درسهایی از قرآن و حدیث

دفتر پاسخگویی به سؤالات دینی و شرعی فتحی

درسهایی از قرآن و حدیث

دفتر پاسخگویی به سؤالات دینی و شرعی فتحی

درسهایی از قرآن و حدیث
پیام های کوتاه

۱۷۴ مطلب با موضوع «اخلاق» ثبت شده است

 مقام ممعظم رهبری مد ظله:

جهیزیّه‌ی فاطمه زهرا (سلام الله علیها)، به قدری بود که شاید دو نفر آدم با دست می‌توانستند از این خانه بردارند ببرند آن خانه. ببینید افتخار اینهاست.

ارزش اینهاست. آیا پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله)نمی‌توانستند یک جهیزیّه‌ی مفصل تشکیل دهند؟ اگر پیامبر(صلی الله علیه وآله) اشاره‌ای می‌کردند، این مسلمانانی که در اطراف ایشان بودند، بعضیهایشان هم آدمهای متمکّنی بودند، پول هم داشتند، از خدا می‌خواستند که بیایند یک هدیه‌ای بدهند، کمکی بکنند. نکردند. چرا نکردند؟ این برای این است که من و شما یاد بگیریم. و الّا بنشینیم و تعریف کنیم و خوشمان بیاید و بعد هم یاد نگیریم، چه فایده‌ای دارد؟استفاده‌اش را نمی بریم. نسخه‌ی طبیب را که انسان نباید بگذارد روی طاقچه تماشا کند. باید عمل کنیم تا بهره‌اش را ببریم. رژیم غذایی را باید عمل کنید تا فایده‌اش را ببرید. اینها رژیم غذایی روح است، رژیم غذایی صحّت جامعه است. صحّت خانواده است. باید عمل شود. ساده برگزار کنید[1].

 


[1] - خطبه‌ی عقد مورخه‌ی ۵/آذر/۱۳۷۵


  • محمد علی فتحی

دو حدیث زیبا درباره ازدواج امیر المؤمنین علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها


1-       وَ عَنْ جَابِرِ بْنِ سَمُرَةَ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ : أَیُّهَا اَلنَّاسُ هَذَا عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ وَ أَنْتُمْ تَزْعُمُونَ أَنِّی أَنَا زَوَّجْتُهُ اِبْنَتِی فَاطِمَةَ وَ لَقَدْ خَطَبَهَا إِلَیَّ أَشْرَافُ قُرَیْشٍ فَلَمْ أُجِبْ کُلَّ ذَلِکَ أَتَوَقَّعُ اَلْخَبَرَ مِنَ اَلسَّمَاءِ حَتَّى جَاءَنِی جَبْرَئِیلُ لَیْلَةَ أَرْبَعٍ وَ عِشْرِینَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ فَقَالَ یَا مُحَمَّدُ اَلْعَلِیُّ اَلْأَعْلَى یَقْرَأُ عَلَیْکَ اَلسَّلاَمَ وَ قَدْ جَمَعَ اَلرُّوحَانِیِّینَ وَ اَلْکَرُوبِیِّینَ فِی وَادٍ یُقَالُ لَهُ اَلْأَفْیَحُ تَحْتَ شَجَرَةِ طُوبَى وَ زَوَّجَ فَاطِمَةَ عَلِیّاً وَ أَمَرَنِی فَکُنْتُ اَلْخَاطِبَ وَ اَللَّهُ تَعَالَى اَلْوَلِیَّ وَ أَمَرَ شَجَرَةَ طُوبَى فَحَمَلَتِ اَلْحُلِیَّ وَ اَلْحُلَلَ وَ اَلدُّرَّ وَ اَلْیَاقُوتَ ثُمَّ نَثَرَتْهُ وَ أَمَرَ اَلْحُورَ اَلْعِینَ فَاجْتَمَعْنَ فَلَقَطْنَ فَهُنَّ یَتَهَادَیْنَهُ إِلَى یَوْمِ اَلْقِیَامَةِ وَ یَقُلْنَ هَذَا نُثَارُ فَاطِمَةَ [1].

                     ترجمه:

از جابر بن سمره روایت شده است:

روزى پیامبر فرمود:این على بن ابى طالب است، شما گمان مى‌کنید که من خود دخترم را به او تزویج نمودم در حالى که تعدادى از اشراف و ثروتمندان قریش خواستگارى او را کرده بودند،من در بارۀ ازدواج دخترم منتظر فرمان آسمانى بودم تا اینکه در شب بیست و چهارم ماه رمضان جبرئیل نزد من آمد و گفت: اى محمّد!خداى علىّ‌ اعلى به تو سلام مى‌رساند.همانا او ملائکۀ روحانى و کرّوبیّین را در محلّى به نام افیح در زیر درخت طوبى جمع کرده و فاطمه را به عقد على بن ابى طالب درآورده است،و من خطبۀ عقد آنها را خواندم و خداوند خود متولّى این امر بود.سپس خداوند تعالى به درخت طوبى دستور داد تا زر و زیور را نثار فاطمه و على کنند و حور العین از آن زر و زیورها جمع کردند و تا روز قیامت به داشتن آنها افتخار خواهند کرد.

2-       أَبُو بَکْرٍ مَرْدَوَیْهِ فِی کِتَابِهِ بِالْإِسْنَادِ عَنْ سِنَانٍ اَلْأَوْسِیِّ قَالَ اَلنَّبِیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ : حَدَّثَنِی جَبْرَئِیلُ أَنَّ اَللَّهَ تَعَالَى لَمَّا زَوَّجَ فَاطِمَةَ عَلِیّاً عَلَیْهِ السَّلاَمُ أَمَرَ رِضْوَانَ فَأَمَرَ شَجَرَةَ طُوبَى فَحَمَلَتْ رِقَاعاً لِمُحِبِّی آلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ ثُمَّ أَمْطَرَهَا مَلاَئِکَةً مِنْ نُورٍ بِعَدَدِ تِیکَ اَلرِّقَاعِ فَأَخَذَ تِلْکَ اَلْمَلاَئِکَةُ اَلرِّقَاعَ فَإِذَا کَانَ یَوْمُ اَلْقِیَامَةِ وَ اِسْتَوَتْ بِأَهْلِهَا أَهْبَطَ اَللَّهُ اَلْمَلاَئِکَةَ بِتِلْکَ اَلرِّقَاعِ فَإِذَا لَقِیَ مَلَکٌ مِنْ تِلْکَ اَلْمَلاَئِکَةِ رَجُلاً مِنْ مُحِبِّی آلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ دَفَعَ إِلَیْهِ رُقْعَةَ بَرَاءَةٍ مِنَ اَلنَّارِ[2].

ترجمه:

رسول خدا صلّى اللّٰه علیه و آله و سلّم گوید: جبرئیل به من گفت:هنگامى که خداى تعالى فاطمه را براى على(علیهما السّلام)تزویج کرد،به رضوان(خازن بهشت)امر کرد تا رقعه‌ها و نوشته‌هایى را براى محبّان و دوستداران آل محمّد(صلّى اللّٰه علیه و آله و سلّم)،بر درخت طوبى بیاویزد آنگاه ملائکه‌اى نورانى به تعداد رقعه‌هاى مذکور فرود آمدند و آن صفحات را برداشتند.در روز قیامت خداوند متعال آن ملائک را بازمى‌گرداند تا هر گاه یکى از محبّان آل محمّد(صلّى اللّٰه علیه و آله و سلّم)را دیدند یکى از آن صفحه‌ها را که در آنها برائت از جهنّم نوشته شده است به او بدهند.


[1] بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار علیهم السلام , ج 43 , ص 139

[2] بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار علیهم السلام , ج 43 , ص 44


  • محمد علی فتحی

سیّد ابن طاووس به سند معتبر، از جمیل بن درّاج روایت کرده: مردى خدمت امام صادق علیه السّلام آمد و گفت: اى مولاى من سنّ و سالم بالا رفته، و خویشانم مرده اند، و مونسى ندارم، مى ترسم مرا هم مرگ دریابد، حضرت فرمود:

 برادران مؤمن صالح، براى انس گرفتن از نزدیکان بهترند، و اگر طولانى شدن عمر خود و خویشان و دوستان را خواهى، این دعا را پس از هر نماز بخوان:

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ اَللّهُمَّ اِنَّ رَسُولَکَ الصّادِقَ الْمُصَدَّقَ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَآلِهِ قالَ اِنَّکَ قُلْتَ ما تَرَدَّدْتُ فى شَىْءٍ أَنَا فاعِلُهُ کَتَرَدُّدى فى قَبْضِ رُوحِ عَبْدِىَ الْمُؤْمِنِ یَکْرَهُ الْمَوْتَ وَاَکْرَهُ مَسآئَتَهُ اَللّهُمَّ فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجَّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ وَالْعافِیَةَ وَالنَّصْرَ وَلا تَسُؤْنى فى نَفْسى وَلا فى اَحَدٍ مِنْ اَحِبَّتى.

خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، خدایا رسول راستگوى تصدیق شده ات (درود تو بر او و خاندانش) گفت: که تو فرمودى: در هیچ کارى از کارهایم تردید نکرده ام همچون تردید در گرفتن روح بنده مؤمنم درحالى که او مرگ را خوش ندارد و من هم رنجاندن او را خوش ندارم، خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و براى ولیّت گشایش و عافیت و یارى را نزدیک گردان، و درباره خودم، و احدى از دوستانم بدى قرار مده.

و اگر خواهى یک یک از دوستان خود را نام ببر و بگو: «و لا فى فلان و لا فى فلان» راوى گفت: چون بر این دعا مداومت کردم، چندان عمر یافته ام که از زندگانى ملول و خسته شده ام، و این دعا بسیار معتبر است.

  • محمد علی فتحی

عن امیر المومنین علیه السلام:

لا ترخصوا لانفسکم فتذهب بکم الرخص الی مذاهب الظلمه[1].

ترجمه:

به نفس خود فرصت ورخصت ندهید که این رخصت دادنها شما را بسوی مذهبهای انسانهاس ظالم بکشاند.

نکته ها:

1.       اگر نفس را ول ورها کنی تورا به سوی گمراهی می کشاند.

2.       زخصت هایی که داریم پر بها وبا ارزشند آنها را به نفس اماره ندهیم .

3.       رخصتهای خود را برای کارهایی که کمک به حیات معنوی ما می کنند اختصاص دهیم.

4.       اگر نفس را بیکار بگذاری مذهبت را تغییر می دهد و به سوی مذهب ظالمان می کشاند.

نظر شما چیه؟



[1] - نهج البلاغه،خطبه86


  • محمد علی فتحی

سؤال:

چرا با وجود همسر، انسان نسبت به زنان تنوع طلب هست و دوست دارد با زنان دیگر هم رابطه داشته باشد؟


پاسخ:

دلایل مختلفی ممکن است این مساله را ایجاد کرده باشد:

1- نبود تقوای کافی در مرد و چشم چران بودن، این مساله یکی از مهمترین علل تنوع طلبی مردان است. دیدن زنان نامحرم، دیدن فیلم و کلیپ جنسی و یا عکس جنسی باعث شده مردان زنان هرزه را با همسران خود مقایسه کنند و فکر کنند که همسرشان نمی تواند همانند آنها شود البته این پندار نا خود آگاه در ضمیر شخص خود را نشان می دهد.

2- ممکن است همسر جذابیت های رفتاری را شوهر نداشته باشد و همین مسأله مرد را به فکر ارتباط با زنان دیگر وا دارد در این صورت باید زن ، مهارت های ارتباط مؤثر با همسر خود را یاد بگیرید.

3- وجود قوه شهوت زیاد در مردان آن هم به دلیل تغذیه نا مناسب او را به سمت ارضاء شهوت از همسرش می کشاند ولی وقتی اقبالی از همسر برای رابطه جنسی نبیند از او زده شده و به فکر زن دیگر می افتد.

برای اینکه این حالات پیش نیاید باید:

1- تقوای خود را زیاد کنید و نگاهتان را مدیریت کنید. برای این کار پیشنهاد می کنم آیه 30 سوره نور را مرتب بخوانید: قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ۚ ذَٰلِکَ أَزْکَىٰ لَهُمْ ۗ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصْنَعُونَ.

2- خودتان را در دام مقایسه همسرتان با زنان دیگر قرار ندهید قطعا همسر شما جذابیت ها و قابلیت هایی دارند که دیگران ندارند روی آنها ذهنتان را متمرکز کنید.

3- تغذیه متناسب با مزاجتان داشته باشید پیشنهاد ما در این باره مشاوره با متخصصان طب اسلامی است.

4- برنامه جنسی مرتب با همسرتان بچینید و تعهد بدهید که طبق برنامه رابطه داشته باشید. نظم در رابطه جنسی بسیاری از مشکلاتتان را حل می کند.

محمد علی فتحی

  • محمد علی فتحی

آنکه هم خود هم دیگران را نجات می دهد به از آنکه فقط خود را نجات می دهد.

در این خصوص روایت شده است:

 

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلَیْنِ أَحَدُهُمَا فَقِیهٌ رَاوِیَةٌ لِلْحَدِیثِ وَ الْآخَرُ عَابِدٌ لَیْسَ لَهُ مِثْلُ رِوَایَتِهِ فَقَالَ الرَّاوِیَةُ لِلْحَدِیثِ الْمُتَفَقِّهُ فِی الدِّینِ أَفْضَلُ مِنْ أَلْفِ عَابِدٍ لَا فِقْهَ لَهُ وَ لَا رِوَایَةَ»[1]؛

 از امام صادق(ع) از دو شخصی که یکی فقیه و راوی حدیث است و دیگری که فقط عابد است، سؤال شد، امام فرمود:

عالم دین‌شناس برتر از هزار عابدی است که فقیه و راوی حدیث نیست!


به همین دلیل است که سعدی در این رابطه می‌گوید:

 

صاحبدلی به مدرسه آمد ز خانقاه
بشکست عهد صحبت اهل طریق را
گفتم میان عالم و عابد چه فرق بود
تا اختیار کردی از آن این فریق را
گفت آن گلیم خویش بدر می‌برد ز موج
وین جهد می‌کند که بگیرد غریق را[2]



[1] - صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات فی فضائل آل محمّد ص، محقق، مصحح، کوچه باغی، محسن بن عباسعلی،‏ ج ‏1، ص 8، قم،‏ مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، چاپ دوم، 1404ق.

[2] - سعدی، گلستان، باب دوم، حکایت 37.


  • محمد علی فتحی

سؤال:

آیا به هم خوردن خواستگاریها به صورت مکرر و عدم رغبت نسبت به ازدواج دلیلی بربسته بودن بخت است و اگراینچنین است چه راهکاری برای گشوده شدن بخت دراسلام پیشنهاد شده است؟

پاسخ:

دلایل عدم رغبت به ازدواج و نیز به هم خوردن عوامل مختلفی می تواند داشته باشد که به برخی از آنها اشاره می کنیم:

1.       برخی از شرایط یک فرد ایده آل برای جنس مخالف را نداریم مثلا در خصوص فرهنگ یا اعتقادات و یا زیبایی و یا نوع پوشش و برخورد و اخلاق ایراداتی وجود دارد که همان ها باعث عدم رغبت خواستگاران به ادامه بحث ازدواج است. در این صورت باید آن نقطه ضعف را پیدا کرده و آن را برطرف نمود. برای این کار می توانید از خواستگارن گذشته و وابستگان آنها بخواهید که چه عاملی باعث ادامه ندادن بحث ازدواج شده است. ازمجموع نظرات آنها علت را پیدا کنید و در صدد رفع آن باشید.

2.       ممکن است تا تمام قضیه ازدواج دیگران را مطلع کرده باشید و تأثیرات منفی حسادت ها و چشم زخم ها تاثیر خودش را بر روند ازدواج گذاشته است . در این خصوص از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمودند:إِظْهَارُ اَلشَّیْءِ قَبْلَ أَنْ یَسْتَحْکِمَ مَفْسَدَةٌ لَهُ[1]. یعنی آشکار کردن کاری قبل از استحکام آن باعث فاسد شدن(خراب شدن) آن می شود. اگر مبتلی به این مساله بودی در خواستگاری های بعدی مراقب باشید کسی مطلع نشود.

3.       عوامل متافیزیکی مثل سحر و جادو می تواند این خصوص مؤثر باشد که برای رفع آن چند دستور العمل را پیشنهاد می کنم برخی از این پیشنهادت درروایت اهل البیت علیهم السلام است و برخی جزو مجربات علمای اسلام می باشد:

-          مداوت بر خواند سوره یس در صبح ها

-           مداوت بر خواند سوره حشر در عصرها

-           خواندن دو رکعت نماز هدیه به حضرت زهرا سلام الله علیها مثل نماز صبح و بعد از دعا از بانوی همسر شایسته را بخواهید. این دستور العمل جزو مجربات است و تا یک سال هر شب انجام دهید.

-          نوشتن سوره مبارکه احزاب و انداختن آن در یک کوزه گلی و گذاشتن آن در منزل جزو مجربات می باشد.

موفق باشید

محمد علی فتحی



[1] - بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار علیهم السلام , ج 88 , ص 254

  • محمد علی فتحی

در سال 88 که مشرف شده بودم به زیات امام رضا علیه السلام، در بازار رضای مشهد مقدس قدم می زدم که موسیقی مبتذل جوانی که از موبایلش شنیده می شد دلم رو نا آرام کرد.

به سمت جوان رفتم وگفتم:

سلام جوون چرا موسیقی حرام؟

جوان: مگه حرامه؟

گفتم :بله حرامه مخصوص مجالس لهو و لعبه همه مراجع فتوای حرمتشو دادن.

به جون گفتم:

بچه کجایی؟مشهدی هستی یا زائری؟

گفت:بچه اصفهانم وزائر.

گفتم: فکر کن امام رضا علیه السلام یک نامه برات فرستاده که فلانی از اصفهان پاشو و به زیارت من بیا و شما هم جواب آقا رو دادی و اومدی و حالا تو خونه امامی بعد شما تو محضر امام موسیقی حرام بذاری چه اتفاقی می افته؟ فکر می کنی امام خوشحال می شه؟

سکوت دوربری های جوان رو گرفته بود و نم نم اشک از چشمانش سرازیر شد و گفت:

ببخشید آقا غلط کردم.

گفتم:از امام معذرت بخواه و رسم مهمانی رو بجا بیار و بدون امام هر لحظه ما رو می بینه.

دوستان در دعای اذن دخول حرم امام رضا علیه السلام می خوانیم:

اشهد انک تری موضعی وتسمع کلامی وترد سلامی...

یعنی : شهادت می دهم ای امام رضا که شما جایگاه من را می بینید و صدایم را می شنوید و سلامم را جواب می دهید...

دوستان دقتت کنیم که این سه ویژگی مخصوص امام رضا علیه السلام نیست بلکه امام زمان علیه السلام نیز ما ر ا می بینند و صدای ما را می شنوند و سلام ما را پاسخ می دهند.

بیایید در محضر امام معصیت نکنیم.

  • محمد علی فتحی

امام کاظم علیه السلام در وصیتی فرمودند:

من احتفر لأخیه بئراً سقط فیها[1].

 کسی که برای برادر خویش چاهی بکند خود در آن خواهد افتاد.

مردی در اصفهان با عصا به همسرش زد و اتفاقاً در اثر این ضربه از دنیا رفت. مرد که قصد کشتن همسرش را نداشت و از طرفی از بستگان او هراسناک بود با شخصی مشورت کرد تا او را کمک فکری دهد تا از این گرفتاری نجات یابد.

آن مرد به او پیشنهاد کرد جوان زیبایی را به منزل برده و در کنار آن زن به قتل برسان. وقتی بستگان همسرت تو را مورد سؤال قرار دادند بگو این جوان با زوجه من۸ مباشرت داشته است و هر دو را کشتم. مرد ساده لوح قبول کرد و جوانی را به منزل آورد و به قتل رساند.

وقتی اقوام زن از حادثه قتل همسرش سؤال کردند آنچه را که از آن مرد در مشورت فرا گرفته بود بیان کرد و بستگان زن قانع شدند و بلکه او را تحسین کردند.

مرد حیله گری که در مشورت طرح قتل آن جوان را داده بود خود جوان زیبارویی داشت که شب به منزل نیامد. به نزد آن مرد رفت و پرسید آنچه گفتم عمل کردی؟

پاسخ داد: آری.

گفت: ببینم جوانی را که به قتل رسانده ای چه کسی بوده است؟ همین که نظر کرد دید پسرش را به توصیه او به قتل رسانده است. از

این حادثه پریشان شد و خاک بر سر می‌ریخت. امّا کار از کار گذشته بود و فهمید چاهی که کَند خود در آن افتاد[2]!

چاه نکَن بهر کسی

اول خودت دوم کسی

دو عبرت بزرگ در این حادثه نهفته است که هر دو قابل توجه است: مشورت با افراد ناصالح و بدخواهی برای دیگران.

 



[1] - بحار الأنوار , ج 75 , ص 204

[2] - منتخب التواریخ، ص ۵۰۷،عبرت های ماندگار - صفحه ۱۸

 


  • محمد علی فتحی

یکی از چیزهایی که برای دوام زندگی زناشویی مرد و زن به آن نیاز دارند اظهار محبتی است که از طرف هر کدام از آنها به یکدیگر منتقل می شود.

این اظهار محبت ممکن است به شیوه های مختلف زبانی، لمسی، و... باشد.

اگر کسی نسبت به همسرش محبت  نداشته باشد به یک نوع بیماری که مثل موریانه هست و ریشه درخت زندگی را از ته می خورد مبتلا شده است و آن موریانه «بدبینی» است.

وقتی زن و مرد از طرف عشق خود محبت نبینند و صرفا زندگی آنها تبدیل به کامجویی تکراری جنسی گردد به زودی آن دو به هم بد بین شده و احساس خواهند کرد که همسرش او را دوست ندارد و دوستی او فقط برای ارضای شهوت بوده است.طبیعی است در این موقع زندگی روح نخواهد داشت و مرگ به سراغ عشق خواهد آمد.

بیشتر جدایی ها ناشی از همین قضیه است و نیز بیشتر قتل های غیرتی که مرد یا زن به خاطر اینکه دوست ندارند همسرشان با کس دیگری آشنا شده باشد و یا به غیر او دل ببندد ناشی از همین بد بینی است. همان بدبینیی که اگر زن وشوهر به هم محبت صادقانه و بی غل وغش می کردند هرگز به وقوع نمی پیوست.

به این روایت توجه کنید:

 عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَى عَنْ عَمْرِو بْنِ جُمَیْعٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله:

 قَوْلُ الرَّجُلِ لِلْمَرْأَةِ إِنِّی أُحِبُّکِ لَا یَذْهَبُ مِنْ قَلْبِهَا أَبَداً.[1] 

حدیثی که عربی آنرا خواندید مرحوم کلینی محدث بزرگ شیعه در کتاب کافی خود از رسول خدا نقل کرده است.

ترجمه حدیث:

امام صادق علیه السلام می فرماید:رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود:

سخن مرد به زنش مبنی بر اینکه «دوستت دارم » هرگز از دلش بیرون نمی رود.

توجه:

دقت کنید که منظور از (دوستت دارم)گفتن جمله ای است که از ته دل و از روی راستی باشد.

شاید کسی بگوید  بارها این جمله را نسبت عشقم می گویم ولی احساس عشق ماندگار را در دلم نسبت به همسرم ندارم؟!

در جواب باید گفت که :

احتمالا (دوستت دارم)همراه بانیت پاک و عشق راستین نبوده و صرفا به خاطر جلب محبت موقت از زبان رانده شده است و الا از قدیم گفته اند:

هرچه از دل برآید بر دل نشیند.  

غافل از این نکته نباشیم که حتی الکی گفتن جمله (دوستت دارم) تاثیر خود را می گذارد ولی اگر از روی صدق گفته شود محشری بپا می شود.



[1] - الکافی، ج‏5، ص: 57


  • محمد علی فتحی