قلب و زبان تسلیم ما هستند، بهترین افراد بهشتیان خواهند بود.

حدیث پنجم؛

قالَتْ (علیها السلام): جَعَلَ اللّهُ الاْیمانَ تَطْهیراً لَکُمْ مِنَ الشّـِرْکِ، وَ الصَّلاهَ تَنْزیهاً لَکُمْ مِنَ الْکِبْرِ، وَ الزَّکاهَ تَزْکِیَهً لِلنَّفْسِ، وَ نِماءً فِی الرِّزقِ، وَ الصِّیامَ تَثْبیتاً لِلاْخْلاصِ، وَ الْحَّجَ تَشْییداً لِلدّینِ

فرمود: خداوند سبحان، ایمان و اعتقاد را برای طهارت از شرک و نجات از گمراهی‌ها و شقاوت‌ها قرار داد؛ و نماز را برای خضوع و فروتنی و پاکی از هر نوع تکّبر، مقرّر نمود؛ و زکات (و خمس) را برای تزکیه نفس و توسعه روزی تعیین نمود؛ و روزه را برای استقامت و اخلاص در اراده لازم دانست؛ و حجّ را برای استحکام اساس شریعت و بنای دین اسلام واجب نمود.

حدیث ششم؛

قالَتْ (علیها السلام): خَیْرٌ لِلِنّساءِ انْ لا یَرَیْنَ الرِّجالَ وَ لا یَراهُنَّ الرِّجالُ.

فرمود: بهترین چیز برای حفظ شخصیت زن آن است که مردی را نبیند و نیز مورد مشاهده مردان قرار نگیرد.

حدیث هفتم؛

قالَتْ (علیها السلام): حُبِّبَ إلَیَّ مِنْ دُنْیاکُمْ ثَلاثٌ: تِلاوَهُ کِتابِ اللّهِ، وَالنَّظَرُ فی وَجْهِ رَسُولِ اللّهِ، وَالاْنْفاقُ فی سَبیلِ اللّهِ.

فرمود: سه چیز از دنیا برای من دوست داشتنی است: تلاوت قرآن، نگاه به صورت رسول خدا؛ و انفاق و کمک ـ به نیازمندان ـ در راه خداوند متعال.

حدیث هشتم؛

قالَتْ (علیها السلام): الْزَمْ رِجْلَها، فَإنَّ الْجَنَّهَ تَحْتَ اقْدامِها، و الْزَمْ رِجْلَها فَثَمَّ الْجَنَّهَ.

فرمود: همیشه در خدمت مادر و پایبند او باش، چون بهشت زیر پای مادران است؛ و نتیجه آن نعمت‌های بهشتی خواهد بود.

حدیث نهم؛

قالَتْ (علیها السلام): اَلْبُشْری فی وَجْهِ الْمُوْمِنِ یُوجِبُ لِصاحِبهِ الْجَنَّهَ، وَ بُشْری فی وَجْهِ الْمُعانِدِ یَقی صاحِبَهُ عَذابَ النّارِ.

فرمود: تبسّم و شادمانی در برابر مومن موجب دخول در بهشت خواهد گشت و نتیجه تبسّم در مقابل دشمنان و مخالفان سبب ایمنی از عذاب خواهد بود.

حدیث دهم؛

قالَتْ (علیها السلام): لا یَلُومَنَّ امْرُءٌ إلاّ نَفْسَهُ، یَبیتُ وَ فی یَدِهِ ریحُ غَمَر.

فرمود: کسی که بعد از خوردن غذا، دست‌های خود را نشوید دست هایش آلوده باشد، ـ چنانچه ناراحتی برایش بوجود آید ـ کسی جز خودش را سرزنش نکند.

حدیث یازدهم؛

قالَتْ (علیها السلام): إنَّ اللّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً وَلایُبالی.

فرمود: همانا خداوند متعال تمامی گناهان بندگانش را می‌آمرزد و از کسی باکی نخواهد داشت.

حدیث دوازدهم؛

قالَتْ (علیها السلام): خابَتْ اُمَّهٌ قَتَلَتْ إبْنَ بِنْتِ نَبِیِّها.

فرمود: رستگار و سعادتمند نخواهند شد آن گروهی که فرزند پیامبر خود را به قتل رسانند.

رسول خدا صلی الله علیه وآله  درباره دختر بزرگوارش کلماتی دارد که به عنوان معیار ومیزان سنجش مطرح هستند.

 

از جمله آن کلمات روایتی است که از ایشان درباره سیادت حضرت زهرا بر همه زنان عالم بلکه بر همه خلق  اشاره دارد عبارت است از:

حضرت محمد-صلی الله علیه وآله- فرموده است:

- فَاطِمَةُ سَیِّدَةُ نِسَاءِ أَهْلِ الْجَنَّه.

- فَاطِمَةُ سیّدة نساء هذه الأُمّه.

- فَاطِمَةُ سیدة نساء المؤمنین.

- فَاطِمَةُ سَیِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِین.

 

این روایت باهمه اختلاف الفاظش در:

 

صحیح بخاری:۴/۲۰۹والخصائص نسائی:۳۴والمسند ابی داوود طیالسی:۱۹۷وصحیح مسلم:۷/۱۴۳والمستدرک حاکم نیشابوری:۳/۱۵۳وصحیح ترمزی:۵/۳۲۶وصحیح ابن ماجه:۱/۵۱۸ومسند احمد:۶/۲۸۲ وحلیه الاولیاء:۲/۳۹ نقل شده است.

 

آنچه از فرموده پیامبر استفاده می شود این است که:

 

۱- فاطمه سرور همه زنان پسین وپیشین است.

۲- این روایت ویژگی سیادت آن حضرت رادر مقایسه باهمه زنان مطرح می کند ولی این به معنی سیادت نداشتن آن حضرت بر مردان نمی باشد بلکه آیات تطهیر ومباهله و....بر این نکته دلالت دارند که حداقل ایشان با توجه به مقام عصمتشان در طول معصومین -علیهم السلام- هستند.

۳-سیادت ایشان از حیث معرفت/علم/تقوا/فضائل و....در همه شئونات مربوط به انسان کامل مطرح است.

۴- این روایت بهشتی بودن ونیز عصمت حضرت زهراء-سلام الله علیها- را به همه اعلام می دارد.زیرا این سیادت  برزنان خصوصا وبر همه عالمیان عموما بدون داشتن عصمت به دست نمی آید زیرا:

ان اکرمکم عند الله اتقاکم.یعنی با تقواترین شمادرنزد خدای تعالی با تقواترین شما است.

۵-سیادت حضرت زهرا سلام الله علیها تشریفاتی واز باب لقب وعنوان دادن بدون توجه به اینکه آیا او شایستگی لقب وعنوان را دارد نیست بلکه این نسبت با واقعیت همخوانی دارد.

۶- طبق این ویژگی حضرت هرگونه سخن وعمل  ایشان ونظریات وی بر همه مسلمانان حجت است وکسی نمی تواند با آن مخالفت کند.

۷- هرگونه نسبت گناه دادن از هر نوع که باشد بر حضرت زهرا-سلام الله علیها- حرام است.

در کوفه، شخصى بنام «نجاشى» از سرشناسهاى قبیله یمانیه، و از شاعران متشخص و معروف بود، وى در ماه رمضان شراب خورد، و حتى رعایت قداست ماه رمضان را نکرد، او را به دادگاه امیرمؤمنان على (علیه السلام) ) آوردند، و پس از اثبات شرابخوارى او، امام (علیه السلام) دستور داد، هشتاد تازیانه به او زدند.

سپس دستور داد او را یک شب زندانى کردند، فرداى آن روز به دستور على (علیه السلام) او را احضار کردند، و حضرت بیست تازیانه دیگر به او زد.


او پرسید: دیروز حد شرابخورى را بر من جارى کردى، پس این بیست تازیانه براى چیست ؟!


امام فرمود: هذا لتجریک على شرب الخمر فى شهر رمضان .

 

این بیست تازیانه، به خاطر آن بود که تو حرمت و قداست ماه رمضان را با گستاخى خود، شکستی.


بعد از این جریان، این موضوع براى طایفه او« یمانیه»، گران آمد.

 

آنها سخت ناراحت و خشمگین شدند، طارق بن عبداللّه، (از طرف آنها) به حضور على (علیه السلام) آمد، و سخنانى گفت که خلاصه اش این است :

 

من گمان نمى کردم که شما بین افراد، فرق نگذارى، و بر شخصیتى برازنده و زبردست، مانند نجاشى نیز، حد جارى شود، و او را شلاق بزنى، ودر نتیجه دلهایی را جریحه دار کنى، و امور ما را پراکنده سازى و ما را به جاده اى بکشانى که جاده گمراهى و آتش دوزخ است .

امام على علیه السلام به او فرمود:«و انه لکبیرة الا على الخاشعین بقره/45».

اشاره به اینکه اجراى فرمان خدا، سخت و دشوار است، جز براى آنانکه، تسلیم فرمان خدا هستند.


سپس فرمود: آیا نجاشى جز یک فردى از مسلمین بود، و او حرمت و حدود اسلام را نادیده گرفت، و هتک حرمت کرد، و ما حد الهى را بر او جارى کردیم، که کفاره گناه او است، و خداوند مى فرماید:


«ولا یجرمنکم شنان قوم على الا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوى .مائده/8


 دشمنى با قومى، نباید باعث بى عدالتى شما شود، عدالت را رعایت کنید که به پرهیزگارى نزدیک است ».


عبداللّه در برابر قاطعیت على (علیه السلام) نتوانست چیزى بگوید، و رفت، و شبانه با نجاشى، از کوفه گریختند، و به سوى شام روانه شده و به معاویه پیوستند.

 

نکته:

در راه اجرای عدالت ملاحظه شخصیت های نباید شود. کسانی که موحد واقعی باشند بعداز اجرای عدالت درباره آنان، کرنش کرده و دشمن ولی خدا نمی شوند.


منبع: بحار الانوار، چاپ قدیم، ج 8 ٬ ص 729؛ وسایل الشیعه، ج 18، ص 474.