درسهایی از قرآن و حدیث

دفتر پاسخگویی به سؤالات دینی و شرعی فتحی

درسهایی از قرآن و حدیث

دفتر پاسخگویی به سؤالات دینی و شرعی فتحی

درسهایی از قرآن و حدیث
پیام های کوتاه

فضیلت زیارت حضرت امام رضا علیه السلام

امامان معصوم علیه السلام همواره پیروان خود را به زیارت قبر خویش و دیگر امامان توصیه می کردند؛ چنانکه امام رضا علیه السلام در این باره می فرماید:

«ما زارَنی اَحَد مِنْ اَوْلیایی عارِفاً بِحَقّی اِلّا شَفَّعْتُ لَهُ یوْم القیامَة؛ هیچ کس از دوستان من، مرا در حالی که به حق من معرفت دارد زیارت نکرد، مگر آنکه در روز قیامت از او شفاعت خواهم کرد».

رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز فرمود:

«سَتُدْفَنُ بَضْعَة مِنّی؛ بخراسان، ما زارها مَکرُوبٌ اِلاّ نَفَس اللهُ کرَبَهُ وَ لا مُذْنِبٌ اِلّا غَفَرالله له ذُنُوبَه؛ به زودی پاره تن من در خراسان دفن می شود. هیچ گرفتار و اندوهگینی او را زیارت نمی کند، مگر آنکه گرفتاری و اندوهش برطرف می شود، و هیچ گنهکاری زیارتش نمی کند، مگر آنکه خداوند گناهش را می بخشد».

آیت الله خامنه ای مد ظله:

در داخل حرم نماز بخوانید، نماز قضا بخوانید، نماز مستحبی بخوانید، نماز برای پدر و مادر بخوانید، ذکر بگویید، لااله الله الله بگویید: تسبیحات اربعه بگویید به شرطی که دل وصل باشد.

علامه طباطبائی رحمه الله:

طبیب برای چی مطب باز می کند؟! برای اینکه بیماران به وی مراجعه کنند و با نسخه او بهبودی خود را بیایند. اینجا دارالشفای آل محمد (ص) است. داخل شو! که امام رضا(علیه السلام) طبیب الاطباء است.«همه امامان رئوف اند ولی رافت امام رضا (علیه السلام) محسوس است.» وقتی از ایشان التماس دعایی می شد می فرمود:«بروید از حضرت بگیرید! ما کاره ای نیستیم همه چیز آنجاست.» بی اشاره انگشتی را که می گرفتی چشمت به گنبد آقا گره می خورد.

آیت الله بهجت رحمه الله:

از آیت الله بهجت رسیدند: وقتی به زیات امام رضا (علیه السلام) و یا هر امام دیگری می رویم، در ورودی حرم مطهر اذن دخول می خوانیم از کجا بدانیم که امام واقعاً به ما اجازه ورود به حرم مطهرش را داده است یا نه؟ ایشان فرمود:«هنگامی که ازحضرت رضا (علیه السلام) ان دخول می طلبید و می گویید : « أدخل یا حجة الله، ادخل یا حجه الله ادخل یا ملائکه الله، فاذن لی یا مولای» به قلبتان مراجعه کنید و ببینید آیا تحول و تفییری در آن به وجود آمد یا نه؟ اگر متحول شدید معلوم می شود حضرت رضا (علیه السلام) اجازه ورود داده است.

آیت الله بهجت رحمه الله:

هنگامی که به دیدن یکی از مسئولین عالی رتبه می رویم چقدر در حرکات خود دقت داریم؟آیا همین مراقبت را دز محضر امام رضا (علیه السلام) داریم؟امام مین مراقبت را در محضر امام رضا (علیه السلام) داریم؟ امام «عین الله الناظره» (چشم بینای خدا) است. قلب شما زیارت بخواند، تنها با زبان خواندن کافی نیست. لازم نیست حوایج خودتان را در محضر امام (علیه السلام) بشمارید. زیرا حضرت خود می دانند!

رجبعلی خیاط رحمه الله:

مرحوم شیخ رجبعلی خیاط هم دیده می شد.آن چیزی که به چشم می آمد زن و شوهری بودند که به نظر می رسید رابطه خوبی با هم ندارند. وقتی همه از زیارت برگشتند وسط راه بگو و مگویشان شده بود و خانم یک نیش آزاردهنده ای نثار همسرش نموده بود. وقتی همگی برای استراحت وارد منزل شدند مرحوم شیخ به همه زیارت قبول گفت: ولی نوبت این خانم که رسید گفت: تو که هیچ! تو همه (اعمال و زیارتت) را ریختی زمین!

مثل آیت الله بهاءالدینی زیارت کنید

ببینید! زیارت این است که زائر خود را نزد زیارت شونده بداند، چرا می خواهید خود را ضریح برسانید؟ چرا سعی نمی کنید با افکار امام (علیه السلام) آشنا شوید؟!شما اگر با فکر امام (علیه السلام) آشنا شوید، نزدیک آنها بلکه با آنهایید. گرچه از قبر و ضریح فاصله ها داشته باشید؟!» شب که شد روی حرفهای ایشان فکر می کردم که خوابم برد در عالم رویا دیدم به من می گویند:«مثل آقای بهاء الدینی زیارت کنید».

آیة الله بهجت رحمه الله:

اگر حال داشتید به حرم وارد شوید. اگر هیچ تغییری در دل شما به وجود نیامد و دیدید حالتان مساعد نیست، بهتر است به کار مستحبی دیگری بپردازید. سه روز روزه بگیرید و غسل کنید و بعد به حرم بروید و دوباره از حضرت اجازه ورود بخواهید.

آیت الله کوهستانی رحمه الله:

آیت الله کوهستانی در میان اهل بیت بزرگوار پیامبر، به حضرت رضا علیه السلام اظهار محبت بیشتری می کرد و در سایه همان دلبستگی و ارادت، بارها برای زیارت و بهره مند شدن از عنایت های ویژه آن حضرت به مشهد مقدس سفر کرد. ایشان در حقیقت، بهترین و مطمئن ترین وسیله سعادت و نجات را در توسل و زیارت به آن امام رئوف و اجداد پاکش می دید.

یکی از ارادتمندان ایشان می گوید:

 در تمام مدتی که در مشهد خدمت ایشان بودم، روزی سه مرتبه به حرم مشرف می شد و من به دلیل کهولت سن او را همراهی می کردم. سحر و نزدیک صبح، همراه ایشان به حرم می رفتم. تا دو سه ساعت مشغول زیارت و دعا و نماز بود و پس از زیارت برای صرف صبحانه به منزل می آمدیم. بار دیگر نزدیک ظهر، با هم به طرف حرم حرکت می کردیم. مرتبه سوم هم یک ساعت به اذان مغرب روانه حرم می شدیم و در تمام مدت ایشان حال و هوای خاصی داشت و با خشوع وصف ناپذیری به دعا و زیارت و قرائت قرآن می پرداخت.

روزی حضرت آیت الله العظمی فاضل لنکرانی، آیت الله کوهستانی را در حرم مطهر حضرت رضا علیه السلام دیده بودند و درباره توجه و حضور ایشان فرمودند: وقتی ایشان را در حرم امام رضا علیه السلام دیدم که مثل یک زائر معمولی مشغول زیارت بود و با چه حال و توجهی زیارت می خواند، خیلی لذت بردم.

ـ معرفت و شناخت آیت الله کوهستانی به ساحت امام رضا علیه السلام به حدی بود که توجه به غیر آن حضرت را در کنار مرقدش جایز نمی دانست. روزی یکی از فضلا در جوار مرقد حضرت رضا علیه السلام به ایشان گفت: آقا، حرزی به من بیاموز که همواره به همراه داشته باشم. ایشان در حالی که به قبر مطهر آن حضرت اشاره می کرد فرمود: من حرز بلد نیستم؛ هرچه می خواهی برو از حضرت بخواه.

ـ یکی از شاگردان آیت الله کوهستانی می گوید:

اخلاق و سیره معظم له در سفر زیارتی مشهد، در خور توجه و درس آموز است و درحقیقت، از معرفت عمیق ایشان به آن امام رئوف نشان دارد. رفتار ایشان در مشهد با خانواده و دوستان، از لطافت و صفای بیشتری برخوردار بود؛ به گونه ای که در نوع غذا و خریدن سوغات، توسعه بیشتری قائل می شد و هیچ گونه سخت گیری نمی کرد و می فرمود: ما مهمان حضرت رضا علیه السلام هستیم و اینجا برای خوردن غذا استخاره نمی کنیم و به دوستان نیز سفارش می کردند خانواده را در تنگنا قرار ندهند. روزی یکی از همراهان ایشان مقداری میوه نامرغوب خریده بود، آقا خطاب به وی فرمود: اینجا خراسان است. مبادا بر خانواده سخت بگیرید. بگذارید این چند روز بر خانواده خوش بگذرد.

لحظه وداع ایشان با مولایش حضرت رضا علیه السلام نیز دیدنی بود. یکی از شاگردان ایشان می گوید: حال ایشان هنگام وداع عجیب بود. چنان با آن حضرت سخن می گفت که گویا او را در برابر خود میبیند و حضوری با او گفت وگو می کند و مثل بندهای ذلیل در برابر مولای خود عجز و لابه می نماید. پس از مدتی که روبه روی حضرت می ایستاد، اشک ریزان به سمت رواق «دار السیاده» می رفت و صورت را روی عتبه می گذاشت و مدتی با حضرت درد و دل می کرد، آن گاه به سمت درب صحن می رفت و لحظاتی در آن جا میایستاد.

خلاصه آنکه وداع ایشان با حضرت حدود یک ساعت طول می کشید. گویا نمی توانست از آن حضرت دل بکند وا ز محضرش جدا شود. در تمام این مدت گریه و اشک فراوانی از دیدگانش جاری بود و حالش قابل وصف نبود.

ـ فرزند آیت الله کوهستانی می گوید:

 در دوران کودکی، مبتلا به تب شدیدی شدم و مدتی در بستر بیماری افتادم. در همان ایام، جمعی از اهالی که برای زیارت ثامن الائمه امام رضا علیه السلام به مشهد مشرف شده بودند، بازگشتند و به پاس احترام ایشان، پیش از آنکه به منزل خود بروند، به حضورشان رسیدند. در این هنگام ایشان به آنان فرمود: بیایید گرد و غبار لباس هایتان را بر روی فرزند بیمار بریزید، که غبار لباس زائران امام رضا علیه السلام شفاست.

علامه طباطبائی رحمه الله:

-          مرحوم علامه طباطبایی به امامان و خاندان پیامبر، ارادت و شیدایی خاصی داشت و هرگاه نام یکی از آن بزرگواران برده می شد، به شدت احترام می کرد؛ به گونه ای که برای هر بیننده ای آشکار بود. ایشان در تابستان ها همواره به زیارت حضرت رضا علیه السلام می رفت و تمام تابستان را در مشهد مقدس ساکن می شد و هرشب نیز به حرم مطهر مشرف می گشت. اگر هم به ایشان پیشنهاد می شد در جای خوش آب و هوایی در مشهد ساکن شود می فرمود: ما از پناه امام هشتم علیه السلام جای دیگر نمی رویم.

 

-          وقتی به مشهد مشرف می شد و به حرم مطهر حضرت رضا علیه السلام می رفت، دست های لرزان خود را بر چارچوب در می گذاشت و به گونه ای چارچوب را می بوسید که نشان می داد تمام وجودش به ساحت قدس آن حضرت ادب و عشق می ورزد و این ادب و عشق، در تمامی اوقات زیارت و نمازش در حرم مطهر، از سوی ایشان به خوبی پیدا بود.

حکیم الهی قمشه ای رحمه الله:

درباره حکیم الهی قمشه ای نوشته اند: بیشتر تابستان ها به مشهد مقدس مشرف می شد و می گفت: هروقت حضرت امام رضا علیه السلام مرا خواسته است، می روم و هنوز بی دعوت نرفته ام؛ یعنی اینکه در عالم رؤیا می دید در رواق یا ایوان و صحن آن حضرت قرار گرفته است.

ایشان میگوید: در یکی از سفرهایم به مشهد مقدس، کنار ضریح مقدس امام رضا علیه السلام رفتم و از آن حضرت خواستم مرا به مقام «رضا» برساند. از حرم که بیرون آمدم، یک اتومبیل جیب ارتشی به من زد و پرت شدم و دست و پایم شکست. فهمیدم امام رضا علیه السلام خواسته مرا اجابت کرد؛ چرا که این تصادف، بهترین محک برای سنجش مقام «رضا»ی من بود و من که احساس می کردم در برابر این مشکلی که برایم پیش آمد، کاملاً در برابر خواسته خداوند راضی هستم و هیچ گله و اعتراضی ندارم، هم راننده ماشین را بخشیدم و هم سپاسگزار عنایت زیبای حضرت رضا علیه السلام به خویش شدم.

زتو گر تفقد و گر بلا، بُوَد آن عنایت و این کرَم

همه خوش بوَد زتو ای صنم، چه وفا کنی، چه جفا کنی

آیت الله شیخ مرتضی حائری رحمه الله:

-          آیت الله شیخ مرتضی حائری علاقه فراوانی به زیارت امام رضا علیه السلام داشت. ایشان همواره در پی فرصتی برای زیارت آن امام بود. حتی در ایام درسی، وقتی حوزه، دو سه روز به مناسبتی تعطیل می شد، به زیارت آن حضرت می رفت. او هنگام تشرف به حرم امام رضا علیه السلام، به زائران آن حضرت احترام می گذاشت و زائر آن حضرت را هرچند از افراد معمولی بود، بزرگ می شمرد. وی همواره میکوشید هنگام زیارت در میان مردم عادی بنشیند و امام را زیارت کند. خودش می گفت: احترام به زائران، احترام به آن حضرت و موجب خشنودی آن امام است.

-          آیت الله شب زنده دار می گوید: آیت الله شیخ مرتضی حائری درباره علت این احترام به زائر امام رضا علیه السلام فرمود: یکی از زائران حضرت رضا علیه السلام یک بار به مشهد مقدس مشرف شد و اتاقی در خانه ای اجاره کرد و مرتب به زیارت حضرت مشرف می شد. او دید که در طبقه دیگر، فردی است که مدت ها بیش از او در مجاورت حرم مطهر ساکن شده، ولی در عین حال، بیش از او به حرم مشرف می شود و آداب زیارت را بهتر از او به جا می آورد و زیارت ها را هم بیشتر طول می دهد. یک روز به حال او غبطه خورد و تصمیم گرفت او هم با آداب مخصوص مثل غسل و خواندن اذن دخول و. .. به حرم مشرف شود.

-          می گفت: یک روز صبح، آداب و مقدماتِ لازم را انجام دادم و به حرم رفتم. وقتی خواستم وارد حرم مطهر شوم، یکی از آشنایان را دیدم که از حرم خارج می شود. نزدیک آمد و با من بسیار گرم گرفت، ولی من که می خواستم اذان دخول بخوانم و با حال وارد حرم شوم، با او خیلی سرد برخورد کردم. بعد وارد حرم شدم و به نظر خودم زیارت باحالی کردم و از حرم بیرون آمدم و دیدم آن همسایه مجاور هنوز از حرم نیامده است.پس از مدتی او هم آمد و مرا با اسم و بدون احترام و القاب صدا زد و گفت: فلانی، حضرت فرمود: دیگر به زیارت من نیا! تا این جمله را گفت، فهمیدم برخورد سردم با آن زائرِ حضرت، امام را ناراحت کرده و چنین دستوری داده اند. ازاین رو، رفتم با هر زحمتی بود، با اینکه آدرسی از او نداشتم، وی را یافتم و عذرخواهی کردم، ولی به حرم نرفتم، تا اینکه روز بعد، همان همسایه وقتی از حرم برگشت، مرا با احترام صدا کرد و گفت: امام فرمود: حالا به زیارت من بیا!

امام رضا چشمان علامه حسن زاده را ضمانت کرد

اینجانب بنا بر فرموده شیخ الرئیس که فرمود: «از عوامل ضعف بینایى چشم، خوابیدن با شکم سیر است و لازم است بین غذاى شب و خوابیدن فاصله انداخت»، همیشه مقیّد بودم شام را سر شب صرف کنم تا فاصله مورد نظر شیخ را مراعات کرده باشم که مبادا خداى نکرده چشمم که یکى از مهم ترین سرمایه هاى کسب دانش و پیمودن راه کمال است ضرر ببیند و این امر سبب شود که از تحصیل علم و کمال باز بمانم (یا در شب حتى الامکان از خوردن غذا خوددارى کنم.

ولى با این همه شبى از شب ها (در شب چهار شنبه 29 جمادى الاولی 1405 قمرى برابر با اول اسفند 1363) شامم به تأخیر افتاد و متأسفانه بعد از شام خواب شدیدى بر من عارض شد.

براى این که فرموده شیخ را عمل کرده باشم، بلند شدم و شروع کردم به قدم زدن و تا دوازده نصف شب بیدار بودم، ولى بر اثر شدت حالت خواب نتوانستم از خوابیدن خوددارى کنم، لذا خوابیدم.

خواب شیرین بود و رؤیاى شیرین تر که به زیارت حضرت ثامن الحجج، على بن موسى الرضا (علیه السلام) تشرف حاصل کردم. در ابتدا به اشاره تفهیم فرمودند که: چرا کمتر خودت را به ما نشان مى دهى؟ و پس از آن به عبارت صریح به من فرمودند: این قدر خودت را زحمت مده، ما چشم تو را تا آخر عمر ضمانت مى کنیم...الحمد لله که از این بشارت آن ولى الله اعظم که به لقب ضامن هم شناخته شده است، برایم یقین حاصل است که هر دو کریمه من تا آخرین دقایق عمرم بینا خواهند بود، چون ضامنشان معتبر است، چنان که مشمول الطاف دیگر آن حضرت نیز بودیم و هستیم.

و آن حضرت فرمود: چرا کمتر خودت را به ما نشان مى دهى؟ شاید علتش این بود که در آن اوان، بر اثر تراکم اشتغال درس و بحث و تصنیف و تصحیح، مدتى به زیارت حضرت بى بى... فاطمه معصومه (علیها السلام) خواهر آن جناب توفیق نیافتم و تشرف حاصل نکردم. شگفت این که در آن شب اصلا اندیشه آن جناب در خاطرم نبود.

 

کتاب نامه:

 

1-      الهی قمشه ای، مهدی. 1380. نغمه حسینی. تصحیح و پاورقی: سیدمحمدرضا غیاثی کرمانی. قم: پارسیان. چاپ دوم.

2-      دیوان. به اهتمام و مقدمه: دکتر حسین الهی قمشه ای. تهران: روزنه. چاپ سوم.

3-      امیری سوادکوهی، محمد. 1387. ایازی از ملکوت. قم: سلسله. چاپ نخست.

4-      حرّ عاملی. 1416 ق. وسایل الشیعه. قم: مؤسسه آل البیت علیه السلام الاحیاء التراث، چاپ سوم.

5-      رفیعی(علامرودشتی)، علی. 1381. شهاب شریعت (درنگی در زندگی حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی). قم: کتابخانه بزرگ حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی، گنجینه جهانی مخطوطات. چاپ دوم.

6-      فصلنامه فرهنگ زیارت. 1389. سال اول. شماره سوم و چهارم.

7-      کوهستانی، عبدالکریم. 1381. بر قله پارسایی (زندگی نامه حضرت آیت الله کوهستانی) قم: مؤسسه انتشاراتی زمینه سازان ظهور امام عصر. چاپ دوم.

8-      لطفی، مهدی. 1380. نوری از ملکوت (زندگی نامه آیت الله العظمی گلپایگانی) قم: دفتر نشر برگزیده. چاپ نخست.

9-      مؤسسه بوستان کتاب قم. 1381. مرزبان وحی و خرد. قم: بوستان کتاب (انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم). چاپ نخست.

تهیه و تنظیم:

پایگاه درسهایی از قرآن و حدیث

محمد علی فتحی

بهمن1396

www.hajfathi.ir

09192655866

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی