محمد علی فتحی

اطلاع رسانی دوره ها و چلسات، پاسخ به مسائل شرعی، مشاوره، استخاره

محمد علی فتحی

اطلاع رسانی دوره ها و چلسات، پاسخ به مسائل شرعی، مشاوره، استخاره

محمد علی فتحی
طبقه بندی موضوعی
پاسخ های استاد

۱۴۵ مطلب با موضوع «سیاست» ثبت شده است

 طبق آیه  شریفه « وَتَعَاوَنُواْ عَلَى الْبرِّ وَالتَّقْوَى وَلاَ تَعَاوَنُواْ عَلَى الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ[1]» در نیکوکاری و پرهیزگاری یکدیگر را کمک کنید نه در گناه و تجاوز ، مشارکت مردم در اموری که نیکی و تقوا را رقم بزند ضروری می نماید. نیکی یعنی اقدامی در جهت منافع دنیوی و اخروی شخصی و نوعی و تقوا یعنی ایجاد روحیه ای در درون که جلوی نافرمانی دستورات خداوند را بگیرد و افراد را پایبند به ارزش های الهی کند.

در بخش دوم آیه هر گونه اقدامی برای معصیت  کردن و ایجاد دشمنی نکوهش شده است.

برخی در مشارکت های مدنی و انتخابات قصد حضور ندارد و عدم حضور خود را یک ارزش تلقی می کنند. وقتی پای صحبت های این طیف از مردم می نشینیم دلایلی را مطرح می کنند:

1-     من هیچ کدام از این کاندیداها را نمی­ شناسم.

2-     همه اینها دروغگو هستند و نمی توانم اعتماد کنم.

3-     آنهایی که تا به حال آمده اند چه گلی به سرما زدند که کاندیداهای جدید به سر ما بزنند.

4-     اینها به دنبال کاسبی هستند.

5-     طرز  فکر اینها را قبول ندارم و...

موارد یاد شده غالبی است و در بین آنها گزینه اول تا سوم پر تکرار می باشد.

 

نقد دیدگاه ها:

 

نقد دیدگاه اول:

عدم شناخت، به مطالعه نکردن و بررسی ننمودن تفکرات و اندیشه و عملکرد افراد بستگی دارد. در این صورت شخص باید اقدام به شناخت پیدا کردن کند و از افراد مطلع پرسش نماید. چنانچه به این نکته آیه شریفه «فاسئلوا أهل الذکر إن کنتم لا تعلمون[2]» ، از آگاهان بپرسید اگر نمی دانید، اشاره دارد .

 بی تفاوتی و تساهل در این قضیه عذری را برای انسان نمی­آورد و فردای قیامت پرودگار عالم درباره اینکه چرا تحقیق نکردید عتاب خواهد کرد.

اگر کسی بگوید که من توان شناخت ندارم باید در عقل او تردید کرد  چون با وجود ابزارهای شناختی موجود دلیل موجهی یافت نمی­شود.

  نقد دیدگاه دوم:

این ادعا اگر مستند نباشد خود دروغگویی است. غالب افراد این دیدگاه را وقتی پیدا می کنند که یک اشتباهی و یا خطایی را از خود کاندیدا می شنوند و یا از کسانی که با او خصومت دارد شنیده می شود. اگر از خود کاندیدا این دروغ را دیده باشند می توانند اعتماد نکنند، اما از دیگران شنیدن و بدون مدرک و سند پذیرفتن نهایت بی­عقلی است. چه بسا چنین افرادی دچار موج عوام­فریبی شده باشند.

 نقد دیدگاه سوم:

این دیدگاه هم بدون مستندات عین دروغگویی و تهمت زدن محسوب می شود. اگر واقعا فرد با ادله و براهین به این نتیجه رسیده باشد نباید به کاندیدا اعتماد کند.

نقد دیدگاه چهارم:

طرز فکر کاندیداها معمولا بر محور دین و وطن دوستی می­چرخد که هر دو در کنار هم ارزشمند است. اگر طرفداران این دیدگاه مخالف با دین هستند و با این رویکرد قصد مشارکت ندارد باید بدانند که حد اقل برای حفظ کیان  مملکت باید مشارکت کنند؛ زیرا با عدم مشارکت تنها کسی که سود می برد دشمن ملت است. وقتی با عدم مشارکت ، کشور از حیث طرفداری مرتبه­اش پایین بیاید، دشمن متوجه تفرقه در صفوف ملت شده و از این راه وارد مرحله نفوذ می شود.

اگر خدای نکرده دشمن بتواند رخنه پیدا کند عواقب بد آن مثل ،جنگ، قتل ،غارت، بی حرمتی به ناموس، به یغما بردن ثروت مملکت و ... دامن کسانی را خواهد گرفت که مشارکت نداشته اند و این جزو خیانت های بزرگ محسوب می شود.

عدم مشارکت در انتخابات چون در صد حمایت از ارزش های الهی و انسانی را پایین می آورد و خود این زمینه گشترش ضد ارزش­ها در جامعه شده و در نتیجه باعث خصومت اعضای جامعه با هم می­شود و از طرفی انگیزه دشمنی دشمنان را علیه ملت بیشتر می کند، از نوع کمک به گناه و ایجاد دشمنی محسوب می شود.  



[1] - مائده :2

[2] - نحل:43


 

متاسفانه در طول تاریخ برخی از مردم در حمایت ها و جانبداری های  اجتماعی و سیاسی خود روی « فرد» تاکید می کردند و الآن هم این تفکر وجود دارد.

دلیل عمده این نوع از جانبداری را می تواند از دو جهت بررسی کرد:

1-     نبود قدرت تشخیص کافی

2-        حرکت های دماگوژیستی یا عوام فریبانه رهبران

 

خطر هر دو جهت برای به خطر افتادن مردم و یک کشور و یا یک نظام حاکمیتی بسیار زیاد است. مردم اگر سطح آگاهی و معرفتی کافی نداشته باشند با وزش هرگرایشی تمایل به جهت آن پیدا می کنند و این یعنی تایید گرایش انحرافی و کمک به نابودی خود.

رفتار «دماگوژیست»ی رهبران در واقع استفاده از فریب و دروغ و سیاه نمایی و دادن وعده های تو خالی باعث دلسرد شدن مردم نسبت به حاکم و تز حاکمیتی او می شود.

بهترین راه برای رویارویی با این دو خطر بزرگ ترویج فرهنگ « حق گرایی» است.

حق گرایی یعنی آنچه خدا آن را ارزش قرار داده است را بپذیریم. راه رسیدن به این مرتبه از بلوغ فکری، انس با بزرگترین معیار تشخیص حق و باطل یعنی معارف قرآن و عترت است. منابعی که به دلیل وحیانی بودن دستخوش تحریف احدی قرار نگرفته است.

به باور ما هرکه در زندگی از قرآن و عترت بهره مندی بیشتری داشته باشد، سطح تشخیص حق و باطل او زیاد خواهد بود. البته در این مسیر از یک چیز نباید غافل بود و آن برداشت ها و قرائت های شخصی از دین است که خطر بزرگ انحراف را می تواند بیافریند ولی اگر شخص با معیارهای علمی صحیح دست به بهره مندی از « ثقلین» بزند آن « هدایت خاصه» الهی نصیبش خواهد شد.

با توجه به آنچه ذکر شد نقش علمای دین در ایراد سخنرانی، نوشتن، برگزاری نشستهای تبیینی، برای گشترش معارف ثقلین، سنگین تر جلوه می کند. از طرفی حاکمیت باید در سیاستهای کلان کشور طوری برنامه ریزی کند که همه چیز بر اساس حق گرایی اجرایی شود.

این یاد داشت بنا ندارد که حمایت  مردم از یک فرد را کلا زیر سؤال ببرید بلکه تاکید می دارد که حمایت باید با نگرش حق گرایانه باشد.

هرکس بیشترین شباهت را به معیارهای داشته باشد باید از او حمایت کردو از او دفاع نمود.

در بین رهبران عالم معصومین علیهم السلام به دلیل اینکه کوچکترین رفتارشان بر اساس حق بوده می توانند خودشان معیار حق قرار بگیرند مثل مولا امیر المؤمنین علیه السلام که رسول گرامی اسلام درباره ایشان فرمود:

«أَنْتَ مَعَ الْحَقِّ وَالْحَقُّ مَعَکَ حَیْثُ مَا دَارَ[1]» «تو با حق هستى و حق با تو است؛ هر کجا که باشی».

[1] - تاریخ مدینة دمشق ج20، ص361،

محمد علی فتحی


سند تحول بنیادین آموزش و پرورش به مثابه سند تحول راهبردی نظام آموزش و پرورش در افق چشم‌انداز بیست ساله جمهوری اسلامی ایران است که طبق منویات مقام معظم رهبری در سال91 به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسید و به دستگاه های مربوطه جهت اقدام ابلاغ شد.

برخی از ویژگیهای این سند:

1- هماهنگی  با فرهنگ ایرانی- اسلامی

2- استحکام دربرابر نفوذ فرهنگی دشمن

3- توجه به ارزشهای بنیادین اسلامی

4- توجه به اهداف راهبردی نظام جمهوری اسلامی ایران

5- مبتنی بر آرمان های بلند نظام اسلامی

 6-  ترسیم ایرانی توسعه یافته با جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه با هویتی اسلامی انقلابی، الهام بخش جهان اسلام همراه با تعاملی سازنده و

مؤثر در عرصه روابط بین الملل


  نقد:


متاسفانه دولت اصلاحات آقای حسن روحانی به جای اینکه به این سند ملی بها دهد و روی آن تاکید کند با مخفی کاری  و اقدام غیر قانونی سند2030 یونسکو  را امضا کرده که نشان از بی اعتمادی این دولت به نیروهای خودی و توجه به استکبار و بازکردن پای استعمار در کشور است.

در ادامه می توانید سند ملی تحول بنیادین آموزش و پرورش را دانلود نمائید.

روی عکس کلیک کنید


در بین جملات منتقدین جریان اصول گرا از واژه هایی چون پوپولیستی، پولیست استفاده می شود که منظور این توده متهم کردن کاندیدای اصول گرا به عوام فریبی است. درحالی که بین عوام فریبی و پوپولیست[1] که ترجمه دقیق آن عوام گرایی تفاوت فاحش وجود دارد.

برای اینکه بهتر فرق بین دو عنوان یاد شده آشکار شود به ویژگیهای دو دیگاه اشاره می کنیم:

 

عوام فریبی

 

عوام فریبی در  برگردان  واژه دماگوژی (به انگلیسی: Demagogue) و (به فرانسوی: Démagogie) است.

در اصطلاح به گمراه کردن مردم از طریق دادن وعده‌ها و شعارهای دروغین اشاره می‌کند و دماگوگ یا عوام فریب کسی است که با ادعا و دروغ و وعده‌های بی‌پایه و اساس با تحریف حقایق سعی می‌کند مردم را به سوی خود بکشد و موافقت و پشتیبانی آنان را جلب کند.

عوام‌فریبی آن است که شخصی به جای استدلال و اقامهٔ برهان برای اثبات یک عقیده، سعی می‌کند از راه تحریک احساسات و  هیجان‌های جمعی و توسل به عواطف و جوّ حاکم، نوعی تصدیق جمعی نسبت به نتیجهٔ مطلوب خود به دست‌آورد، به شیوه‌ای که تک تک مردم چنین بیندیشند که آن‌ها با پذیرش عقیده، به نوعی یگانگی با گروه رسیده‌اند و این یگانگی به آن‌ها امنیت و قدرت می‌دهد و اگر کسی با عقیدهٔ جمع مخالفت کند، از آن روح امنیت و قدرت محروم خواهد شد.

1-                  در عوام‌فریبی، شخص گروه زیادی از مردم را مخاطب قرار داده، با بیاناتی هیجان‌آور و شورانگیز، احساسات و عواطف آنان را تحریک می‌کند و با تکیه بر همین شور و هیجان عوام، آن‌ها را نسبت به نتیجه و مدعای خود متقاعد می‌کند.

2-                  در عوام‌فریبی، گاه برای افزایش تأثیر روی تک‌تک افراد، از وسایل دیگری همچون برافراشتن پرچم‌ها، نواختن موسیقی مناسب کمک  گرفته می‌شود.

3-                  شیوه غیرمستقیم، مبتنی بر تحریک عواطف مخاطبان در رابطه با استدلال نیست؛ بلکه در آن از شگردهای مختلف دیگری برای برانگیختن روحیه جمعی هر یک از افراد استفاده می‌شود. در این‌جا مخاطب، تک‌تک افرداند، نه توده مردم. مثلاً در یک کتاب یا مقاله، مطلب چنان به فرد تلقین می‌شود که می‌پندارد تمام کسانی که در راه رشد و پیشرفت می‌باشند، آن را پذیرفته‌اند و نپذیرفتن آن، جاماندن از کاروان دانش و پیشرفت است.

4-                  حربه اصلی عوام‌فریبی، این احساس درونی‌است که هر کس می‌خواهد مورد تحسین دیگران قرار گیرد و بر ارزش و احترامش افزوده شود. این احساس گاه باعث تمایل افراد به تشبه به افراد مشهور می‌شود. تهیه‌کنندگان تبلیغات و آگهی‌های تجاری از این روحیه حداکثر استفاده را می‌کنند؛ مانند پوستری که در آن شخصیت معروفی را در حال نوشیدن چای مخصوصی نشان می‌دهد. افزون بر این، سعی می‌شود میان کالای مورد تبلیغ و امور مورد علاقه مخاطب، ارتباط برقرار شود؛ بنابراین در تبلیغات تصویری، در ضمن تبلیغ یک کالا، صحنه‌هایی از طبیعت یا صحنه‌های مهیج ورزشی استفاده می‌شود.

5-                  عوام‌فریبی مخصوص تبلیغات نیست؛ بلکه به ویژه در جهان سیاست مورد استفاده قرار می‌گیرد.

 

 عوام گرایی

 

1-      عَوام‌گرایی یا پوپولیسم (به فرانسوی: Populisme) آموزه و روشی سیاسی است در طرفداری کردن یا طرفداری نشان دادن از حقوق و علایق مردم عامه در برابر گروه نخبه.

2-      این نظریه خواست و نیروی مردم  راجدا از حزب‌ها و نهادهای موجود پیش می برد.

3-       عوام‌گرایی خواست مردم را عین حق و اخلاق می‌داند و بر آن است که می‌باید میان مردم و حکومت رابطهٔ مستقیم وجود داشته باشد. هم چنین با ایمانی ساده فضایل مردم را در برابر منش فاسد طبقهٔ حاکم یا هر گروهی که موقعیت سیاسی و منزلت اجتماعی برتر داشته باشد قرار می‌دهد و می‌ستاید.

4-      یکی از ویژگی‌های عوام‌گرایی یافتن «توطئه‌های ضد مردمی» در هر جاست و این برداشت معمولاً به دشمنی‌های نژادی و قومی دامن می‌زند.

5-      نظریهٔ عوام‌گرایی فلسفی بر آرای هربرت شیلر و بر این فرض اولیه مبتنی است که عامهٔ مردم را افرادی ناآگاه، منفعل و ضعیف می‌پندارد.

6-      پوپولیسم دارای چند ویژگی کلی به شرح زیر است:

- جلب پشتیبانی مردم با توسل به وعده‌های کلی و مبهم، و معمولاً با شعارهای ضد امپریالیستی.

- پیشبرد اهداف سیاسی، مستقل از نهادها و احزاب موجود، با فراخوانی تودهٔ مردم به اعمال فشار مستقیم بر حکومت.

بزرگداشت و تقدیس مردم یا خلق، با اعتقاد به اینکه هدف‌های سیاسی باید به اراده و نیروی            مردم و جدا از احزاب یا سازمان‌های سیاسی پیش برود.

نظر اسلام

از منظر اسلام هر دو جریان خطرناک است. اسلام بر تحقق عدالت اجتماعی با مشارکت عمومی آن هم بر اساس ارزشهای اسلامی و احیای حق و رویارویی با باطل تاکید دارد و اگر کسی بخواهد در برابر یک جریان سیاسی بایستد باید با دعوت مردم به حق و ارئه برنامه منطقی و خالی از دروغ و فریبف اقدام نماید و الا این حرکت حرکتی فریبنده و گول زننده محسوب می گردد.

مردم باید بصیر شوند و حق و باطل را از هم تشخیص دهند و با مشارکت حد اکثری کسی که منادی حق است را حمایت و یاری نمایند.

تهیه و تنظیم از:

محمد علی فتحی

مدرس حوزه و دانشگاه



[1] - Populisme  واژه فرانسوی



یکی از خطاهای بسیار خطرناک که ممکن است فرد به آن مبتلا شود کمک به کسانی است که گناه و معصیت را انجام می دهند.

گناه یعنی سرپیچی از فرمان خدای عز و جل .

 این سرپیچی فقط حدود زندگی فرد را تحت تاثیر قرار نمی دهد بلکه دامنه تخریب برخی گناهان، به دنیا که هیچ  به عالم ملکوت می رسد چنانچه بوی متعفن دهان دروغگو به آسمانها رفته و فرشتگان را آزار می دهد و هفتاد هزار فرشته او را نفرین می کنند.

 

در روایتی از رسول گرامی اسلام می خوانیم:

 

الْمُؤْمِنُ إِذَا کَذَبَ مِنْ غَیْرِ عُذْرٍ لَعَنَهُ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَکٍ وَ خَرَجَ مِنْ قَلْبِهِ نَتْنٌ‏ حَتَّى یَبْلُغَ الْعَرْشَ وَ یَلْعَنُهُ حَمَلَةُ الْعَرْشِ وَ کَتَبَ اللَّهُ عَلَیْهِ لِتِلْکَ الْکَذِبَةِ سَبْعِینَ زَنْیَةً أَهْوَنُهَا کَمَنْ یَزْنِی مَعَ أُمِّه‏[1

ترجمه:

مؤمن هر گاه بدون عذر دروغ بگوید هفتاد هزار فرشته او را لعنت مى‏کنند و از درونش بوئى خارج مى‏گردد که تا عرش مى‏رسد و حاملان عرش او را لعنت مى‏نمایند، خداوند براى آن گناه هفتاد زنا براى او مى‏نویسد که پست‏ترین آنها زنا با مادرش مى‏ باشد.

 

حمایت از افرادی که گناهان فاحش و آشکاری را انجام می دهند در واقع تایید آن گناه محسوب می شود. نتیجه این حمایت این است که « ضد ارزش» به صورت آرام تبدیل به « ارزش» می گردد.

در این بین نقش حمایتی عالمان و دانشمندان از گناه کاران مخرّب تر است چون توده مردم معمولا متأثر از اینان هستند و  زود سخن آنها را باور می کنند.

 قرآن کریم در آیه شریفه3 از سوره مائده می فرماید:

وَ لا تَعاوَنُوا عَلَى اَلْإِثْمِ وَ اَلْعُدْوانِ وَ اِتَّقُوا اَللّهَ إِنَّ اَللّهَ شَدِیدُ اَلْعِقابِ [2].

ترجمه:

و در هر کار خیر و تقوا یکدیگر را یاری دهید و بر گناه و تجاوز همکاری نکنید ، و از خدا پروا نمایید ، که همانا خداوند سخت کیفر است.

 

این آیه صراحتا هر گونه اقدامی را که باعث حمایت از جریان گناه شود نکوهش می کند.

با توجه به آنچه عرض شد ما می توانیم یکی از معیارهای تشخیص شخصیت افراد را میزان حمایت او از گناه و گناهکارن قرار دهیم.

با توجه به اینکه الان در انتخابات ریاست جمهوری قرار داریم با معیار قرار دادن آنچه گفته شد، می توانید اصلح را تعیین نمایید.

 محمد علی فتحی


[1] - بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏69، ص: 264

[2] - مائده : ٣ 

نظررهبر انقلاب اسلامی درباره سند 2030 سازمان ملل و یونسکو :

-  این سند و امثال آن، مواردی نیستند که جمهوری اسلامی ایران تسلیم آنها شود، و امضای این سند و اجرای بی سر و صدای آن قطعاً مجاز نیست و به دستگاههای مسئول نیز اعلام شده است.

- به چه مناسبت یک مجموعه به اصطلاح بین المللی که تحت نفوذ قدرتهای بزرگ نیز قرار دارد، به خود حق می دهد که برای ملتهایی با تاریخ و فرهنگ و تمدن گوناگون، تکلیف معین کند

  

ایرادات سند2030 یونسکو

 

1- این سند بر اساس سبک زندگی غربی طراحی شده است.

2- سندی است تک قطبی که همگان را دعوت به یکسانی با محوریت آمریکا می کند.

3-  باعث تسلط استعمار بر فرهنگ و علم و قدرت ملل می شود.

4- باعث نفوذ دشمن بر عرصه های مختلف کشورمان می شود.

5- در برنامه این سند بحث تغییر جهان ما مطرح است که به صورت مرموز آمیزی تغییر در نظام اسلامی را رقم می زند.

6- این سند یه نوع بی احترامی به ملل اسلامی است و عملا بر ناکارآمدی نظام آموزشی اسلامی تاکید دارد.

7- طبق این سند کشور ها نمی توانند هر درسی را در کتابهای درسی بگنجانند و باید برخی از دروس که مربوط به فرهنگ  ودین کشور هست را تغییر دهند.

8- با وجود سند تحول بنیادین آموزش‌وپرورش که در سال 91 رونمایی شد نیازی به سند نداریم.

9-  براساس اصل یکصد و بیست و پنجم قانون اساسی هرگونه ایجاد تعهد برای کشور در مجامع بین‌المللی نیاز به تصویب مجلس شورای اسلامی دارد که متاسفانه دولت ندبیر و امید خود سرانه آن را قبول کرده و به اجرا گذاشته است.

10 - در سند 2030 در ظاهر عبارت خوبی مانند آموزش و توسعه پایدار به کار برده شده، اما آنچه که از نتیجه عملی آن به دست می‌آید تغییر باورهای مردم و هماهنگ کردن نسل آینده با سیاست‌های نظام سلطه سرمایه‌داری تحت عنوان نظم جهانی است.

11-با توجه به محور بودن تساوی جنسیتی و حقوق بشر و سبک زندگی غربی در سند 2030، نگرانی مهم‌تر این است که دادن این‌گونه تعهدات بین‌المللی بدون تصویب در مراکز تصمیم‌گیری و قانونگذاری کشور، خود زمینه‌ساز فشارهای بین‌المللی و تصویب قطعنامه‌های سازمان ملل علیه ملت ایران به بهانه‌های حقوق بشری خواهد شد و بر مبنای همین تعهدات عده‌ای وطن‌فروش اقدام به نوشتن نامه به رئیس‌جمهور آمریکا می‌کنند و از او می‌خواهند تحریم‌ها را علیه ملت ایران تشدید کنند، همانند آنچه که طراحان و حامیان و سران فتنه 88 در آن سال در نامه به اوباما و در چند هفته اخیر با نامه نوشتن به ترامپ انجام دادند. 

12- خصوصی‌سازی مدارس را نیز باید در جهت اجرای همین سند2030 ارزیابی کرد. رئیس‌‌جمهور سال 94 در آیین نکوداشت مقام معلم تاکید می‌کند «آموزش ‌و پرورش باید به تدریج و گام به گام از حالت دولتی بودن خارج شود». در حالی که خصوصی‌سازی آموزشی و سلب اختیار از دولت‌ها و حاکمیت کشورها که توسط میلتون فریدمن اقتصاددان آمریکایی پیشنهاد شده، مهم‌ترین ویژگی سند آموزشی2030 دیکته شده از سوی یونسکو و در راستای اهداف نظام سرمایه‌داری جهانی است و مهم‌ترین دستاورد آن نفوذ جریان‌ها و منابع روشنفکری و سکولار در فضای آموزشی و تربیتی کشور بر مبنای آموزه‌های غربی است. این هدف آشکارا در کتابچه‌های راهنمای یونسکو با عنوان «آموزش همگانی جهانی» به چشم می‌خورد. به همین دلیل است که برخی تئوریسین‌های دولت یازدهم علنا اعلام می‌کنند «دوره آموزش‌ و پرورش ایدئولوژیک به پایان رسیده است.»!

13- بحث «عدالت جنسیتی آموزشی» که در این سند آمده بر یکسانی افراد بشر از دو جنس مؤنث و مذکر تاکید دارد و این نه عقلانی است و نه اسلامی.

14- در این سند حتی یک بار از خدا و دین سخنی نیامده است.

15- بیشتریک کلمات پر تکرار ،جنسیتی، جنسی و زن بوده است.

 نکته مهم:

انچه ذکر شد برابر سندی است که ذیلا ملاحظه می کنید. این سنددر کشور ماترجمه شده است و یافته های من بر اساس آن بوده است.

    

 

جدول مغایرتهای سند2030 یونسکو 

 

نرم افزار اندرویدی سند 2030 را با کلیک روی عکس دانلود کنید:

 

  

✅روشن کردن کذب جریان اصلاح طلب و تاثیر آن بر روند انتخابات

خدای عزوجل می فرماید:


فَقُطِعَ دَابِرُ الْقَوْمِ الَّذِینَ ظَلَمُوا وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ.


ترجمه:


ﺩﺭ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺭﻳﺸﻪ ﻛﺴﺎﻧﻰ ﻛﻪ [ ﺑﻪ ﺁﻳﺎﺕ ﻣﺎ ﻭ ﺑﻪ ﻣﺮﺩم ] ﺳﺘﻢ ﻭﺭﺯﻳﺪﻧﺪ ، ﺑﺮﻳﺪﻩ ﺷﺪ ؛ ﻭ ﻫﻤﻪ ﺳﺘﺎﻳﺶ ﻫﺎ ﻭﻳﮋﻩ ﺧﺪﺍ ﻣﺎﻟﻚ ﻭ ﻣﺮﺑﻰ ﺟﻬﺎﻧﻴﺎﻥ ﺍﺳﺖ .(الأنعام:۴۵) 


نکات:

 

۱. دروغ علاوه بر اینکه ذاتا منفور است خود به خود نفرت زا هم هست.

۲. بیان دروغ های جریان مقابل با مستندات قوی می تواند عموم مردم را روشن کرده و منزلت آنها را در دلها پایین بیاورد.

۳. حرکت روشنگری باید خالصانه با بیان قوی و با رعایت نهایت ادب و تقوا باشد.

۴. استفاده از فضای ارتباطی موجود با حضور بصیران می تواند در این روشنگری ما را یاری کند.

۵. نقد اندیشه و تفکرات جریان مقابل با ادله عقلانی و وحیانی غیرت دینی مردم را به جوش آورده و خود به خود مشارکت مردمی را در حذف جریان 

مستقر رقم می زند.


شخصی که به خاطر خطاهایش منزلت خود را از دست می دهد برای اینکه به جایگاه گذشته خود بازگردد دو راه بیشتر ندارد:
1-  توبه از گذشته و طلب پوزش از مردم و جبران اشتباهات گذشته
2- استفاده از خطاها و اشتباهات جدید برای تثبیت جایگاه خود.
گزینه اول را فردی انتخاب می کنند که متواضع و فروتن و حق گرا بوده و احساس مسئولیت وجود او را گرفته است.
اما گزینه دوم را اشخاصی انتخاب می کنند که روحیه تکبر و خود برتربینی دارند و نقد دیگران را توهین قلمداد می کنند. 
چنین افرادی از درون انسانهایی دو رو و منافق محسوب می شوند و برای تثبیت جایگاه خود عوام فریبی می کنند. بر اصول ارزشی پایبند نبوده و نسبت به رعایت آن اصول تساهل و تسامح به خرج می دهند. این افراد تعهدی به پایبندی بر حق ندارد و لذا به راحتی دروغ می گویند. از خصلتهای اینان فراموشی است که هر از گاهی گریبان آنها را می گیرد و کار دستشان می دهد.
پیروزی به هر قیمتی شعار این جماعت است غافل از اینکه چنین شعاری به سقوط شخصیتی و منزلت فرد در دنیا و آخرت می انجامد.
این افراد هم خود گمراه هستند و هم دیگران را گمراه می کنند و با این کار لعنت الهی را بر خود می خرند و چه بد معامله ای می کنند!
در فرموده ای ازامیرالمؤمنین علیه السلام آمده است:
مَا ظَفِرَ مَنْ ظَفِرَ بِالْإِثْمِ وَ الْغَالِبُ بِالشَّرِّ مَغْلُوب[1]
یعنی :
آنکه با گناه پیروز شده و با شر برتری یافت، پیروز نشده و او مغلوب است.
این فرموده سنت الهی را در خصوص نا پایداری ظلم و ظالم را تداعی می کند.
خدای عزوجل دفاع از جامعه ایمانی را که مؤمنان آن را تشکیل داده اند وعده خود قرار داده است چنانچه در آیه إِنَّ اللَّهَ یُدافِعُ‏ عَنِ‏ الَّذِینَ‏ آمَنُوا[2] اشاره می کند. طبق این آیه و آیات مشابه، هر کسی با ظلم و گناه بخواهد بر مردم چیره شود، قطعا شکست خواهد خورد.
در قرآن می فرماید:
فَقُطِعَ دابِرُ الْقَوْمِ الَّذِینَ ظَلَمُوا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِین‏[3].
ترجمه: و (به این ترتیب،) دنباله (زندگی) جمعیّتی که ستم کرده بودند، قطع شد. و ستایش مخصوص خداوند، پروردگار جهانیان است.
شاعر چه خوب گفته است:
دیدی که خون ناحق پروانه شمع را
چندان امان نداد که شب را سحر کند
 
 
 

[1] - نهج البلاغه،حکمت327
[2] - الحج:38
[3] - انعام:45

محمد بن مسلم قال:کنا عند أبی جعفر علیه السلام على باب داره بالمدینة فنظر إلى الناس یمرون أفواجا، فقال لبعض من عنده:

حدث بالمدینة أمر؟

فقال: أصلحک الله ولی المدینة وال فغدا الناس یهنؤونه،

فقال: إن الرجل لیغدی علیه

بالامر یهنئ به، وإنه لباب من أبواب النار[1].

ترجمه:

نزد امام باقر علیه السلام در مدینه جلوی منزلش بودیم که حضرت مشاهده کرد مردم گروه گروه حرکت می کنند.از کسی که نزدش بود پرسیدند:

 در مدینه اتفاقی افتاده؟

عرض کرد: خدا امرتان را به صلاح دارد به حکمرانی مدینه والیی گماشته شده و مردم صبح زود برای تبریک ورودش می روند.

حضرت فرمود:

"مرد صبح می کند که تبریک به آنکس بگوید در حالی که او دری از درهای آتش است".

نکته:

1.    هر حرکتی جمعی دلیل بر حقانیت و مثبت بودن آن نیست.

2.    استقبال از کسی که ظلم می کند و یا گماشته ظالم است خود ظلم است.

3.    والی ستمگر باب ورود به آتش است.



[1] - وسائل الشیعه،ج۱۷،ص۱۸۸

خوش گمانی در روزگار فتنه و فساد وفریب،باعث ضرر است

امیرمؤمنان على علیه‏السلام فرمود:    

 «... اذَا اسْتَوْلَى الْفِسادُ عَلَى الزَّمانِ وَاهْلِهِ فَاحْسَنَ رَجُلٌ الظَّنَّ بِرَجُلٍ فَقَدْ غَرَرَ[1]»

ترجمه:

... هرگاه فساد و تبهکارى بر روزگار و اهلش چیره شد، اگر مردى به مرد دیگرى خوش بین باشد، فریب خورده و نادانى کرده است.

آقای حمیدروحانی می گوید:

سازمان منافقین در سالهاى قبل از پیروزى انقلاب، کوشش فراوانى کردند تا نظر امام خمینى قدس سرّه را به خود جلب کنند ازجمله فردى به نام حسین روحانى را به نجف فرستادند او طى یک ماه به طور مداوم و روزى یک تا یک و نیم ساعت خدمت امام مى‏رسید و با بیان آیات قرآن ونهج البلاغه به تبیین مواضع سازمان مى‏پرداخت و برخى از کتابهاى سازمان را نیز در اختیار امام گذاشت به این امید که امام آنها را تأیید کند ولى آن عالم ربّانى پس از شنیدن سخنان نماینده منافقین ومطالعه کتابها پاسخ مى‏دهد که من هنوز به نظر نهایى درباره شما نرسیده‏ام و باید با افراد مطلع دیگرى گفتگو کنم.

منافقین که از این راه طرفى نبستند، نزد علما و روحانیون مبارزى که با امام رابطه داشتند رفتند و از آنها خواستند که با تلگراف و نامه از امام بخواهندکه سازمانشان را تأیید کند و آنها نیز چنین کارى را انجام دادند و سیل سفارشها و درخواستها امام را تحت فشار قرار داد، ولى‏دست پرورده قرآن ونهج البلاغه دربرابراین فشارها وجوسازیهامقاومت کرد و با بصیرت و آگاهى خاص خود به این سازمان خود فروخته- که بعدها ماهیت پلیدش براى همه روشن شد- اعتماد نکرد[2].

نمونه تاریخی:

روایت شده است که اسماعیل، فرزند امام ششم مى‏خواست، مقدارى پول در اختیار شخصى (شرابخوار) بگذارد تا برایش تجارت کند. در این باره با پدرش، مشورت کرد. امام علیه‏السلام فرمود: فرزندم! آیا نشنیده‏اى که این مرد شراب مى‏نوشد؟ عرض کرد: مردم این گونه مى‏گویند. حضرت فرمود: این کار را نکن. (پول خدو را به او مسپار) اسماعیل، اندرز پدر را نپذیرفت وسرمایه خود را به او سپرد و مرد نیز براى تجارت به‏ یمن رفت. پس از باز گشت، نه تنها سودى به اسماعیل نپرداخت، بلکه سرمایه‏اش را نیز پس نداد (ودر اثر حسن ظن اسماعیل به فرد بدکار، زیان دید)[3].

دلیل اینکه نباید در روزگار فساد حسن ظن به افراد داشت این است که :

متاسفانه غالب مردم بر اساس رفتار اجتماعی و آنچه که درجامعه به صورت ارزش در آمده ولو در نزد خدای تعالی بی ارزش باشد زندگی می کنند.

خصوصیات اجتماعی بر روحیه افراد تأثیر منفی می گذارد در چنین فضایی حسن اعتماد دشوار است.



[1] - نهج البلاغه، فیض، حکمت 110، ص 1140.

[2] - نهضت امام خمینى، حمید روحانى، ج 3، ص 402- 412.

[3] - وسایل الشیعه، ج 13، ص 230، بیروت.