پاسخ به مسائل شرعی، مشاوره، استخاره

حجت الاسلام و المسلمین محمد علی فتحی

پاسخ به مسائل شرعی، مشاوره، استخاره

حجت الاسلام و المسلمین محمد علی فتحی

پاسخ به مسائل شرعی، مشاوره، استخاره
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۶۹ مطلب با موضوع «عقاید» ثبت شده است

مطلبی که ملا حظه می فرمایید متن یک حدیث و تحلیل آن است که برای پاسخ به این سؤال که آیا باوجود کارهای خوب، انسانهای مشرک و کافر حظی و بهره ای از احسان خود در آخرت می برند یا نه؟  کاربرد دارد:

متن حدیث:


کنز العمّال عن سلمانِ بنِ عامرٍ الضَّبِّیّ : قلتُ : یا رسولَ اللّه ِ، إنَّ أبی کانَ یَقْری الضَّیفَ ، و یُکْرِمُ الجارَ ، و یَفی بالذِّمَّةِ ، و یُعْطی فی النّائِبَةِ ، فما یَنْفَعُهُ ذلکَ ؟ قالَ : ماتَ مُشْرِکا ؟ قلتُ : نَعَم . قالَ : أمَا إنَّها لا تَنْفَعُهُ ، و لکنَّها تَکونُ فی عَقِبهِ أنَّهُم لَن یُخْزَوا أبَدا ، و لَن یُذَلّوا أبَدا ، و لَن یَفْتَقِروا أبَدا .حدیث[1]


ترجمه:


کنز العمّال ـ به نقل از سلمان بن عامر ضبّى ـ : عرض کردم :

اى رسول خدا! پدرم مردى میهمان نواز و همسایه دار بود ، به پیمان وفا مى کرد و در گرفتاریها و سختیها دستگیر بود. آیا اینها براى او سودى دارد ؟

 پیامبر پرسید :

آیا او مشرک، مُرد ؟

عرض کردم : آرى .

فرمود : اینها به حال او سودى ندارد، امّا به سبب این کارها بازماندگان او هرگز گرفتار و خوار و نیازمند نمى شوند .

 

تحلیل این روایت:

1-      1- سؤال این صحابی به خاطر این بود که می دانست پدرش مشرک از دنیا رفته است ولی او  را انسان درستکار، مهمان نواز ، احترام کننده به همسایه و کمک کننده به نیازمندان در اوج سختی ها می دانست . برایش سؤال شده بود که خدای عزوجل با چنین فردی چگونه برخورد خواهد کرد؟ آیا برای این گونه اشخاص پاداشی داده خواهد شد؟

2- شبیه این پرسش در زمانه ما شنیده می شود:  آیا کسانی که مسلمان نبودند ولی خدماتی برای جامعه بشریت کردند مثل مخترع برق , تلفن، داروها و... آیا آنها را خدا به جهنم خواهد برد؟ آیا خدا به آنان پاداش می دهد؟

2-      3- پیامبر اسلام قبل از اینکه به این سؤال پاسخ دهند می پرسند که آیا او(عامر) مشرک مرده است؟ این سؤال به این  جهت است که به پرسشگر بفهماند که به همین راحتی درباره افراد و عاقبت اعمال آنها نمی شود قضاوت کرد و لذا از او می خواهد که اعلام کند که نسبت به کفر پدر خود آگاهی دارد یا نه؟ تا اگر جواب مثبت بود بر اساس معیار های جهنمی بودن یا بهشتی بودن اشخاص، درباره او قضاوت کند. می بینیم که سلمان اقرار می کند که پدرم مشرک از دنیا رفت.

3-      3- پیامبر در ادامه یک حکم کلی می دهد و آن اینکه این کارهای خوب عامر در آخرت برای او فایده ای ندارد چرا که شرک مانع قبولی عمل در آخرت و باعث حبط و نابودی کارهای خوب می شود. عامر درستکار بود ولی اثر این درست کاری را خودش با شرک از بین برده است. با توجه به اینکه بهشت خانه موحدان و یکتاپرستان است قطعا عامر که مشرک بوده نمی تواند بهشتی باشد.

4-      4- در ادامه پیامبر ذهن سلمان را به نکته مهم دیگری معطوف می دارد و آن اینکه با همه شرک پدر، خدای مهربان، جزای خوب در دنیا به او می دهد که از جمله  از بین رفتن فقر و نداری از خاندان او، ذلیل نشدن فرزندان و گرفتار نشدن آنها است.

5-      5- از ذیل حدیث استفاده می شود که کار نیک بدون پاداش نمی ماند اگر شخص در کنار کار نیک اهل ایمان هم باشد هم خدا در دنیا و هم در آخرت به او پاداش می دهد و اگر اهل ایمان نباشد فقط در دنیا پاداش می دهد آن هم نه به خودش بلکه بر بازماندگانش. چنین فردی روز قیامت بیشترین حسرت ها را خواهد کشید:  از یک طرف آه حسرت می کشد که چرا مؤمن نبوده و از طرفی آه می کشد که چرا از کارهای نیکی که در دنیا کرده نمی تواند در آخرت حظی ببرد.

6-       6- وقتی خدای مهربان حتی با وجود مشرک بودن از انسان به خاطر کار های نیکش تشکر می کند چرا مؤمن نباشیم تا حظ هر دو دنیا را ببریم؟!



[1] - کنز العمّال : 16489.


 دوست عزیز! برای بهبود خدمت رسانی نظر مبارکتان را مرقوم فرمائید

متنی که ملاحظه می کنید شبهاتی است که دگر اندیشان و معاندان اسلام در شبکه های مجازی پخش کرده اند.

آنچه می بینید از یک تفکر التقاطی نشأة گرفته و نشان می دهد که نویسنده آن فهم سطحی نسبت به اسلام دارد. در ادامه به پاسخ هایی که فراهم آورده ایم توجه فرموده و به دوستان خود انتقال دهید:

 

شبهه 1-

1400سال است مردم خاورمیانه یکدیگر را به خاطر اعتقادات خود میکشند و در همین حال بی خدایان :

 

برق را کشف میکنند،

تلفن را اختراع میکنند،

قدم در کره ماه میگذارند،

با اینترنت دانشگاهی عظیم را به خانه های ما آورده اند،

واکسن بیماری های مختلف را میسازند،،

و هزاران ارمغان دیگر برای آسایش و رفاه بشر فارغ از هم کیشان خود یا غیر هم کیشان !

جواب:

 اولا نبرد بر سر عقاید مختص به خاور میانه نبوده و در اروپا و آمریکا که شما ادعای فرهنگ داشتن آنها را می کنیدنیز از این جنگها بوده است یکی از دلایل اتفاق افتادن انقلاب کبیر فرانسه و جنگ های صلیبی همین مسئله بوده است.

جنگ‌های صلیبی به سلسله‌ای از جنگ‌های مذهبی گفته می‌شود که به دعوت پاپ توسط شاهان و نجبای اروپایی داوطلب برای بازپس‌گیری سرزمین‌های مقدس از دست مسلمانان برافروخته شد. صلیبیان از جای‌جای اروپای غربی در جنگ‌هایی مجزا بین سال‌های ۱۰۹۵ تا ۱۲۹۱ (۱۹۶ سال) شرکت داشتند. جنگ‌های مشابهی نیز در شبه‌جزیره ایبری وشرق اروپا تا قرن ۱۵ میلادی (۱۰۹۵ تا ۱۵۰۰ حدود ۴۰۰ سال) برپا بود. مبارزان صلیبی یا به اختصار صلیبیان، مسیحیان کاتولیکی بودند که علیه مسلمانان و مسیحیان ارتدوکس در قلمرو روم شرقی و در ابعاد کوچکتر با اسلاوها و بالتهای پگان،مغولها، و خوارج مسیحی می‌جنگیدند. گرچه در بازه‌هایی مسیحیان ارتدوکس با آنها متحد شده، علیه مسلمانان می‌جنگیدند. صلیبیان، توسط پاپ مورد تکریم قرار گرفته و آمرزیده می‌شدند.

صلیبیان در ابتدا با هدف بازپس‌گیری اورشلیم و سرزمینهای مقدس از دست مسلمانان شروع به جنگ کردند و مبارزات آنها در حقیقت پاسخی بود به درخواست رهبران امپراتوری روم شرقی برای جلوگیری از پیشروی ترکان سلجوقی در آناتولی. همچنین، عبارت جنگ‌های صلیبی برای توصیف مبارزاتی همزمان و پس از آن در قرن ۱۶ به کار می‌رودکه در خارج ازشام به دلایل مختلف مذهبی، اقتصادی و سیاسی معمولاً علیه پگانها و خوارج مسیحی و افراد تکفیر شده انجام‌شد. رقابت‌ها بین مراکز قدرت مسیحی و مسلمان گهگاه منجر به اتحاد بین جناحهای مذهبی در برابر مخالفان خود شد، مانند اتحاد مسیحیان با سلجوقیان روم در جنگ صلیبی یکم.

صلیبیان در ابتدا موفقیت‌های موقتی داشتند، اما سرانجام از سرزمین‌های مقدس بیرون رانده شدند. با این حال جنگ‌های صلیبی تأثیرات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مهمی بر اروپا گذاشت. به خاطر درگیری‌های درونی بین شاهان و مراکز قدرت مسیحی برخی از جنگ‌های صلیبی از هدف اولیه‌شان منحرف شدند، مانند جنگ صلیبی چهارم که به غارت قسطنطنیهمسیحی و تقسیم امپراتوری بیزانس بین جمهوری ونیز و صلیبیان انجامیدجنگ صلیبی ششم نخستین جنگی بود که بدون دعا و اجازه رسمی پاپ آغاز شدجنگ‌های هفتم، هشتم و نهم به پیروزی مملوک‌ها و حفصیان انجامید و جنگ نهمپایان‌بخش جنگ‌های صلیبی در خاورمیانه بود[1].

در ثانی نبرد در برابر اعتقاد باطل که منجر به سقوط و انحطاط جامعه انسانی می شود نه تنها نکوهیده نیست بلکه برای بقای بشر ضروری می نماید.

نکته سوم اینکه ادعای بی خدایی بودن مخترعین برق،تلفن،اینترنت و یا کسانی که به ماه رفته اند تهمت به این ها محسوب می شود. اگر زندگی نامه این مخترعین را کمکی مطالعه کنید می بینید که آنها هم در زندگی خود بخشهایی از عمر خود را برای مناجات گذاشته ا ند.

راستی شما می دانستید که پدر علم شیمی جابر حیان شاگرد امام صادق علیه السلام مسلمان و خدا پرست بود.

راستی شما می دانید ابن سینا یک مسلمان بوده و کتاب طبش یعنی قانون سالها در اروپا و آمریکا در دانشگاه های بزرگ جهان تدریس می شده و هنوز هم در جهان از آن استفاده می کنند!؟

در ادامه به لیستی که به برخی از مسلمانان دانشمند اشاره شده توجه تام بفرمائید شاید چشمتان به حقایق باز شود:

1.       ابن بطوطه:جغرافی دان مراکشی.

2.       ابن خردادبه:جغرافی‌دان، تاریخ‌نویس و موسیقی‌شناس ایرانی و نویسنده کتاب المسالک و الممالک.

3.       ابن خلدون:تاریخ‌نگار، جامعه‌شناس، مردم‌شناس و سیاست‌مدار عرب. وی را از پیشگامان تاریخ‌نگاری به شیوهٔ علمی و از پیشگامان علم جامعه‌شناسی می‌دانند.

4.       ابن رشد:فیلسوف نامدار عربی.

5.       ابن سینا:پزشک و شاعر و از مشهورترین و تاثیرگذارترین فیلسوفان و دانشمندان ایران که به ویژه به دلیل آثارش در زمینه فلسفه ارسطویی و پزشکی اهمیت دارد.

6.       ابن طاهر بغدادی: قیه، ریاضی‌دان و ادیب.

7.       ابن طفیل:همه‌چیزدان، رمان‌نویس، فیلسوف، پزشک، اخترشناس و وزیر عرب اهل اندلس.

8.       ابن هیثم:فیزیک‌دان عرب اهل بصره. او اولین دانشمند فیزیک نور در جهان است که در زمینه شناخت نور و قانون‌های شکست و بازتاب آن نقش مهمی ایفا کرده‌است. وی همچنین نخستین دانشمند فیزیک نور در جهان، مخترع ذره‌بین، نخستین اندازه گیرنده سرعت صوت، سرعت نور و محیط کره زمین با استفاده از واحد اندازه‌گیری «ذرع»، نخستین محقق ویژگی‌های نور، ریاضی‌دان و دانشمند حساب، هندسه، مثلثات، جبر بوده است.

9.       ابن یونس: از مشهورترین اخترشناسان و ریاضی‌دانان مسلمان مصری بود که کارهایش در زمان خود به دلیل سر آمد بودن مورد توجه قرار گرفته است.

10.    ابو جعفر خازن خراسانی:

11.    ابوحامد کرمانی:مورخ، پزشک، نویسنده، شاعر و فیلسوف نامدار و برجستهٔ کرمان در قرن ششم و هفتم هجری بود.

12.    ابوریحان بیرونی:دانشمند همه‌چیزدان و ریاضی‌دان، ستاره‌شناس، تقویم‌شناس، انسان‌شناس، هندشناس، تاریخ‌نگارِ برجستهٔ خوارزمی ایرانی.

13.    ابوالعباس نیریزی:ریاضی‌دان و اخترشناس ایرانی است که در پایان سدهٔ سوم و آغار سدهٔ چهارم هجری می‌زیسته است.

14.    ابو سهل بیژن کوهی

15.    ابوسعید سجزی: ستاره‌شناس و ریاضی‌دان بزرگ و مشهور ایرانی قرن چهارم هجری.

16.    ابوعبدالله محمد بن عیسی ماهانی:ریاضیدان، مهندس، منجم و نویسنده ایرانی قرن سوم هجری قمری.

17.    ابوعبیدالله عبدالواحد بن محمد جوزجانی:پزشک ایرانی

18.    ابو منصور موفق هروی:داروشناس ایرانی در سده چهارم قمری. او نویسندهٔ کهن‌ترین کتاب فارسی موجود در داروشناسی است.

19.    ابومعشر بلخی:ستاره‌شناس نامی ایرانی.

20.    احمد بن طیب سرخسی:اریخ‌نگار، سیاست‌دان، زبان‌شناس و فیلسوف ایرانی.

21.    اسفراینی:

22.    بدیع‌الزمان جزری:همه چیزدان و مخترع مسلمان اهل جزیره ترکیه.

23.    ثابت ابن قره:

24.    جابر بن حیان:دانشمند و کیمیاگر و فیلسوف ایرانی

25.    خازنی:اخترشناس مسلمان یونانی تبار

26.    خواجه نصیرالدین طوسی:فیلسوف، متکلم، فقیه، ستاره‌شناس، دانشمند، اندیشمند، ریاضیدان و منجم ایرانی.

27.    خوارزمی:ریاضیدان، ستاره‌شناس، فیلسوف، جغرافیدان و مورخ شهیر ایرانی.

28.    شیخ بهایی (بهاءالدین عاملی):حکیم، فقیه، عارف، منجم، ریاضیدان، شاعر، ادیب و مورخ.

29.    زرین دست:چشم‌پزشکی ایرانی

30.    کمال‌الدین فارسی:ریاضی‌دان و فیزیک‌دان برجسته ایرانی در دوران طلایی اسلام.

31.    عباس بن فرناس:فیلسوف، مخترع و فیزیک‌دان و شیمی‌دان و شاعر عرب.

32.    علوی شیرازی:پزشک و داروشناس قرن دوازدهم هجری قمری

33.    ابوحامد محمد غزالی:فیلسوف، متکلم و فقیه ایرانی و یکی از بزرگ‌ترین مردان تصوف سدهٔ پنجم هجری.

34.    غیاث الدین جمشید کاشانی:ریاضی‌دان برجسته، اخترشناس و شمارشگر زبردست ایرانی.

35.    فارابی:همه چیزدان ایرانی.

36.    شریف ادریسی:جغرافی دان عرب.

37.    محمد مقدسی:جغرافی‌دان قرن چهارم هجری

38.    ابن نفیس:پزشک اهل دمشق.

39.    ابن الحائک

40.    قطب‌الدین شیرازی:پزشک و فیلسوف ایرانی

41.    محمد عوفی:تاریخ‌نگار، زندگی‌نامه نویس، مترجم و ادیب ایرانی

42.    مقیم ارزنی

43.    یعقوبی (ابن واضح):مورخ و جغرافی‌دان شیعی.

44.    ابوحنیفه دینوری:گیاه‌شناس کرد ایرانی.

45.    ابن رسته:کاشف ایرانی.

46.    ابوزید بلخی:جغرافی‌دان و ریاضی‌دان

47.    محمدبن حصار:ریاضی‌دان قرن دوازده میلادی اهل مراکش

48.    فاطمة محمد الفهری:بنیانگذار اولین مؤسسه آکادمیک مدرن که مدرک تحصیلات عالیه ارائه می‌داد

49.    ابن ماجد:دریانورد قرن پانزدهم میلادی منطقهٔ خلیج فارس و اقیانوس هند

50.    زکریای قزوینی:جغرافی‌دان، دانشمند، تاریخ‌نویس و فیلسوف ایرانی‌تبار

51.    ابوالقاسم زهراوی:پزشک و جراح اندلسی.

52.    ابن حزم:فقیه، محدث، فیلسوف، عالم ادیان و مذاهب، ادیب و شاعر و یکی از درخشان‌ترین چهره‌های فرهنگ اسلامی اهل اندلس

اینها تنها تعداد کمی از دانشمندان مسلمانی است که مایه افتخار در جهان هستند. از دانشمندان معاصر به آقای پروفسور مجید سمیعی (زاده ۲۹ خرداد ۱۳۱۶ در شهر تهران از خاندان سمیعی)یک مسلمان و از خاور میانه و ایرانی است اشاره می کنم تا کمی از وادادگی شما نسبت به غرب کاسته شود.

 

شبهه2-

..اما مردم خاورمیانه بهشت را از آن خود می دانند.

جواب:

این هم تهمتی است که شما دلیلی برای آن ندارید. بهشت طبق دیدگاه ادیان توحید در زمین جای ندارد که چنین انگاره ای را مطرح می نمایید لطفا کمی مطالعات خود را بالا ببرید.

شبهه3-

تا به حال پیش خود فکر کرده ایم که چرا خدا 124000راهنمای خود را در منطقه خاورمیانه فرستاده است؟

جواب:

دلیل این مطلب نبود جمعیت در اروپا و آمریکا و استرالیا بوده است. تازه این قاره ها توسط ساکنان خاورمیانه کشف شده است. با توجه به این مطلب معلوم است که پیامبران در جایی ظهور یابند که جمعیتی آنجا باشد. پس این ایراد را نمی توانید بر خاورمیانه وارد کنید.

شبهه4-

تا به حال فکر کرده اید چرا خداوند پیامبری در سرزمینی مثل استرالیا یا اروپا یا امریکا نفرستاده است؟؟

جواب:

خدای مهربان پیامبران را بر اساس سطح فکری و جمعیتی ارسال می کند. آخرین پیامبر خدا یعنی حضرت محمد صلی الله علیه و آله بر خلاف تفکر و اندیشه شما بر جزیرة العربی ها و خاورمیانه ای ها فرستاده نشده است بلکه برای همه جهانیان فرستاده شده اند چنانچه در قرآن کریم در آیه 28 سوره سبأ اشاره به آن شده است: و ما ارسلناک الا کافه للناس بشیرا و نذیرا ولکن اکثر الناس لایعلمون (و ما تو را نفرستادیم مگر برای آنکه مردم را از خطا و گناه بازداشته و نویدبخش و بیم رسان باشی ، اما بیشتر مردم نمی دانند).

به علاوه جغرافیای زیستی علت اصلی ارسال رسل نیست بلکه ضرورت هدایت کردن مردم اقتضای فرستاده شده پیامبران را دارد. پیامبر اسلام همه آنچه بشر تا رزو قیامت به آن نیاز دارد را در قالب قرآن از ناحیه خدای عزوجل آورده و سنت او می تواند راه گشای گره های کور زندگی بشر باشد. کافی است فهم درست و دقیق از آموزه های او داشته باشیم.

شبهه5-

اگر ادیسون، انیشتین، راسل ، گراهام بل ، برادران رایت و ...... جایشان در جهنم هست ؟!! 

پس در بهشت چه کسانی هستند؟!

جواب:

این ادعای شماست که آنها جهنمی اند. اسلام در باره کسانی کار نیک انجام دهد پاداش و جزا را ترسیم کرده است. به تعبیر قران هر کس کار نیکی انجام دهد خدا به او پاداش می دهد ولو او انسان بدی باشد. بله پاداش های برخی علاوه بر دنیا در آخرت هم هست و برخی را خدای عزوجل در دنیا پاداش می دهد و برخی را فقط در آخرت.

پاداش و جزا از ان خداست و عاقبت خیر و یا بد افراد را خود او می داند بله برای جهنمی شدن و یا بهشتی شدن معیارهایی در قرآن و اخادیث بیان شده است که با آنها  می توان قضاوت اولیه درباره سعادت یا شقاوت افراد کرد ولی واقعیت اسن است که از عاقبت افرد جز خود خدای مهربان خبر ندارد.

شبهه6-

1400سال است که هرکس در حکومت اسلامی آمد، خود را اسلام  واقعی نامید، از زمان عمر و حضرت علی(ع) تا بن لادن و ملاعمر و آل سعود  و ......

و حالا هم که ابوبکر البغدادی خود را اجرا کننده  اسلام واقعی میداند!! به راستی اسلام واقعی کجاست؟

جواب:

 این ایراد به مسلمانان است نه اصل اسلام. برداشت های ناروا از اسلام باعث چنین اختلافی شده است و الا اصل اسلام که برنامه الهی و قوانین خدایی است مایه اختلاف نیست. این ایراد در همه ادیان توحیدی و حتی غیر توحیدی وجود دارد که پیروان این ادیان آن گونه که باید پیرو نشده اند مثل خود شما که متاسفانه به خاطر سطح مطالعه کمتان نسبت به اسلام باعث تردید و دودلی مردم شده اید.

شبهه7-

چرا دین کاملی همچون اسلام باید 70 فرقه داشته باشد؟؟

جواب:

اسلام یک عَلم و یک شعار بیشتر ندارد و آن لا اله الا الله  است که لازمه آن محمد رسول الله و علی ولی الله است. همان طور که در شبهه قبلی عرض شد باز این ایراد به اسلام بر نمی گردد بلکه بر پیروان ادعایی اسلام باز می گردد.

 شبهه8-

به راستی که کشورهای مسلمان جهان سوم را با آتش زدن یک کتاب می توان شلوغ کرد، اما کشورهای نوین کافران با کشته شدن یک کودک صدایشان بلند میشود ..

جواب:

در هر دین و آیینی اگر به مقدسات آن توهین شود باید پیروان آن از آیین و دین خود دفاع کنند و الا نشان بی اعتمادی آنها به باورشان خواهد بود.

شما مثل اینکه خیلی دوست داری غیر مسلمان ها را کافر بدانید ولی اسلام نسبت به اهل کتاب چنین نظری ندارد.

از منظر اسلام هرکس در هرجای عالم باشد و ندای مظلومیت سر دهد باید به او کمک کرد و لو آن فرد کافر باشد. و این نشان نهایت احترام اسلام به حقوق بشر و جانبداری از جان و ناموس  مردم است. اینکه ادعا می کنید غربیها و اروپائیها فقط حامی کودکان مظلوم هستند یک ادعایی کذب است اتفاقا کودکان مسلمانان ایران، سوریه، فلسطین، افغانستان و...قربانی اروپائیان و آمریکائیها هستند و در برابر این ظلمها اصلا عکس العملی نشان نمی دهند. شما که ادعای فرهنگ را دارید هنگامی که این کودکان بی گناه کشته می شدند آیا بر اروپائیها و آمریکائیها نهیب زدید و یا اینکه....

شبهه9-

یک فرد دیندار به خودش این اجازه را میدهد که به اسم خدا جان انسانی را بگیرد ...

جواب:

کاش برای این ادعا دلیل هم می آوردید. قتل کسی که به خدای مهربان و آیین و پیامبران او جسارت و توهین می کند واجب است البته به حکم خدا. در دین اسلام و سایر ادیان خودسرانه کسی را کشتن خود گناه محسوب می شود. اگر شما خدا را قبول دارید باید حکم قصاص و یا حکم اعدام او را درباره مرتدین بپذیرید و الا با شما کاری نداریم. چون شما خدا را عملا قبول ندارید!

شبهه10-

اما یک فرد بی خدا برای خدمت به بشریت، قلب مصنوعی میسازد ...

جواب:

شما باز به یک دانشمند تهمت بی خدایی زدید. چرا فکر می کنید که هر کس دانشمند است بی خداست و هر کس با خداست دانشمند نیست!

شبهه11-

انواع داروها را میسازد و .....

جواب:

مسلمانان و با خدا ها هم ساختند. کمی مطالعه خود را ببرید بالا. کافی است در اینترنت یک کم جستجو کنید!

شبهه12-

به راستی ما به کجا میرویم؟

جواب:

همه ما به سوی خدا خواهیم رفت چه بخواهیم و چه نخواهیم!

شبهه13-

هدفمان در زندگی چیست؟

جواب:

ما هدفمان در زندگی بندگی خداست اما شما را نمی دانم.

ما زندگی می کنیم و به همنوعان خود در حد توان خدمت می کنیم شما را نمی دانم!

ما زندگی می کنیم تا زمینه ساز حکومت جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف باشیم و حکومت الهی وی تحقق یابد و ریشه ظلم و بی عدالتی را از بین ببرد اما شما را نمی دانم!

شبهه14-

مگر غیر از این است که شما به خاطر جغرافیای کشورت مسلمانی؟

جواب:

این ادعای شماست ما به خاطر خدا مسلمانیم و خداپرستی ما اقتضای مسلمان بودنمان را دارد.

شبهه15-

مگر غیر از این است که سیاه و سفید یکی هستیم و اسممان انسان است؟

انسان.......

جواب:

همه ما انسانیم و یک خدا داریم ولی برای خدا تعیین تکلیف نمی کنیم و انسان را بالاتر از خدا قرار نمی دهیم زندگی ما بر اساس تفکر اومانیستی نیست بلکه بر اساس تفکر الهی و یکتاپرستی است.

شبهه16-

آیا وقت آن نرسیده که بخاطر انسان بودن به هم کمک کنیم نه به خاطر رضای خدا؟

جواب:

کسی که انسان واقعی باشد خودش را از خدا دور نمی کند بلکه تمام همت خود را برای جلب رضای خالقش می نهد این اقدام نه تنها خلاف انسانیت نیست بلکه جوهره انسانیت است.

تمام موجودات عالم همه تسبیح و تقدیس خدا می کنند اما انسانهایی مثل شما به جای خدا پرستی  و دعوت بشر به خداپرستی از حق دور می شوند!

راستی شما چرا با خدا مشکل دارید؟!

شبهه17-

شما..خدا را در کجا میابید؟

جواب:

خدا جا و مکان ندارد بلکه خود خالق مکانها ست او را خلقتش و از آثارش درک می کنیم. او را لحظه ای درک می کنیم که اگر بخواهد همین لحظه که شما این متن را می خوانید می تواند جان شما را بگیرد و هیچ کس نمی تواند جلوی او را بگیرد!

شبهه18-

در کنار سنگی در کشور بیگانه؟ در سرزمین اعراب ....؟؟ در ضریح های جنس طلا؟ در کعبه؟؟مسجد؟؟

جواب:

خدای ما همه جا حضور دارد.  خدا پرستی که جا و مکان نمی شناسد این امکان مقدسه بهانه ای برای جمع شدن موحدان و یکتا پرستان در کنار هم است.

شبهه19-

یا در کودکی که سرچهارراه از تو طلب یک قرص نان می کند؟؟

یا در کمک به همنوعانت بدون منت؟؟

یا در یاری رساندن به انسانی دیگر بدون کنجکاوی در دینش؟؟

جواب:

همه ما مسلمانان این کار ها را می کنیم ما چه کنیم که شما بدبین هستید و چشمتان را نمی خواهید به حقایق باز کنید!

شبهه20-

مگر پیامبر اسلام نفرموده است که:

"لحظه ای تفکر یک مومن از هفتاد سال عبادت کورکورانه نزد خداوند برتر است"

جواب:

بلکه فرموده اند به همین خاطر شما به تفکر درباره یک نکته فرا می خوانم:

آیا خدا را همانگونه که او است و او می خواهد قبول داری یا آنگونه که خودت می خواهی!؟

شبهه21-

التماس تفکر....

جواب:

 و همچنین

 


[1] به نقل از: https://fa.wikipedia.org

آرامگاه محمد ابن حنبل

 وهابیت کوردل بنای بر قبور را حرام می دانند و قبور ائمه بقیع علیهم السلام را بر اساس همین تفکر تخریب کرده اند ولی می بینید که قبر یکی از امامانشان مقبره دارد؟!

تاکی دروغ به امت اسلامی؟1

کدام دروغتان را باور کنیم؟!

سوال:

چرا همه انسانها از دین خدا باخبر نیستن؟مثلا یه انسان تو روستاهای آفریقا اصلا خبر از اینکه اسلام چیه و چطوره نداره.چرا فقط یه عده از انسانها با اسلام اشنایی دارن ؟؟

 

جواب:

 دلیل این مسأله یا کوتاهی خود افراد در کسب معرفت نسبت به دین اسلام است و یا کوتاهی ما مسلمانان در خصوص تبلیغ دین اسلام.

نا آشنایی افراد نسبت به دین اسلام عیب خود دین نیست.

افراد حق جو باید درباره حقایق موجود در عالم تحقیق و تفحص نمایند و کوتاهی در این خصوص نا بخشودنی است.

در روایتی از امیرالمؤمنین علیه السلام می خوانیم:

لایدرک الحق الا بالجد.

حق بدون تلاش و جدیت درک نمی شود.

نهج البلاغه،خطبه٢٩

دباره تولد امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف دربین علمای اهل سنت دو دیگاه وجود دارد:
دیدگاه اول: عدم تولد ایشان
دیدگاه دوم: متولد شدن وی
هر کدام از گروه ها استناداتی دارند که در مقاله زیر که  رفقای محترم پرسمان مهدویت آن را نگاشته اند به آنها می پردازیم: 
 

در این نوشتار سعی شده به این پرسش که اهل سنت در مورد تولد امام زمان چه نظری دارند پاسخ داده شود ؟

وجود روایات فراوان در زمینة­ مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف، و ‌اعتقاد به آمدن منجی در آخرالزمان، به عنوان عقیده­ای مسلّم در میان مسلمانان پذیرفته شده است.

و این اعتقاد، اختصاص به شیعه ندارد ـ هر چند که عده‌ای از اهل سنت، این امر را نمی‌پذیرند.- ولی عده‌ای از آن‌ها،معتقد به ولادت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریفهستند.

1. محمد بن طلحه شافعی در کتاب «مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول» می­گوید: «مهدی منتظر، در سال دویست و پنجاه و هشت هجری، در سامرا متولد شد. پدرش، حسن بن علی بن محمد بن علی الرضا بن موسی الکاظم بن جعفر الصادق بن محمد الباقر بن علی زین العابدین بن حسین بن علی المرتضی است، و نام­ او محمد و کنیه­اش ابوالقاسم و از القاب او حجت و خلف صالح و منتظر است». و بعد روایاتی را از پیامبر صل الله علیه و آله و سلم در زمینة مهدی موعود نقل می­کند مبنی بر این­که: «مهدی، از نسل من و از فرزندان فاطمه و هم­نام من است و در آخرالزمان قیام می­کند و زمین را از عدل و داد پر می­کند بعد از آن­که از ظلم و جور پر شده است و این قیام، حتمی است حتی اگر یک روز از عمر دنیا بیش­تر باقی نمانده باشد». و پس از ذکر این روایات، آن­ها را بر همان ابوالقاسم محمد بن حسن بن علی … بن علی ابن ابی­طالب متولد دویست و پنجاه و هشت تطبیق می­کند و به اشکال­ها و شبهاتی که در این زمینه ممکن است مطرح شود، پاسخ می­دهد.

2. ‌سبط ابن جوزی حنفی در کتاب تذکرة الخواص، می­گوید: «حضرت حجت «مهدی»، محمد بن حسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی ابن ابی­طالب است. کنیه او، ابوعبدالله و ابوالقاسم است و او است حضرت حجت و صاحب­الزمان و قائم منتظر». سپس از عبدالله ابن عمر روایتی نقل می­کند که رسول گرامی اسلام فرموده: «در آخرالزمان، مردی از فرزندان من قیام می­کند که نام او همانند نام من و کنیه­اش همانند کنیه­ی من است و زمین را از عدل و داد پر می­کند، پس از آن­که از ظلم و جور پر شده است.».

3. عبدالوهاب شعرانی در کتاب «الیواقیت و الجواهر»، که در بیان آرای اکابر و بزرگان علمای اهل سنّت در مسائل مختلف عقیدتی است، فصلی را به وقایعی که قبل از روز رستاخیز و پایان دنیا حتماً اتفاق می­افتد، اختصاص داده است که یکی از آن وقایع، قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است که مفصلاً دربارة آن بحث کرده ،و از قول برخی از اکابر علمای اهل سنت، نقل می­کند که «مهدی، فرزند حسن عسکری است که در نیمه­ی شعبان سال دویست و پنجاه و پنج هـ . ق متولد شد و زنده باقی خواهد ماند تا با عیسی علیه السلام ظهور کند و اکنون که سال نهصد و پنجاه و هشت هجری است، هفتصد و سه سال از عمر شریف او می­گذرد».

چرا برخی از اهل سنت به ولادت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف معتقد نیستند، برای این مسئله می‌توان دلایلی را مطرح نمود؛ از جمله:

‌1. مخفی بودن ولادت آن حضرت


آمدن مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف، از همان زمان نبی اکرم صل الله علیه و آله و سلم و صدر اسلام، امری مسلَّم و شایع و مورد توجه مسلمانان بود. و حاکمان وقت هم از آن اخبار بی­اطلاع نبودند و شنیده بودند که مهدی موعود، از نسل حضرت فاطمه علیها السلام و امام حسین علیه السلام متولد می شود و حکومت ستمکاران به دست­اش منقرض می­گردد و تمام زمین را از عدل و داد پر خواهد کرد؛ به ویژه روایات متعددی که می­گفت، او، نهمین از فرزندان امام حسین علیه السلام است. دولت عباسی از این امر بیم وهراس داشتند و در صدد بودند به هرگونه که شده این خطر را از حکومت خود دفع کنند. به همین‌جهت، خانه­های بنی­هاشم، بویژه خانه­ی امام حسن عسکری علیه السلام به شدّت تحت کنترل و مراقبت مأموران مخفی و علنی دولت عباسی قرار داشت. معتمد عباسی، به عدة از زنان قابله، مأموریت سری داده بود که در خانه­های بنی­هاشم، به‌ویژه خانه­ی امام حسن عسکری علیه السلام رفت و آمد کنند و مراتب را گزارش دهند ،و به گروهی از مأموران خویش مأموریت داد که دائماً و روز و شب، مراقب خانة آن حضرت باشند وبعد از شهادت امام عسکری علیه السلام، دستور داد خانه آن حضرت را بازرسی کنند و گروهی از زنان قابله را فرستاد تا تمام کنیزان آن حضرت را معاینه ، و اگر آبستنی در بین آنان دیده شد، بازداشت کنند. حتّی به خانه­ی امام عسکری علیه السلام هم اکتفا نکرد و دستور داد تمام خانه­های شهر را با کمال دقت بازرسی و کنترل کنند. [1] (ولادت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف شبیه ولادت حضرت موسی علیه السلام می باشد که فرعون، تمام زنان باردار را کشت تا از ولادت او جلوگیری کند، امّا به اراده و خواست خداوند، حضرت موسی علیه السلام در دامان فرعون بزرگ شد.) ولادت حضرت مهدی علیه السلام به خاطر شرایط سخت آن زمان، مخفی بود؛ و حدود پنج سال، قبل از شهادت امام عسکری علیه السلام، یعنی در سال دویست و پنجاه و پنج قمری در شب نیمة شعبان در حالی که تا روز قبل، آثار حمل در مادر حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف برای دیگران ظاهر نبود، به دنیا آمد. و در طول این پنج سال، امام حسن عسکری علیه السلام فرزندش را تنها به خواص شیعیان خود نشان می­داد و او را امام، و حجت بعد از خود معرفی می­کرد. با این وضعیت، طبیعی است دیگران از جمله، اهل سنّت که از اهل بیت پیامبر صل الله علیه و آله و سلم فاصله گرفته بودند، از ولادت آن حضرت مطلع نشوند.

2 . اجتناب از برخی لوازم احتمالی پذیرش ولادت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف


روایاتی که در زمینة مهدی موعود آمده، بسیار زیاد و از نظر مضمون، بسیار متنوع است. در روایات بسیاری، از پیامبر اکرم نقل شده که تعداد ائمه و خلفای بعد از من، دوازده نفر است. مجموع روایات شیعه و سنی در این زمینة نهصد و بیست و پنج حدیث است. در روایات بسیاری ، به نام دوازده نفرائمه تصریح شده، و آمده که اولین آن‌ها امام علی علیه السلام و آخرین‌شان حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف است و این­که نه نفر از آنان از نسل امام حسین علیه السلام هستند و در تعدادی از این روایات نام تمام آنها ذکر شده است. همچنین در روایات متعددی آمده است که امام ‌مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، از فرزندان امام علی علیه السلاماست (214 حدیث ) وامام مهدی از فرزندان فاطمه علیها السلام است (192 حدیث ) و امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نهمین ازفرزندان امام حسین علیه السلام است (148 حدیث ) . … و این که مهدی فرزند حسن عسکری است (145 حدیث) و ‌نام پدر مهدی حسن است (148 حدیث ).‌[2] بنابراین قبول تولد مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف یعنی پذیرش تمامی این روایات و پذیرش این روایات یعنی قرار گرفتن در مقابل انبوهی از سؤالات و مطالبی که اهل سنت هیچ پاسخی برای آن ندارند.

--------------------------------------------------------------------------------

1. ارشاد مفید ، ‌اعلام الوری طبرسی ، اصول کافی کلینی.

2. برای اطلاع تفصیلی، مراجعه کنید به کتاب منتخب­الاثر آیه الله صافی که این احادیث را به تفصیل با ذکر منابع و مصادر شیعی و سنی آن نقل کرده است.

[مجله شماره 6 : - مقالات]

  

حضرت عبدالعظیم علیه السلام می گوید:

محضر آقای خودم امام علی النقی الهادی علیه السلام رسیدم. همین که چشمش به من افتاد فرمود:

 خوش آمدی ای اباالقاسم! تو به راستی دوست ما هستی. عرض کردم: فرزند رسول خدا! می خواهم دین خود را بر شما عرضه کنم. چنانچه این اعتقاد من مورد پسند شماست در آن ثابت قدم باشم تا بمیرم. فرمود: بگو!

عرض کردم: من معتقدم که خدای تبارک و تعالی یگانه است و مانند او چیزی نیست و از حد ابطال و تشبیه بیرون است (خارج از حد نفی خدا و تشبیه او به موجودات است). جسم، صورت، عرض و جوهر نیست؛ بلکه او پدید آورنده جسمها و صورتگر صورتها و آفریننده همه عرض و جوهر است و آفریدگار و مالک هر چیز است و معتقدم به این که محمد صلی الله علیه و آله بنده و پیامبر او و خاتم انبیا است و بعد از او پیغمبر تا روز قیامت نیست و شریعت او پایان همه شریعت هاست و پس از شریعت او شریعتی نیست و معتقدم که امام، جانشین و پیشوای بعد از او امیر المؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام است و پس از او امام حسن علیه السلام و بعد از او امام حسین علیه السلام و بعد علی بن الحسین علیه السلام سپس محمد بن علی علیه السلام پس از آن جعفر بن محمد علیه السلام بعد از آن موسی بن جعفر علیه السلام و بعد علی بن موسی علیه السلام سپس محمد بن علی علیه السلام و بعد شما ای سرور من امام می باشید.

آن گاه حضرت فرمود: پس از من فرزندم حسن است. چگونه خواهد بود حال مردم نسبت به جانشینی او؟

عرض کردم: مگر چطور می شود سرورم؟!

فرمود: به خاطر اینکه جانشین فرزندم، دیده نخواهد شد و بردن نام مخصوص او (م ح م د) جایز نیست تا آن گاه که ظهور کند و زمین را پر از عدل و داد نماید پس از آنکه پر از ظلم و جور شده باشد. عرض کردم: به امامت ایشان هم اقرار می کنم و می گویم دوست آنها دوست خدا و دشمن آنها دشمن خداست نیز می گویم معراج حق است. سؤال در قبر حق است. بهشت و جهنم حق است. صراط حق است و میزان حق است. روز قیامت خواهد آمد و شکی در آن نیست و خداوند مردگان را زنده می کند اعتقاد دارم عملهای واجب بعد از ولایت و دوستی شما، نماز و زکات و روزه و حج و جهاد و امر به معروف و نهی از منکر است.

امام هادی علیه السلام فرمود:

 ای اباالقاسم (کنیه حضرت عبدالعظیم)! به خدا سوگند، ایناست همان دینی که خداوند برای بندگانش پسندیده و بر این اعتقاد پابرجا باش! خداوند تو را بر گفتار استوار و محکم در دنیا و آخرت ثابت قدم بدارد.🌺

 

زرتشت علیه السلام اگر الآن می بود پیرو رسول الله صلی الله علیه وآله می شد.

تعجب میکنم از جماعتی که خود را زرتشتی می دانند ولی نمی خواهند محمدی شوند!؟

 

🌿اعتقادی🌿

سؤال: من نمی خواستم خدا من را خلق کند چرا خلقم کرده با این همه مشکلات و مصائب؟

جواب: شما کجا بودی وقتی خدا می خواست خلقت کنه؟ اصلا وجود نداشتی که تصمیم و اراده بودن یا نبودن رو داشته باشی.

عزیزم! ما در مخلوق بودن کاره ای نبودیم و خلقتمان بهتر از نبودنمان است چون هستی بر نیستی شرافت وفضیلت دارد.

 

 

وقتی به برخی از مردم مسأله ای گفته می شود که طبق شریعت مقدس اسلام و مذهبه حقه شیعه است در جواب می گویند که نه ما آنچه خودمان دلمان می خواهد انجام می دهیم!

مثلا وقتی گفته می شود که نماز را به زبان فارسی نباید خواند می گویند که زبان عربی مال عربها است و من فارس هستم و با زبان فارسی راحت می توانم با خدا صحبت کنم!

یا وقتی می گوییم: خانم حجابت را مراعات کن خدای تعالی امر به پوشش و حجاب کرده و از زینت و آرایش برای نامحرمان نهی کرده است،می گوید:

«دلت پاک باشد» اینها مثل بچه ها یا برادران من هستم.

یا وقتی گفته می شود آقا خمس یا زکات جزو وظایف مالی است که به امرخدای تعالی بر افراد واجب شده است می گوید: نه من مالیات می دهم و اینها را شما از خود می گویید!

امثال این جوابها وادعا ها زیاد است.

 مثلا شنیدم از دوستی که می گفت: دختر یکی از فامیلها وصیت کرد که بعد از مردنش جسد او را آتش زده و خاکسترش را بر رودخانه زرد و یا نیل بریزند. وقتی به او می گویند که این کار از منظر اسلام حرام است، می گوید: من اینگونه مردن را دوست دارم!

یا وقتی به طرف می گویی این برداشت شما از آیه قرآن مخالف با آیه دیگر است و مفسرین چنین تفسیری را قبول ندارند،می گوید: من هرچه خودم می فهمم را قبول دارم!

دلیل این سماجتهای افراد در برابر احکام الهی چیست؟

چرا فقط آنچه خود می خواهند را می پذیرند ولی آنچه مخالف طبعشان باشد را رد می کنند؟

جواب این سوالات یک کلمه است وآن «سرکشی در برابر معبود یکتا» است.

اینان اگر خدا را باور دارند باید «همه آنچه خدا می خواهد» را باور داشته باشند.

«خدا باوری» نشانه اش «تسلیم محض شدن در برابر خواست خدای تعالی» است حتی در کوچکترین حرکتها در مسیر حیات.

اینها کسانی هستند که فکر می کنند کارشان درست است ولی شدیدا در گمراهی اند.

« الَّذینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ هُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعاً»[1].

ترجمه آیه:

آنان که در زندگى دنیا تلاششان گم و نابود مى‏شود، در حالى که مى‏پندارند (همچنان) کار شایسته و نیک انجام مى‏دهند.

اینان به جای «بنده »بودن در برابر خدا می خواهند«مولا»باشند ولو در برخی امور.

اینان دین خدا را تجزیه کرده اند  ومصداق آیه«...أَ فَتُؤْمِنُونَ‏ بِبَعْضِ‏ الْکِتابِ‏ وَ تَکْفُرُونَ‏ بِبَعْضٍ فَما جَزاءُ مَنْ یَفْعَلُ ذلِکَ مِنْکُمْ إِلَّا خِزْیٌ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ یَوْمَ الْقِیامَةِ یُرَدُّونَ إِلى‏ أَشَدِّ الْعَذابِ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُون‏»[2] شده اند.

ترجمه:

آیا به بعضى از دستورات کتاب آسمانى ایمان می ‏آورید وبه برخى دیگر کافر می ‏شوید؟ پس جزاى هر کس از شما که این عمل را انجام دهد، جز رسوایى در این جهان، چیزى نخواهد بود و روز قیامت به سخت‏ترین عذاب بازبرده شوند و خداوند از آنچه انجام مى‏دهید، غافل نیست‏

برادردان وخواهران!

بدانید خود رأیی در انجام اعمال عبادی و روش زندگی بر خلاف عبودیت وبندگی است.

بدانید اگر خدا را قبول دارید باید همه آجه او می خواهد را انجام دهید.

تنها آیینی که در این برهه از زمان تا قیام قیامت پذیرفتنی است و احکام و برنامه هایش خواست الهی است،اسلام است.

دوباره مسلمان شویم!

بدانید که هرکس بر غیر منهج و راه خدا حرکت کند وحتی در کمترین کارها خواست خدا را در نظر نگیرد گمراه گشته و از چشم رحمت الهی خواهد افتاد و در نهایت خسران و زیان دو دنیا نصیبش خواهد شد.

به روایات خوب دقت کنید:

روایت اول:[قصص الأنبیاء علیهم السلام‏] بِالْإِسْنَادِ إِلَى الصَّدُوقِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ سَعْدٍ عَنِ ابْنِ یَزِیدَ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ هِشَامٍ عَنِ الصَّادِقِ علیه السلام قَالَ :أُمِرَ إِبْلِیسُ بِالسُّجُودِ لآِدَمَ .فَقَالَ: یَا رَبِّ وَ عِزَّتِکَ إِنْ أَعْفَیْتَنِی مِنَ السُّجُودِ لآِدَمَ لَأَعْبُدَنَّکَ عِبَادَةً مَا عَبَدَکَ أَحَدٌ قَطُّ مِثْلَهَا!

 قَالَ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ: إِنِّی أُحِبُّ أَنْ أُطَاعَ مِنْ حَیْثُ أُرِیدُ[3].

ترجمه:

هشام از امام صادق علیه السلام نقل می کند که حضرت فرمود:

به ابلیس امر شد که برآدم سجده کند.شیطان گفت:ای پروردگار!اگر مرا از سجده بر آدم عفو کنی عبادتی تو را خواهم کرد که کسی مثل آن نکرده باشد!

خدای بزرگ و بلند مرتبه فرمود: «من دوست دارم در آنچه من امر می کنم اطاعت شوم».

توضیح:

در این روایت ملاحظه می فرمایید که خدای تعالی به شیطان هشدار می دهد که اگر تو اهل طاعت هستی و واقعا من را قبول داری فقط آنچه من می خواهم را انجام بده.طبق این روایت کسانی که در مسیر زندگی «خود رأی» باشد و خواسته خدا را نادیده بگیرند هرچند بهترین عبادتهارا بجا آورند،قطعا رانده شده درگاه خدای تعالی خواهند بود.

مراقب باشید شیطانی نشوید!

روایت دوم: سن، [المحاسن‏] بَعْضُ أَصْحَابِنَا عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْبَصْرِیِّ عَنِ ابْنِ مُسْکَانَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ علیه السلام قَالَ:

 مَرَّ مُوسَى بْنُ عِمْرَانَ عَلَى نَبِیِّنَا وَ آلِهِ وَ عَلَیْهِ السَّلَامُ بِرَجُلٍ وَ هُوَ رَافِعٌ یَدَهُ إِلَى السَّمَاءِ یَدْعُو اللَّهَ فَانْطَلَقَ مُوسَى فِی حَاجَتِهِ فَغَابَ سَبْعَةَ أَیَّامٍ ثُمَّ رَجَعَ إِلَیْهِ وَ هُوَ رَافِعٌ یَدَهُ إِلَى السَّمَاءِ فَقَالَ یَا رَبِّ هَذَا عَبْدُکَ رَافِعٌ یَدَیْهِ إِلَیْکَ یَسْأَلُکَ حَاجَتَهُ وَ یَسْأَلُکَ الْمَغْفِرَةَ مُنْذُ سَبْعَةِ أَیَّامٍ لَا تَسْتَجِیبُ لَهُ قَالَ فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَیْهِ یَا مُوسَى لَوْ دَعَانِی حَتَّى تَسْقُطَ یَدَاهُ أَوْ تَنْقَطِعَ یَدَاهُ أَوْ یَنْقَطِعَ لِسَانُهُ مَا اسْتَجَبْتُ لَهُ حَتَّى یَأْتِیَنِی مِنَ الْبَابِ الَّذِی أَمَرْتُهُ[4].

امام صادق علیه السلام می فرماید:

حضرت موسی- که بر رسول ما و آل او وایشان درود باد- از کنار مردی گذشت که دستانش را بسوی آسمان بلند کرده و دعا می کرد.موسی به دنبال حاجت خود رفت و هفت روز گذشت.بعد از بازگشت، دید که مرد دستان خود را بلند کرده و هنوز دعا می کند.به خدای تعالی عرض کرد:

ای پروردگار!این بنده تو هفت روز است که دستانش را بسوی تو بلند کرده و تو را می خواند و از تو مغفرت طلب می کندآیا او را اجابت نمی کنی؟

وحی آمد که ای موسی اگر او دستانش بیفتد و یا گردنش بریده شود و یا دستش قطع گردد اجابتش نخواهم کرد مگر از طریقی که من گفتم بخواهد.

توضیح:

از این قضیه این نکته استفاده می شود که هرگونه اختراع و بدعت در دین پذیرفتنی نیست و کسانی که از غیر راه الهی و دین او کاری را هرچند در قالب ارزشها باشد را انجام دهند، هرگز خداوند قبول نخواهد کرد.

پس بنگریم به خودمان و از خواب برخیزیم و از غفلتی که دامنگیرمان شده بیدار شویم و مراقب باشیم که «در مسیر حق» باشیم نه اینکه خود مسیر برای خود درست کنیم.

مراقب باشیم «آیین ساز»نباشیم بلکه پیرو«آیین اسلام»باشیم.

امیر المومنین علی علیه السلام اگر علی شد ونام آور همه عرصه در طول تاریخ گشت وجاری در همه زمانها گشت وکسی در فضایل و ویژگیها به مانند او نشد و دوست ودشمن ثنا گوی او شدند به این خاطر بود که او «عبد» بود وهرگز از خود کاری نکرد بلکه دید که خواست خدای تعالی چیست.

آورده اند که روزی به محضر امیر المومنین علیه السلام فالوده آوردند به آن نگاه کرده وبه اصحاب فرمود که دستان خ.د دراز کنید واز آن بخورید.خودش نیز دستش را دراز کرد که بخورد ولی به یک باره دست کشیدند و از آن نخوردند.پرسیدند یا امیر المومنین چرا میل نمی فرمایید؟

فرمود: « یاد رسول خدا افتادم که از آن نخورده اند.چیزی را که رسول خدا صلی الله علیه وآله از آن نخورده نخواهم خورد»[5].

آری علی علیه السلام در کوچکترین چیزها پیرو حق بود حتی در خوردن که کار عادی همه ما انسانها است.

چقدر فاصله است بین «علی وار زندگی کردن» و« ادعای شیعه و پیرو» او بودن.

یا علی! ما از تو دور شدیم و به همین خاطر فرزندان ما مبتلای به انواع گناهان هستند.

یا علی! دختران مسلمان بازیچه شیطان شده اندو جوانان ما غیرت را به فراموشی سپرده اند.

یا علی! پدران و مادران به فکر خواسته های جنسی خودند و از تربیت فرزندان خود متنفر. اصلا بگویم از فرزند داشتن متنفر!

یا علی! سرمایه داران بی رحم شده و فقیران بی دین!

یا علی! از شیعه بودن ادعا مانده و بس.

یا علی! ما ماندیم و بی نهایت رسوایی.

یا ابا غوث ادرکنا!

یا ابا ایتامی! یتیمان امت را دریاب.

یا کاشف الغم عن وجه رسول الله! بیا و این غبار خفت و خواری را دوباره از روی امت اسلامی پاک کن.

یا حیدر کرار و ای کشنده فتنه ها! بیا و فتنه ها را با دو دم شمشیر ذوالفقارت نابود کن.

ای کننده در خیبر بیا و دیوارهای بی اعتمادی به دین را یهود ونصاری برای امت اسلامی بنیان نهاده اند از جا بکن.

یا علی! بیا و این فاصله هایی را که خودمان ایجاد کرده ایم ، کم کن.

یا علی! بیا و ما را بنده کن!

یا علی! بیا و ما اسیران هوای نفس و اسیران شیطان را آزاد کن.

یا علی! مددی.

                       

پی نوشتها:

[1] - الکهف:104

[2] - البقره:85

[3] - بحارالأنوار ج : 2 ص : 262

[4] - بحارالأنوار ج : 2 ص : 263

[5] - عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: بَیْنَا أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام فِی الرَّحْبَةِ فِی نَفَرٍ مِنْ أَصْحَابِهِ إِذْ أُهْدِیَ إِلَیْهِ طَشْتُ خِوَانِ فَالُوذَجٍ فَقَالَ لِأَصْحَابِهِ: مُدُّوا أَیْدِیَکُمْ فَمَدُّوا أَیْدِیَهُمْ وَ مَدَّ یَدَهُ ثُمَّ قَبَضَهَا وَ قَالَ :إِنِّی ذَکَرْتُ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه وآله لَمْ یَأْکُلْهُ فَکَرِهْتُ أَکْلَهُ.( وسائل‏الشیعة،ج24،ص388)