۲۱۶ مطلب با موضوع «سیاست» ثبت شده است

سرفصل های مهم دستاوردهای انقلاب اسلامی

 مهمترین سرفصلهای مهم انقلاب اسلامی کشور عزیمان ایران اسلامی را لیست کرده ایم.

مطالعه دقیق آنها و تبیین این عناوین برای عموم مردم، امید به نظام را رقم می زند:


1.      حاکمیت اسلام بر پایه ولایت فقیه

2.      سرنگونی استبداد 2500 ساله شاهنشاهی در ایران

3.      ارتقای مشارکت سیاسی و آگاهی های مردم با گسترش علم و دانش در سطوح مختلف

4.      کسب استقلال و آزادی و قطع کردن دست استعمارگران و ایادی آنها از میهن اسلامی

5.      تحقیر ابرقدتهای و امپریالیسم خصوصا آمریکا و صهیونیست

6.      مقابله با فرهنگ منحط غرب و شروع مقابله با تهاجم فرهنگی

7.      رویارویی با اقتصاد مصرفی و شروع به سمتتقویت اقتصاد داخلی و برون رفت از اقتصاد تک محصولی

8.      دفاع قهرمانانه در مقابل حملات دشمنان خصوصا رژیم بعث

9.      تشکیل سپاه و بسیج مردمی

10.  خودکفایی نظامی

11.  تجدید حیات اسلام در جهان

12.  شکستن ابهت پوشالی ابرقدرتها

13.  الگوسازی برای ملتهای مستضعف وامید بخشی  به مستضعفین جهان خصوصا مسلمانان برای نجات خود از دست مستکبران و آماده کردن دلهای آنان برای دفاع از حق خود

14.   ایجادهمگرایی و وحدت امت اسلام و حمایت از مسلمانان مظلوم و ستم دیده

15.  ایجاد بیداری امت اسلامی

16.  دگرگون سازی سرنوشت امت اسلام و حرکت به سمت پیشرفت اسلامی

17.  جهانی سازی دفاع از آرمان فلسطین

18.  تقویت معنویت و اخلاق در حوزه های مختلف

19.  تحول به ملتی شجاع جهادگر و شهادت طلب وحاضر در صحنه ها

20.  آزادی سیاسی،آزادی در انتخابات و تعیین سرنوشت،آزادی بیان و اندیشه

21.  کسب استقلال سیاسی و قطع کردن پای مستشاران بیگانه از کشور

22.  تأسیس حکومت اسلامی

23.  قانون اساسی

24.  شکل گیری نهادهای اسلامی و مردمی

25.  روی کارآمدن مسئولانی مردمی

26.  هماهنگی میان ملت و دولت

27.  احیای ولایت فقیه

28.  شکستن تابوی دخالت روحانی در سیاست

29.  زمینه سازی برای قیام امام مهدی(عج)

30.  احیای  دستورات اسلام  از جمله احکام سیاسی عبادی از جمله حج ابراهیمی، نماز جمعه

دانلود فایل



سلمان محمدی

 رهبر انقلاب در ابتدای درس خارج روز دوشنبه مورخ ۲ بهمن‌ماه، به ذکر حدیثی ازامام صادق(ع)، درباره خصوصیات جناب سلمان فارسی پرداختند. نظر به اینکه این حدیث می‌تواند الگویی اخلاقی و رفتاری برای نیروهای مؤمن و انقلابی باشد، خط حزب‌الله برای اولین‌بار آن را منتشر می‌کند.

بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم.

الحمد للّه ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین و لعنة اللّه علی اعدائهم اجمعین.

«عَن مَنصورِ بنِ بَزرَج، قال: قُلتُ لِأَبی عَبدِاللّهِ الصّادِق (علیه‌السّلام):

 ما أَکثَرَ ما أَسمَعُ مِنکَ یا سَیِّدی ذِکرَ سَلمانَ الفارسی»، راوی می‌گوید چقدر من زیاد می‌شنوم از شما که نام سلمان را می‌برید و از او یاد می‌کنید. معلوم می‌شود که حضرت [امام صادق (علیه‌السّلام)] مکرّر در مکرّر راجع به سلمان مطالبی را می‌فرموده‌اند.

این شخص تعجّب می‌کند که چیست که اینقدر موجب شده شما به او توجّه دارید، یا شاید مثلاً به او محبّت دارید و از این قبیل. «فَقال: لاتَقُل «الفارسی» وَ لکِن قُل سَلمانَ المُحَمَّدی»، یعنی نسبتِ او، فراتر از نسبت قومی و میهنی است؛ نسبت دینی است. این البتّه به هیچ‌وجه، طعن به قوم فارس نیست؛ پیغمبر اکرم و ائمّه (علیهم‌السّلام) از فارس - مردم ایران- تمجید کردند، تعریف کردند؛ در این که تردیدی نیست. می‌خواهد بفرماید که این شخص، فراتر و بالاتر از این است که به نسبتِ قومی شناخته بشود؛ نسبتِ او، نسبتِ عقیده و دین و پیامبر است؛ او کأنّه مثلاً- فرزند پیغمبر است.

«أَ تَدری ما کَثرَةُ ذِکری لَه؟» [حضرت فرمود] می‌دانی چرا؟

 «قُلتُ: لا.

قال: ثَلاثِ خِصالٍ»، سه خصوصیّت در سلمان بود که این موجب می‌شود که من او را زیاد یاد کنم و نام او را ببرم -لابد مثلاً- اجلال کنم او را، تعظیم کنم او را یا محبّت به او بورزم.

«أَحَدُها: ایثارُه هَوی أَمیرِالمُؤمِنین (علیه‌السّلام) عَلی هَوی نَفسِه»، چیست آن سه خصلت؟

یکی‌اش این است: میل امیرالمؤمنین را بر میلِ خود غلبه می‌داد. از این معلوم می‌شود که بیش از یک بار چنین چیزی اتّفاق افتاده که حضرت چیزی را اراده کردند، سلمان چیز دیگری در دل خود و در ذهن خود می‌خواسته است ولیکن میل و هوای امیرالمؤمنین را  -«هَوی» یعنی میل- بر میل خود ترجیح داده است.

ببینید مقام امیرالمؤمنین را؛ حالا البتّه اینها که گوشه‌وکنارهای آن عظمت و آن جلالت الهی و ملکوتی و جبروتی است ولی خب، اینها همه، هرکدام یک نشانه است.

«وَ الثّانیَة: حُبُّهُ لِلفُقَراء وَ اختیارُه اِیّاهُم عَلی أَهلِ الثَّروَةِ وَ العَدَد»،

[دوّم:] فقرا را دوست می‌داشت. بعضی‌ها از طبقه‌ی مستضعف جامعه اصلاً بدشان می‌آید؛ حاضر نیستند طرف آنها بروند، نگاه بکنند به آنها! خودشان را برتر از آنها می‌دانند؛ او نه؛ فقرا را دوست می‌داشت، آنها را بر اهل ثروت ترجیح می‌داد. اگر فرض بفرمایید در یک جایی امر دایر بود بین یک سرمایه‌دارِ محترمِ خیلی پول‌داری یا یک فقیری، یا باید مثلاً خانه‌ی این برود یا خانه‌ی آن برود، یا باید به این سلام کند یا باید به آن سلام کند، این فقیر را بر آن غنی ترجیح می‌داد؛ اینها درس است دیگر.

ما طلبه‌ها، ما جامعه‌ی روحانیّت و علمی، یکی از خصوصیّات‌مان از اوّل همین بوده است که با ضعفا و طبقه‌ی ضِعاف نزدیک بوده‌ایم؛ این خیلی امتیاز بزرگی است. بله، گاهی پول‌دارها ممکن بود سراغ یک عالمی هم بیایند، او هم یک احترامی بکند امّا معاشرت روحانیّون ما، علمای ما، مراجع ما، ائمّه‌ی جماعت ما -علمائی که بودند با مردم- عمدتاً با مردم فقیر و زیر متوسّط بوده است؛ این خیلی چیز مهمّی است؛ این را باید نگه بداریم. حالا که علما و روحانیّت، به یک موقعیّتی در عالم سیاست دست پیدا کرده‌اند، نباید آنچه را تاریخچه‌ی ما و سنّت کهن ما است از دست بدهیم. اینکه در یک شهری یک عالمی مثلاً باشد، [ولی] بین مردم معروف باشد که ایشان با تجّار و با پول‌دارها و با باغ‌دارها و مانند اینها [اُنس دارد] - مهمانی خانه‌ی این؛ مهمانی در باغ آن- امّا با فقرا نه، اُنسی ندارد؛ این چیز خوبی نیست. این هم یک خصوصیّت.

«وَ الثّالِثَة: حُبُّهُ لِلعِلمِ وَ العُلَماء»، یکی هم این [سوّمی]: جناب سلمان علم را دوست می‌داشت، علما را دوست می‌داشت.

 این سه خصوصیّت در این بزرگوار، موجب می‌شود که امام صادقِ با آن جلالت و عظمت، نسبت به او گرایش پیدا کند، محبّت -یا تجلیل و تعظیم- نسبت به او بکند. «إِنَّ سَلمانَ کانَ عَبداً صالِحاً حَنیفاً مُسلِماً وَ ما کانَ مِنَ المُشرِکین[1]»، [می‌فرمایند: سلمان بنده‌ی صالحِ حنیفِ مسلمان است و از مشرکین نیست].

 



[1] -  منبع حدیث: « بحار» 22/ 327- از کتاب« امالى» مفید.

 

اهمیت پژوهش از دیدگاه مقام معظم رهبری

ما اگر تحقیق را جدی نگیریم، باز سالهای متمادی بایستی چشم به منابع خارجی بدوزیم و منتظر بمانیم که یک نفر در یک گوشه ی دنیا تحقیقی بکند و ما از او یا از آثار تألیفی بر اساس تحقیق او استفاده کنیم و اینجا آموزش بدهیم. این نمیشود؛ این وابستگی است؛ .....من بارها گفته ام که ما از شاگردی ننگمان نمیکند که شاگردی کنیم؛ استاد پیدا بشود، ما پیش او شاگردی میکنیم؛ اما از این ننگمان میشود که همیشه و در همه ی موارد شاگرد باقی بمانیم؛ این که نمیشود.[1]

 

[1]  - دیدار اساتید و رؤسای دانشگاهها ۹/مهر/۸۶

پاسخ به اظهار نظر روحانی درباره نقد امام معصوم

حق بودن گفتار و کردار و تقریر معصوم علیه السلام

پیامبر و امام به عصمت شناخته می شوند. با عصمت است که مردم پذیرای سخن آنان و هدایت شان می شوند.

معصوم بودن پیامبر و امام جزو لاینفک اعتقادات علمای اسلام است و خدشه وارد کردن در خصوص این جایگاه خود گناهی بزرگ محسوب می شود.

وقتی می گوییم کسی معصوم است به این معنا است که تمام گفتار و کردار او «حق» است و هرگز از روی هوی و هوس کاری انجام نمی دهد.

وقتی کسی معصوم شد اعتراض در کار و گفتار او ممنوع خواهد بود.

این ممنوعیت از ناحیه خدای عز وجلّ است چنانچه بر این نکته آیه شریفه دلالت دارد:

وَ ما کانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَی اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ یَکُونَ لَهُمُ الْخِیَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ یَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً مُبیناً[1].

ترجمه:

و هنگامى که خدا و رسولش درباره امرى از امور مؤمنان فرمانى صادر کردند، هیچ مرد و زن مؤمنى در کارشان اختیارى ندارند و آنان را نرسد که آنچه خود مى خواند برگزینند. و هر کس خدا و رسول او را نافرمانى کند قطعاً به گونه اى آشکار گمراه گشته است.

این آیه اگرچه درباره داستان ازدواج رسول خدا (صل‍ی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) با همسر پسر خوانده‏اش زید می باشد ولی عمومیت دارد و یک قضیه کلی یعنی باطل بودن اعتراض بر فرمان پیامبر را می رساند چنانچه مفسرین یبزرگ قران همچون علامه طباطبائی قدس سره به آن اشاره دارند[2].

علاوه بر آیه یاد شده وحیانی بودن گفتار پیامبر از مسلمات اعتقادات مسلمانان است که برآن آیه 3 و 4 سوره نجم دلالت دارد:

و ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی[3].

کسی که بر معصوم علیه السلام معترض باشد اعتراض اواز دوحال خارج نیست:

1-   به مقام معصوم علم و آگاهی ندارد؛

2-   می داند که پیامبر و امام معصوم هستند.

تحلیل این دوحال:

-        در صورت اول چنین شخصی حق اعتراض و نقد معصوم را ندارد چرا که درباره شخصیت وی هیچ معرفتی ندارد. در صورتی انسان می تواند نقد طرف مقابل را بکند که بر هندسه فکری او اشراف داشته باشد. چنین شخص جاهلی نقد و اعتراضش خود بی ادبی و جسارت به مقام عالم است.

-         در صورت دوم که شخص به عصمت پیامبر و امام آگاه است، اعتراضش مسموع نخواهد بود چرا که اعتراض او اعتراض بر خود حق است. مگر حق قابل نقد شدن است؟!

نقد گفتار حسن فریدون(روحانی)

جای تاسف است که شخصیت اول اجرایی  کشور در یک نطق، نقد بر امام دوازدهم و پیامبر را جایز بداند و بر قضایایی استناد کند که گوینده آن جزو مخالفین مکتب اهل البیت علیهم السلام است.

اصل از قضیه ازا ار امام صادق علیه السلام چنین نقل می کنند:

مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ یُونُسَ عَنْ زَیْدِ بْنِ الْجَهْمِ الْهِلَالِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام. قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ:

 لَمَّا نَزَلَتْ وَلَایَةُ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیه السلام. وَ کَانَ مِنْ قَوْلِ رَسُولِ اللَّهِ ص. سَلِّمُوا عَلَی عَلِیٍّ بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنِینَ فَکَانَ مِمَّا أَکَّدَ اللَّهُ عَلَیْهِمَا فِی ذَلِکَ الْیَوْمِ یَا زَیْدُ! قَوْلُ رَسُولِ اللَّهِ ص. لَهُمَا:
قُومَا فَسَلِّمَا عَلَیْهِ بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنِینَ، فَقَالَا: أَ مِنَ اللَّهِ أَوْ مِنْ رَسُولِهِ؟ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ لَهُمَا رَسُولُ اللَّهِ ص: مِنَ اللَّهِ وَ مِنْ رَسُولِهِ، فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لا تَنْقُضُوا الْأَیْمانَ بَعْدَ تَوْکِیدِها وَ قَدْ جَعَلْتُمُ اللَّهَ عَلَیْکُمْ کَفِیلًا إِنَّ اللَّهَ یَعْلَمُ ما تَفْعَلُونَ...[4]

ترجمه:
زید بن جهم هلالی گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام می‌فرمود:

 

وقتی ولایت علی بن ابیطالب علیه السلام نازل شد و پیغمبر صلی اللّه علیه و آله فرمود: به علی به عنوان «امیرالمؤمنان» سلام کنید . ای زید! آنچه خداوند در آن روز به آن دو تأکید کرد، این سخن رسول خدا بود که: برخیزید و به او به عنوان امیرمؤمنان سلام دهید، آن دو گفتند:‌ای رسول خدا، آیا این از سوی خداوند است یا از سوی رسولش؟
رسول خدا به آن دو فرمود:

 از خدا و رسول اوست، پس خداوند این آیه را نازل کرد: «و سوگند‌ها را پس از محکم کردنش که خدا را ضامن آن کرده اید مشکنید، زیرا خدا میداند چه می‌کنید[5]».

چند سؤال:

اینجا جای سؤال است از آقای حسن فریدون(روحانی) که پیشوا و اسوه شما در زندگی کیست؟

شما در مسیر سیاسی خود با چه تفکری دم خور هستید ؟

با تفکر کسی که در غدیر خود بعد از اعلان وصایت و خلافت و امامت امیر المؤمنین علیه السلام اعتراض می کند و می گوید:

آنچه گفتی خودت گفتی یا از جانب خدا گفتی؟

چنین شخصی جسورانه این اعتراض را به پیامبر خدا می کند و نمی فهمد که خدا درباره پیامبرش فرموده:

لا ینطق عن الهوی ان هو وحی الا یوحی[6].

آقای روحانی شما پیرو چنین شخصیتی هستید؟ اگر آری فعلی الاسلام السلام اذ بلیت الامة بمثلک!

آقای روحانی! امام دوازدهم حجت خدا بر روی زمین است. حجت خداگفتار و فعل و تقریرش حق است. وقتی تمام شئون وجوی امام حق باشد چطور می توانید بر او نقد وارد کنید؟ مگر به حق هم می شود نقد وارد کرد؟!

 یک تحلیل:

به نظر می رسد بیان چنین مطالب باطلی جنبه سیاسی داشته باشد که ظریفانه و همراه با مغلطه توسط روحانی مطرح شده است و آن عبارت است از:

به راه انداختن سیل انتقاد بر ولی فقیه.

وقتی امام دوازدهم قابل نقد شود قطعا می توان نائب عام اورا که عصمت ندارد، نقد کرد؟!

با اینکه رهبران عظیم الشأن انقلاب خود معتقد به نقدشان بوده و هستند.

 جا دارد علمای امت اسلامی خصوصا مراجع عظام در خصوص سخنان این شیخ جسور و بی ادب موضع گیری نمایند!

خادم اسلام و مسلمین محمد علی فتحی



[1] - احزاب: 36

[2] - ترجمه المیزان: ج‏16، ص: 481 و 482

[3] - نجم:3و4

[4] - اصول کافی جلد ۲، انتشارات قائم آل محمد، چهارم، ۱۳۸۷، حدیث شماره ۷۶۰

[5] - نحل : ۹۱

[6] - نجم:3و4

کلیدواژه ها و جملات مهم بیانات مقام معظم رهبری مد ظله در دیدار مردم قم

سلام رفقای عزیز 

هم اکنون می توانید با کلیک بر متن زیر کلید واژه  و جملات جدا شده از بیانام تقام عظم رهبری را دانلود کنید.

 کلیدواژه ها و جملات مهم بیانات مقام معظم رهبری مد ظله  در دیدار مردم قم[1]



[1] - به‌مناسبت سالروز قیام نوزدهم دی1396/10/19

نفوذ اقتصادی به روش بانکی و نقش حوزویان در جلوگیری ازآن

یکی  از شیوه های نفوذ استعمار در بدنه نظام های الهی، نفوذ اقتصادی است.

این نوع نفوذ به روش های مختلف انجام می شود. یکی از مهمترین مصادیق نفوذ دشمن، ایجاد بانک های ربوی در جهان است.

در کشور ما ایران اسلامی نیز با تاسیس بانک ها، به ظاهر عملیات بانکی بدون ربا انجام نمی شود ولی در واقع نوع تعاملات در بانک ها ، گرفتن بهره های زیاد در برابر سپرده ها و نیز دادن وام های کلان به اشخاص خاص و طبقه اشراف  بدون ضمانت قوی و بدون سود، ربوی بودن این بانک ها را نشان می دهد.

تولید پول توسط بانک مرکزی بدون پشتوانه واقعی فقط فرصت سوء  استفاده را برای اقلیت اشراف زاده فراهم می کند و عموم مردم نمی توانند از آن بهره برداری کنند.

وقتی طبقه مرفه جامعه از تسهیلات ویژه بانک ها استفاده نمایند، عمده فعالیت های اقتصادی در دست این پنج درصد می افتد و آنان نبض بازار را در دست گرفته می توانند بر گرانی یا ارزانی اجناس بازار تاثیر بگذارند.

با موج گرانی که توسط این افراد ایجاد می شود نارضایتی اقتصادی از طرف مردم به حاکمیت شنوانده می شود و اگر حاکمیت نتواند این مشکل را حل کند نا کار آمدی نظام مطرح شده و نفوذ به روش نرم تحقق می یابد و نتیجه چنین نظام قطعا سقوط است.

در این باره نقش علماء و مراجع عظام در تبیین ساختار بانک اسلامی خود را عمیق نشان می دهد.

کوتاهی دانشمندان اسلامی در ترسیم بانکداری اسلامی کمک به جریان نفوذ اقتصادی از طریق سیستم بانکی است که خیانتی بزرگ برای نظام اسلامی محسوب می شود.

در خصوص اهمیت بانکداری اسلامی سخنان بصیرانه و هوشمندانه مقام معظم رهبری حضرت آیت‌الله امام خامنه‌ای مد ظله در یک سال بعد ازشروع زعامت و رهبری  ایشان قابل توجه دلسوزان نظام است:

«بانکداری اسلامی - پول را در جامعه به شکل اسلامی مطرح کردن و داد و ستد کردن - مسأله‌ی بسیار مهمی است. اگر بتوانیم این حقیقت را به معنای جامع کلمه در جامعه به وجود بیاوریم، فتح عظیمی در دنیا خواهد بود. فتح، فقط فتح قلعه‌ها و سنگرها نیست. اگر کارگزاران دستگاه بانکی بتوانند این را به معنای جامع و کامل مسأله اجرا و پیاده کنند، بزرگترین سنگر اقتصادی امروز دنیاست. خصوصیت بانکداری اسلامی و از لوازم آن، دادوستد پول بر اساس غیر ربا، تنظیم مبادلات پولی بر اساس قوانین اسلامی و معاملات اسلامىِ صحیح است، که در آنها ظلم و استثمار و کنز و تبعیض و اختلاف طبقاتی و امثال اینها به وجود نمی‌آید[1]

طبق دیدگاه ایشان، اگر بانک ها به شیوه اسلامی فعالیت کنند فتح الفتوحی اتفاق خواهد افتادکه می توان گفت شاهرگ حیاتی دشمن با این استراتژی زده می شود.

امید که حوزه های علمیه و علماء که پیشگامان فتح های بزرگ بودند بتوانند این فتح الفتوح را اجام دهند.

محمد علی فتحی



-[1] تاریخ 7 شهریور 69 (یک سال پس از آغاز رهبری)

ایرانی

ایرانی باشرف و وطن دوست اغتشاش نمی کنه و از فتنه گر حمایت نمیکنه.


سب مقدسات مخالفان از منظر قرآن


قال الله تعالی:

ولَا تَسُبُّوا الَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ فَیَسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بِغَیْرِ عِلْمٍ  کَذَلِکَ زَیَّنَّا لِکُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِم مَّرْجِعُهُمْ فَیُنَبِّئُهُم بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ[1]

ترجمه:

(به معبود) کسانى که غیر خدا را مى خوانند دشنام ندهید، مبادا آنها (نیز) از روى ظلم و جهل، خدا را دشنام دهند. این گونه براى هر امّتى عملشان را زینت دادیم. سپس بازگشت همه آنان به سوى پروردگارشان است. و آنها را از آنچه عمل مى کردند،آگاه مى سازد (و پاداش و کیفر مى دهد).

 

نکته ها:

 

1-      این آیه به صراحت ناسزاگویی به کفار و مشرکین را نکوهش می کند و دلیل آن را مقابله آنان به مثل و سب خدای تعالی می داند.

2-     ناسزا گویی به مقدسات اشخاص طبق آیه شریفه نکوهش شده و حرام می باشد.

3-     از آیه استفاده می شود که منطق اسلام ناسزا گویی نیست بلکه عقاید خود را مسلمان واقعی با برهان و دلیل مطرح کرده و از آن دفاع می کند.

4-     لعن اگرچه ناسزا گویی و سبّ محسوب نمی شود ولی قطعا بدتر از آن است.

5-     لعن دشمنان اهل البیت علیهم السلام آن هم به صورت علنی و در زمانه ای که دشمن به دنبال شکاف انداختن بین صفوف مسلمین است، کاری است خلاف آیه قرآن و سیره عملی اهل البیت علیهم السلام.

6-     اهانت و سبّ و لعن بزرگان فرق اسلامی طبق فتاوای مراجع عظام جایز نیست و شیعه واقعی با برهان و دلیل می تواند آنان را نقد کند.

7-     یک مورد لعن علنی از اهل البیت علیهم السلام نسبت به بزرگان اهل سنت گزارش نشده است اگر مواردی هم باشد قطعا از حیث سندی اعتبار ندارد.

8-     اگر به واسطه اهانت به مخالفین مذهب، پیروان آنان ، خون شیعه ای را بریزند قطعا یکی از شریکان جرم، سبّ و لعن کننده می باشد.

9-     شیعه واقعی نه از اهل البیت علیهم السلام جلو می افتد و نه عقب. شیعه ملازم اهل البیت علیهم السلام است.

10- در سیره عملی اهل البیت علیهم السلام اهانت و سبّ بزرگان اهل سنت جای ندارد.

11- برادران اهل سنت، رفتار ناشایست جهّال از شیعه را به پای اهل البیت علیهم السلام و شیعیان بصیر و متعهد ننویسند.

خادم اسلام و مسلمین محمد علی فتحی



[1] -  انعام:108

پیروزی مقاومت پیام شهید سردار سلمیانی

 

مقاوت در مبارزه با دشمن نتیجه اش پیروزی است. 

مذاکره با دشمن جز شکست، نتیجه ای نخواهد داشت.

 

سردار تشکر، خدا قوت برادر.

 

سردار سلیمانی تشکر

 

ایام محسنیه

چند نکته درباره بدعت ایام محسنیه

1-      بی تردید مصیبت شهادت حضرت محسن بن علی دلهای همه محبان خاندان عصمت علیهم السلام و آزادگان جهان را داغدار کرده است.

2-      قاتلین این سبط پیمبر قطعا مغضوب الهی هستند که لعنت خدا بر آنان باد.

3-      اظهار اندوه و تاسف بر این مصیبت از موارد قربات الی الله است.

4-      بی تردید برگزاری ایام محسنیه در این برهه از زمان جز ایجاد شکاف و تفرقه بین امت اسلامی چیز دیگری نخواهد داشت.

5-      از بین علما و مراجع سلف بصیر و آگاه به زمان و علمای فعلی کسی دستور به برگزاری چنین مناسبتی نکرده است.

6-      در سیره عملی اهل البیت علیهم السلام نیز چنین چیزی وجود ندارد.

7-      متاسفانه جریان خطرناک آخوندهای انگلیسی با مسائلی از این دست به اختلاف افکنی بین امت اسلامی و زشت کردن چهره شیعه دامن می زنند.

8-      شیعه واقعی نه جلوتر از اهل البیت علیهم السلام حرکت می کند و نه از آنان عقب می افتد.

9-      شیعه واقعی و با بصیرت ملازم اهل البیت علیهم السلام است.

لطفا این پیام را منتشر کنید.

فلسفه و اسرار حج

فلسفه و اسرار عمیق حج[1]!.

مراسم پرشکوه حج- همچون عبادات دیگر- داراى برکات و آثار فراوانى‏ در فرد و جامعه اسلامى است که اگر طبق برنامه صحیح انجام پذیرد و از آن بهره بردارى درستى شود مى‏تواند هر سال منشا تحول تازه‏اى در جوامع اسلامى گردد.

این مناسک بزرگ در حقیقت داراى چهار بعد است که هر یک از دیگرى ریشه‏دارتر و پر سودتر است:

1- بعد اخلاقى حج-

مهمترین فلسفه حج همان دگرگونى اخلاقى است که در انسانها به وجود مى‏آورد، مراسم" احرام" انسان را به کلى از تعینات مادى و امتیازات ظاهرى و لباسهاى رنگارنگ و زر و زیور بیرون مى‏برد، و با تحریم لذائذ و پرداختن به خودسازى که از وظائف محرم است او را از جهان ماده جدا کرده و در عالمى از نور و روحانیت و صفا فرو مى‏برد، و آنها را که در حال عادى بار سنگین امتیازات موهوم و درجه‏ها و مدالها را بر دوش خود احساس مى‏کنند یک مرتبه سبکبار و راحت و آسوده مى‏کند.

تحلیل کیفی گفتار حسن فریدون(روحانی) به روش کد گذاری کیفی

 روحانی در بخشی از سخنان در «همایش بین ‌المللی مقابله با ریزگرد ها»، گفت:

 

 «بحث در مورد اینکه کدام کشور باید در منطقه قوی ‌تر باشد را کنار بگذاریم. قوی ‌ترین کشور در منطقه نباید به عنوان هدف اول دنبال شود؛‌ بلکه منطقه قوی تر باید مدنظر باشد. نه اینکه یک کشور بخواهد در برابر سایر کشورها قد علم کرده و تفرقه و اختلاف را بیشتر کند. ما همه یک خانواده در خاورمیانه هستیم و نمی‌ توانیم از هم فاصله بگیریم. باید به فکر منطقه قوی ‌تر باشیم».

  نکته مهم:  این تحلیل فقط بر اساس متن یاد شده است.

مهمترین کدها:

 

قوی بودن یک کشور، بحث نکردن درباره توانمدی ملی دربرابر ملت ها، هدف اول نبودن ، منطقه قوی تر ، قد علم کردن ، تفرقه ، اختلاف ، خانواده خاورمیانه،  فاصله ملت ها ، همگرایی.

تحلیل محتوا:

 

1-       شاید یکی از دلایلی که باعث شده رئیس جمهور به فکر این باشد که در منطقه خاورمیانه سخنی درباره قوی شدن یک کشور مثل ایران به عنوان نماد قدرت اسلامی مطرح نشود این است که او تلاش های منطقه ای ایران را معطوف به هدف خاصی کرده است. طبق اظهار نظر او و با توجه به کد های قد علم کردن ، تفرقه و اختلاف ، قوی شدن کشوری مثل ایران را عامل جدایی بین ملتهای منطقه می داند!

2-       جای تعجب است که ایشان بین قوی تر شدن  کشور در منطقه و تحقق قلدری - با توجه به کد (قد علم کردن) – و تفرقه و اختلاف ملازمه ایجاد کرده است. این درحالی است که طبق مبانی نظری اسلام درباره مسأله حکومت، حاکمیت دینی اصلا سازگاری با مقوله قلدری کردن بر ملت ها ، و تفرقه انداختن و ایجاد اختلاف بین ملت ها را ندارد.

3-       شاید مهمترین دلیلی که گوینده را به فکر انداخته تا بحث قوی شدن منطقه را هدف اول کشور بداند این است که ما قوی بودن ملت خود را عامل اصلی ایجاد تفرقه و اختلاف در بین ملت های خاورمیانه بدانیم که این یک اتهام بزرگ بر نظام اسلامی و ملت شریف ایران است و تنها از این عبارت دشمنانی چون اسرائیلی ها و آمریکائیها و ایادی و اذناب آنها می توانند خرسند باشند. جالب این است که این تفکر با مسأله صدور انقلاب اسلامی در تضاد است. مسأله ای که طراح آن امام راحل قدس سره است.

4-       چه اشکالی دارد که هدف اول کشور ما قوی شدن در منطقه باشد و در عین حال بتوانیم در منطقه نه قلدری کنیم و نه باعث اختلاف شویم و نه باعث تفرقه!

5-       بحث قلدر بودن یک کشور(ایران) و عامل تفرقه و اختلاف در منطقه بودن چیزی است که من را به یاد عبارت معروف « محور شرارت در منطقه » می اندازد.

6-        آیا عامل اصلی جدایی ملت های اسلامی در منطقه ، کشور قدرتمند ایران است؟ اگر این را قبول داشته باشید شما مردم ایران و نظام را متهم کرده اید!؟

7-       چرا به جای تاکید بر عامل اصلی تفرقه در خاورمیانه که اسرائیل و آمریکا و ایادی آنها باشد، نظام را مورد تخطئه قرار می دهید!

8-        شاید با یک نگاه خوش بینانه به این گفتار روحانی، این برداشت را کرد که او به دنبال این است که وحدت بین ملت های خاورمیانه با « تقسیم قدرت» بین آنها ایجاد کند. اگر کسی کمی درباره مسائل کلان سیاسی و تمامیت ارضی ملتها، مطالعه چند دقیقه ای کرده باشد خواهد فهمید که این امر نشدنی است. در طول تاریخ سابقه نداشته چنین اتفاقی بیفتد. بله در آمال می شود این تفکر را پروراند ولی عملیاتی شدن آن دشوار است.

9-       تنها چیزی که می تواند همه ملتهای خاورمیانه بلکه جهان را متحد و یکپارچه کند، فقط برپایی حکومت جهانی موعود امتها حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است که لازمه این حکومت حرکت به سمت قوی شدن ملتی است که داعیه زمینه سازی ظهور آن موعود مبارک است.

خادم اسلام و مسلمین محمد علی فتحی

چرا رهبری دخالت نمی کند؟

تا درباره یک نفر ار مسئولین دولتی تخلفی صورت می گیرد  که در خبرگزاری ها به طور رسمی منتشر شده است برخی از آقایان حامی ، اعتراض می کنند که آیا رهبر انقلاب خو.د نمی دانند که  این مسئول تخلف کرده است؟ چرا برخورد نمی کند.

این نگاه واین نوع پرسش ها در واقع طفره رفتن از سؤال و انداختن توپ به زمین دیگران است.

 درست است که مقام معظم رهبری حفظه الله تعالی شخص اول مملکت است و اشراف به همه قضایای کشور دارند و لی این علم، باعث نمی شود که مستقیم در مسائل ورود نمایند. چرا که نظام اسلامی موجود، دارای بخش های مختلف است ازجمله قوای مقننه  و قضائیه که یکی از وظایف اولی نظارت بر عملکرد رئیس جمهور و تذکر به ایشان و نیز قوه قضائیه مسئول رسیدگی به تخلفات مسئولین محسوب می شود.

این تقسیم کار مسئولیت رهبر را در برخورد آنی با متخلفین کم می کند.
رهبر عزیز ما وظیفه ارشاد و راهنمایی افراد را دارند و سایر قوا که به عنوان بازوان رهبری محسوب می شوند باید به وظیفه قانونی خود عمل نمایند.
هرگونه کوتاهی مسئولنین یاد شده در نظارت بر عملکرد رئیس جمهور و عدم برخورد با او به خودشان باز می گردد نه رهبری.
رهبری کشورمان را همین جوری متهم به دیکتاتوری کرده اند وای به روزی که ایشان بخواهند مستقیم در مسائل ورود نمایند؟!

اگه فلانی رای نمی آورد تو ایران نمی موندم!

یه هنرمندی گفته بود: اگه فلانی رای نمی آورد تو ایران نمی موندم!

تحلیل:

دلیل این تصمیمات شخص گرایی هستش نه حق گرایی.

حق پیرو هوای نفس این و آن نیست.

در واقع همه چیز بر محور حق می چرخد.


به این آیه توجه کنید:

 

وَلَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْوَاءَهُمْ لَفَسَدَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ وَمَن فِیهِنَّ بَلْ أَتَیْنَاهُم بِذِکْرِهِمْ فَهُمْ عَن ذِکْرِهِم مُّعْرِضُون.َ 

ترجمه:


ﻭ ﺍﮔﺮ ﺣﻖ ﺍﺯ ﻫﻮﺍﻫﺎﻯ ﻧﻔﺲ ﺁﻧﺎﻥ ﭘﻴﺮﻭﻯ ﻣﻰ  ﻛﺮﺩ ، ﺑﻰ ﺗﺮﺩﻳﺪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻫﺎ ﻭ ﺯﻣﻴﻦ ﻭ ﻫﺮ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﻧﻬﺎﺳﺖ ﺍﺯ ﻫﻢ ﻣﻰ  ﭘﺎﺷﻴﺪ [ ﻭ ﺗﺒﺎﻩ ﻣﻰ  ﺷﺪ ؛ ﭼﻨﻴﻦ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﺣﻖ ﺍﺯ ﻫﻮﺍﻫﺎﻯ ﻧﻔﺲ ﺁﻧﺎﻥ ﭘﻴﺮﻭﻯ ﻛﻨﺪ ] ﺑﻠﻜﻪ ﻛﺘﺎﺏ[ﻯ ﺭﺍ ﻛﻪ ﻣﺎﻳﻪ ﺷﺮﻑ ﻭ ﺳﺮﺑﻠﻨﺪﻯ ] ﺁﻧﺎﻥ [ ﺍﺳﺖ ] ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻳﻢ ، ﻭﻟﻰ ﺁﻧﺎﻥ ﺍﺯ ﻣﺎﻳﻪ ﺷﺮﻑ ﻭ ﺳﺮﺑﻠﻨﺪﻯ ﺧﻮﺩ ﺭﻭﻯ ﮔﺮﺩﺍﻧﻨﺪ .،(المومنون:71)  

برای عاقل یک اشاره کافی است!


100روز

حزب الله

شخصی پرسید:

شما حزب اللهی هستید؟

 

 گفتم طبق قرآن ما دو حزب بیشتر نداریم:

 

1- حزب الله  چنانچه در این آیه می خوانیم:

وَ مَنْ یَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ‏ اللَّهِ‏ هُمُ الْغالِبُون‏.[1]

یعنی: و کسانى که ولایت خدا و پیامبر او و افراد با ایمان را بپذیرند، (پیروزند؛ زیرا) حزب و جمعیت خدا پیروز است.

2- حزب شیطان چنانچه در این آیه به آن اشاره شده:

اسْتَحْوَذَ عَلَیْهِمُ الشَّیْطانُ فَأَنْساهُمْ ذِکْرَ اللَّهِ أُولئِکَ حِزْبُ‏ الشَّیْطانِ‏ أَلا إِنَّ حِزْبَ‏ الشَّیْطانِ‏ هُمُ الْخاسِرُونَ .[2]

 

یعنی:  شیطان بر آنان چیره شده و خدا را از یادشان برده است آنان حزب شیطانند آگاه باش که حزب شیطان همان زیانکارانند.

 

حال خودمان باید نگاه کنیم در کدام حزب هستیم!؟

 



[1]- مائده:56

[2] - المجادله: ۱۹

سرقت علمی رساله دکتری حسن روحانی توهین به شعور ملت ایران

دزدی در لغت به معنی برداشتن پنهانی چیزی که متعلق به دیگران است می باشد[1]. در اصطلاح فقهی و اخلاقی نیز دزدی معنی را دارد.

کسی که دزدی می کند معمولا از حیث اعتقادی  ایمان راسخ به عالم الغیب و الشهاده بودن خدای عزوجل ندارد و نیز نمی داند که یوم تبلی السرائری هست که در آن این رفتار پنهانی او آشکار شده و آبرویش خواهد ریخت. چنانچه به این نکته امام صادق علیه السلام به صورت اجمالی اذعان دارند:

الامام الصادق علیه السلام:

 ...لَا یَسْرِقُ السَّارِقُ‏ حِینَ یَسْرِقُ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ...الحدیث[2].

دزد وقتی که دزدی می کند مؤمن نیست.

متعلق دزدی فقط اشیاء و اموال نیست بلکه شامل دزدی  اطلاعات و یاد داشت های علمی دیگران هم می شود. یکی از واژه های پر تکرار در بین دانشمندان و پژوهشگران « سرقت علمی[3]» است.

کسی که در نوشته ادعایی خود هیچ تلاشی از خود نمی کند و خالقش عالم و دانشمند دیگری است، او به سرقت علمی دست زده است.

با توجه به بررسی های انجام شده توسط پژوهشگران عزیز بر روی رساله دکتری حسن فریدون رئیس جمهوری دولت یازدهم ایران، رگه هایی از این سرقت علمی به چشم می خورد.

چنانچه فصل چهار رساله دکتری ایشان عین  کتاب «حکم ثانوی در تشریع اسلامی»آیت‌الله علی‌اکبر کلانتری نماینده استان فارس در مجلس خبرگان رهبری است.

چنانچه در گزارش تسنیم آمده است: در رساله دکترای حسن روحانی، از ده‌ها کتاب و مقاله مختلف، سرقت کلمه به کلمه یا موزائیکی انجام شده و به برخی از منابع ارجاع داده و به مابقی هیچ گونه ارجاعی نداده‌اند؛ کتاب‌ها و مقالاتی از آیت‌‌الله علی‌اکبر کلانتری، ضیاءالدین سردار، نوئل کالسون، حمید عنایت، وائل حلاق، سید ابوالاعلی مودودی، پاتریک بنرمن، هاشم کمالی، ویلیام مونتگومری وات از جمله پرتکرارترین قربانیان این سرقت کم سابقه‌اند.

 بیش از ۷۰ درصد ترجمه تز دکترای آقای روحانی توسط یک فرد پاکستانی‌الاصل و ساکن نیویورک به نام شیخ محمد سرور که ترجمه قرآن انجام می‌دهد.

نکته ها:

1-      حال جای این سؤال مطرح است که آقای روحانی که دم از اخلاق و حقوق شهروندی و عدالت و پایبندی به قانون می زند چرا در طی 19 سال با ادعای دکتری در پست های مختلف حضور داشته است؟

2-      تخالف شعارهای حسن روحانی با عملکرد و رفتار او نشان از عدم اعتقاد ایشان به باورهایی است که مردم به خاطر آن به او اعتماد کرده اند. این رفتار با مردم توهین به شعور ملت و مردم ایران و رسوایی در سطح بین اللملی برای یک ایرانی آن هم در مقام دولتی محسوب می شود.

3-      با وجود این رسوایی طرفدارن آقای حسن روحانی که غالب آنها ادعای تمدن و فرهنگ و اصلاحات می کنند باید در برابر این رسوایی سکوت نکنند و الا در عقل و ایمانشان باید تردید کرد. حتی طرفداران حسن روحانی اگر دیندار  هم نباشد و شعار انسانیت می دهند و یا ادعای ایرانی بودن می کنند، به خاطر شرافتی که دارمد نباید سکوت کنند.

4-      این نوشته از سر درد و رنج این جانب بوده و خدا شاهد است بابت این اتفاق خوشحال نیستم. ناراحتم از اینکه چطور یک فرد به شعور یک ملت توهین کرده است و ادعای دفاع از ملت را می کند.

                 خادم اسلام و مسلمین محمدعلی فتحی

پی نوشت:


[1] - ابن منظور، لسان العرب، نشر ادب الحوزه، قم، 1363

[2] - بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏10، ص: 229

[3] - Plagiarism 

شادی انتخابات

دیشب بسیاری از طرفداران آقای روحانی به مناسبت پیروزی او در انتخابات ریاست جمهوری در خیابانها و میدان ها و چهار راه های شهرها بدون رعایت حقوق شهروندی به رقص و پایکوبی و سر لخت کردن زنان و دختران شان و رقص زنان و دختران در کنار مردان، پرداختند.

شادی در هر پیروزی جزو لاینفک زندگی بشری است ولی اگر این شادی با گناه و معصیت آمیخته شود تبدیل به ولنگاری و باب شدن یک تفکر انحرافی در شادمانی می شود.

این نوشته بنا ندارد شادی مردم را در انتخابات تقبیح کند ولی نگاه حق گرایانه بر اساس قرآن و عترت نه منطق اومانیستی و منطق ضد دینی این نوع خوشی را بی حرمتی به ارزش های الهی می داند.

آقای روحانی هم اگر واقعا پیروزی اش بر اساس عدالت الهی بوده یعنی در راه رسیدن به هدفش از فریب و دروغ و نیرنگ و اموال عمومی و تهدید به جنگ و... استفاده نکرده جای شادمانی دارد و الا منتظر عواقب بد این پیروزی در دنیا و آخرت باشد البته اگر به آخرت اطمینان و اعتقاد راسخ نه سطحی دارد. این جمله من به معنی این نیست که او ایمان ندارد من چنین قضاوتی نمی توانم بکنم ولی گفتن معیارهای ارزشمندی رفتار افراد و یا بی ارزشی آنان هیچ منعی ندارد و عین آزادی بیان مقدس است.

 

توجهتان را به یک فرموده امام صادق علیه السلام جلب می کنم:

 

لا یصیر العبد عبدا خالصا للَّه تعالى حتى یصیر المدح و الذم عنده سواء لان الممدوح عنده لا یصیر مذموما بذمهم و کذلک المذموم، و لا تفرح‏ بمدح أحد فإنه لا یزید فی منزلتک عند اللَّه، و لا یغنیک عن المحکوم لک و المعدوم (و المقدور) علیک، و لا تحزن أیضا بذم أحد فإنه لا ینقص عنک به ذرة و لا یحط عن درجة خیرک شیئا، و اکتف بشهادة اللَّه لک و علیک، قال اللَّه عز و جل: و کفى باللَّه شهیدا[1].

 

ترجمه‏:

 

حضرت صادق (ع) فرمود: هرگز کسى به مقام بندگى خالص نمى‏رسد مگر آنکه تعریف کردن و بدگویى دیگران از او به نزدش برابر باشد، زیرا کسى که در واقع و نزد خدا خوب و پسندیده است؛ با بد گویى و تکذیب مردم، بد و ناپسند نمى‏شود. و کسى هم که در حقیقت و در پیشگاه خداوند متعال پست و مطرود است؛ با تعریف و تجلیل دیگران عوض نخواهد شد.

با تعریف و مدح کردن مردم خوشحال و مسرور مباش، زیرا مدح آنان‏ مقام و مرتبت تو را نزد پروردگار متعال افزایش نداده، و تو را از آنچه محکوم به آن هستى و یا مقدر در باره تو است و یا از آنچه نباید به تو برسد؛ بى‏نیاز و بر کنار نمى‏کند. و از بدگویى و مذمت مردم نیز محزون و دلتنگ مباش، زیرا بدگویى آنان از درجه و مقام تو نمى‏کاهد، و ذره‏اى از منافع تو را ضرر نمى‏زند. و اکتفاء کن به شهادت پروردگار متعال و آگاه بودن او بر اعمال خوب و اعمال بد تو، چنان که مى‏فرماید: و کفى باللَّه شهیدا.

 

نکته:

 

تلاشهای مجدانه علما و روحانیون و انقلابیون در راستای هدایت گری مردم در انتخابات96 اگر چه به ثمر نرسید ولی حق گرایان از این مساله ناراحت نمی شوند چون به این فرموده امام صادق علیه السلام ایمان دارند که فرمود:

اجْعَلُوا أَمْرَکُمْ لِلَّهِ وَ لَا تَجْعَلُوهُ لِلنَّاسِ فَإِنَّ مَا کَانَ لِلَّهِ فَهُوَ لِلَّهِ وَ مَا کَانَ لِلنَّاسِ فَلَا یَصْعَدُ إِلَى اللَّهِ فَلَا تُخَاصِمُوا النَّاسَ لِدِینِکُمْ فَإِنَّ الْمُخَاصَمَةَ مَمْرَضَةٌ لِلْقَلْبِ إِنَّ اللَّهَ قَالَ لِنَبِیِّهِ ص‏ إِنَّکَ لا تَهْدِی مَنْ‏ أَحْبَبْتَ‏ وَ لکِنَّ اللَّهَ یَهْدِی مَنْ یَشاءُ[2] وَ قَالَ‏ أَ فَأَنْتَ تُکْرِهُ النَّاسَ حَتَّى یَکُونُوا مُؤْمِنِینَ[3] ذَرُوا النَّاسَ فَإِنَّ النَّاسَ أَخَذُوا عَنِ النَّاسِ وَ إِنَّکُمْ أَخَذْتُمْ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ عَلِیٍّ ع وَ لَا سَوَاءٌ إِنِّی سَمِعْتُ أَبِی ع یَقُولُ إِنَّ اللَّهَ إِذَا کَتَبَ عَلَى عَبْدٍ أَنْ یَدْخُلَ فِی هَذَا الْأَمْرِ کَانَ أَسْرَعَ إِلَیْهِ مِنَ الطَّیْرِ إِلَى وَکْرِهِ‏[4].

 

کارهایتان را به خدا واگذارید نه به مردم چون هرچه برای خدا باشد به خدا می رسد و هرچه برای رضای مردم باشد به سمت خدا نمی رود با مردم در نحوه دینداریشان دشمنی نکنید چرا که این دشمنی  باعث بیماری قلب می شود خدای عزوجل به پیامبرش فرمود: ای رسول ما تو هرکه را بخواهی نمی توانی هدایت کنی ولی خداست که هرکه را بخواهد هدایت می کند و فرمود: آیا تو می خواهی مردم را اجبار کنی که ایمان بیاورند؟!.  مردم را فرو گذارید مردم از مردم می گیرند ولی شما از رسول خدا و علی دینتان را می گیرید و این دو باهم مساوی نیستند. از پدرم امام باقر علیه السلام شنیدم که فرمود: وقتی خدای عزوجل بربنده ای حتمی کند که در این امر(ولایت) وارد شود، زودتر از جهیدن پرنده به لانه اش خواهد بود.

 

در انتخابات 96 دو نوع پیروزی داشتیم:

 

1-      پیروزی ملت ایران به خاطر رای حداکثری که به تثبیت نظام جمهوری اسلامی منجر شد و جای حمد دارد.

2-      پیروزی یک طیف سیاسی که اگر بر اساس عدالت و نه فریب و تزویر و تهدید و عوام فریبی بوده عند الله ارزشمند است والا نزد خدای عزوجل بهایی ندارد.

 

دوستان اگر در این باره آنچه عرض شد با منطق قرآن و عترت نقدی دارید بفرمایید و الا ما با شما کاری نداریم شما هم با ما کاری نداشته باشید. لکم دینکم ولی دین.


[1] - مصباح الشریعة-ترجمه مصطفوى، متن، ص: 196

 

 

[2] - القصص:57

 

 

[3] - یونس:99

 

 

[4] - بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏2، ص: 134

بن بستی وجود ندارد

امام خامنه ای :

بعضی‌ها هستنداگر چنانچه جریان کار بر وفق مرادشان پیش آمد، از دنبال کردن آرمانها دست میکشند؛ این خطا است «فاذا فرغت فانصب»؛ وقتی این کار را تمام کردی، تازه خودت را آماده کن، برای ادامه کار - بعضی هم بعکس؛ اگر آنچه که پیش می‌آید، بر طبق خواست آنها نبود، دچار یأس و انفعال و شکست میشوند؛ این هم غلط است؛ هردو غلط است.

 اصلاً بن‌بستی وجود ندارددر آرمانخواهىِ صحیح و واقع‌بینانه.(۱۳۹۲/۵/۶)

 

ما پیروزیم

در هر حال ما پیروزیم.


قال علىّ علیه السّلام‏:

اختر ان تکون مغلوبا و انت منصف و لا تختر ان تکون غالبا و انت ظالم.

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                (شرح ابن ابى الحدید، جلد 20، صفحه 358، کلمه 37

)

به شکست و مغلوبیتى که بر وفق انصاف و عدالت است تن در ده و آن را براى خود برگزین و از پیروزى و غلبه‏اى که دامنت را به ظلم و ستم لکه‏دار می کند اجتناب کن و خواهان آن مباش.

ما پیروزیم چون:

به دروغ، فریب، تزویر، اشرافیت، دلدادگی به دشمن،  وبه خنده دشمن رأی ندادیم.

فصبر جمیل والله المستعان علی ما تصفون