درسهایی از قرآن و حدیث

دفتر پاسخگویی به سؤالات دینی و شرعی فتحی

درسهایی از قرآن و حدیث

دفتر پاسخگویی به سؤالات دینی و شرعی فتحی

درسهایی از قرآن و حدیث
دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
پیام های کوتاه

عصمت و طهارت بانوی حرم اهل البیت علیهم السلام

دوشنبه, ۲ مرداد ۱۳۹۶، ۰۲:۵۸ ب.ظ

به مناسبت میلاد بانوی نور و بانی نور حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها مقاله زیر که رتبه چهارم همایش سبک زندگی حضرت فاطمه معصومه سلام الله به میزبانی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج حائز شده است را خدمت همه محبین خاندان عصمت تقدیم می کنم.

 شما می توانید کل مقاله را در این پست ببینید و یا اینکه فایل pdf آن را با کلیک روی عکس دانلود کنید.

چکیده:

یکی از بانوان مقدس عالم ، حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها است. زوایای شخصیتی ایشان برای عاشقان اهل البیت علیهم السلام به اجمال بیان شده است.طهارت وعصمت این بانوی مقدس یکی از مباحث مهم مربوط به حوزه شخصیت ایشان است. با اثبات طهارت وعصمت ایشان،جایگاه حضرت برای همگان روشتنر شده و تبعیت ودلدادگی به ایشان به اوج خواهد رسید. به باور ما عصمت وی هم در علم و هم در عمل خود را نشان داده است.در مقاله حاضر به دلایل طهارت و عصمت ایشان پرداخته شده است و در حد ممکن نشانه هایی از این دو ویژگی طرح گردیده است.

کلید واژه

مفهوم شناسی عصمت وطهارت ، عصمت علمی  و عملی، طهارت ذاتی ،وجوب بهشت،زیارتنامه

مقدمه

یکی از زیباترین و بزرگترین جلوه ای الهی در روی زمین که به آسمانیان نو رافشانی می کند،حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها دختر امام موسی بن جعفر علیهما السلام و خواهر امام رضا علیه السلام است. ویژگیهای شخصیتی ایشان ممتاز بوده وهمین،وی را در مقامی قرار داده که مدفنش را «آشیانه اهل البیت»( مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏،1403 ق‏:214)کرده است.

از عناوین والقاب برجسته آن بانوی بزرگوار«معصومه»می باشد. با توجه به اینکه تعداد معصومین علیهم السلام در مکتب اهل البیت علیهم اسلام بیش از چهارده تن نیست،چگونه عنوان عصمت داری حضرت فاطمه معصومه(س)توجیه می شود؟

آیا مفهوم معصومه با عصمتی که در اهل البیت وجود دارد تفاوت دارد؟ آیا دلایل و نشانه هایی بر عصمت ایشان موجود است؟ آیا رابطه ای بین طهارت آن بانو و عصمتشان وجود دارد؟ دلایل طاهره بودنشان چیست؟

مقاله پیش رویتان به تببین شخصیت آن بانو از زاویه طهارت وعصمت می پردازد.

مفهوم شناسی عصمت

در علم لغت واژه عصمت از ماده«عَصم»(بر وزن فَلس)  اشتقاق یافته که به معانی امساک(خود داری) و منع آمده است(قرشى بنایى، على اکبر،1412 ق‏:9)

برخی نیز آنرا فقط به معنی «امساک »گرفته اند و اعتصام را به معنی امساک می دانند(راغب اصفهانى، حسین بن محمد،1412 ق‏:57).

       اما در اصطلاح عصمت معنی خاصی پیدا کرده است.

اشاعره عصمت را لطفی از ناحیه خدای -تبارک وتعالی- می دانند که به کمک آن شخص انگیزه ای برای ترک طاعت ازخدا و ارتکاب گناه- با اینکه قدرت بر آن دارد - پیدا نمی کند(سعد الدین التفتازانی،1371 ه ش‏:313).

علامه حلی - قدس سره- آنرا لطف خاص از ناحیه خدا بر اطاعت و ترک معصیت دانسته و اسباب این لطف را ویژگی بدنی خاص معصوم،آگاهی او بر عواقب امور ومناقب طاعات، وحی و الهام الهی و علم به مؤاخذه شدنش بر ترک طاعت می داند:

«العصمة لطف‏ یفعله‏ الله تعالى بصاحبها لا یکون له معه داع إلى ترک الطاعة و ارتکاب المعصیة و أسباب هذا اللطف أمور أربعة:أحدها أن یکون لنفسه أو لبدنه خاصیة تقتضی ملکة مانعة من الفجور و هذه الملکة مغایرة للفعل. الثانی أن یحصل له علم بمثالب المعاصی و مناقب الطاعات. الثالث تأکید هذه العلوم بتتابع الوحی و الإلهام من الله تعالى. الرابع مؤاخذته على ترک الأولى بحیث یعلم أنه لا یترک مهملا بل یضیق علیه الأمر فی غیر الواجب من الأمور الحسنة فإذا اجتمعت هذه الأمور کان الإنسان معصوما»(جمال الدین الحسن بن یوسف بن المطهرالحلی،1407ق:366).

       این معنی از عصمت تقریبا مورد اتفاق غالب علمای شیعه است.

        علامه طباطبائی -قدس سره -عصمت را نوعی علم  می داند از خدای سبحان آنرا به بنده اش اعطاء می کند که به سبب آن صاحبش به طور دائم گناه نمی کند وی منشأ این علم را از راه تعلیم وحی  و نزول روح الأمین و یا القاء بر قلب معصوم می داند.

        ایشان می فرماید:

       «خدای سبحان می فرماید: وَ أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَیْکَ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ عَلَّمَکَ‏ ما لَمْ‏ تَکُنْ‏ تَعْلَمُ وَ کانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکَ عَظِیما(النساء:113)از این آیه استفاده می شودکه خداوند دو نوع علم به پیغمبر اکرم(ص)تعلیم نموده است:

       یکی تعلیم از راه وحی  ونزول روح الأمین بر ایشان که« أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَیْکَ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ» به ضمیمه « نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ‏ الْأَمِین» (الشعراء:193بیانگر آن است ودیگری « عَلَّمَکَ‏ ما لَمْ‏ تَکُنْ‏ تَعْلَمُ» که  نوعی القاء بر قلب پیامبر(ص) والهام الهی بدون واسطه ملک و انزال آن است. این موهبت همان عصمت ونوعی علم است که بر تمام قوای طبیعی و غرایز وامیال نفسانی غالب وصاحبش از گمراهی و لغزش وگناه به طور کلی باز می دارد و به واسطه آن نسبت به گناه تنفر و انزجار قلبی پیدا می کند که در روایات از آن به این صورت تعبیر شده است که پیغمبر(ص) روحی به نام «روح القدس» دارند که وی را ازگناه و معصیت باز می دارد[1].

        خطیب توانا واستاد اخلاق حجة الاسلام والمسلمین شیخ حسین انصاریان دامت برکاته عصمت را حالتی خاص وشهود ویژه می داند و آنرا منحصر در پیامبران وائمه علیهم السلام ندانسته و راه وصول به آن را، عبودیت  خالصانه  ومجاهدت و ریاضت شرعی می داند وی با اشاره به اینکه عصمت در دو مرحله علم وعمل به دست می آید تنها نوبت وامامت را نحصاری می داند که خدا به هرکه بخواهد می دهد.

       شهید مطهری قدس سره:

«عصمت از گناه ناشى از کمال ایمان و شدت تقواست. ضرورتى ندارد که براى اینکه انسان به حد «مصونیت» و «معصومیت» از گناه برسد یک نیروى خارجى جبراً او را از گناه باز دارد و یا شخص معصوم به حسب سرشت و ساختمان، مسلوب‏القدرة باشد. اگر انسانى قدرت بر گناه نداشته باشد و یا یک قوّه‏اى جبرى همواره جلوگیر او از گناه باشد، گناه نکردن او برایش کمالى شمرده نمى‏شود، زیرا او مانند انسانى است که در یک زندان حبس شده و قادر به خلافکارى نیست. خلافکارى نکردن چنین انسانى را به حساب درستى و امانت او نتوان گذاشت.

اما مصونیت از اشتباه: مصونیت از اشتباه نیز مولود نوع بینش پیامبران است.

اشتباه همواره از آنجا رخ مى‏دهد که انسان به وسیله یک حس درونى یا بیرونى با واقعیتى ارتباط پیدا مى‏کند و یک سلسله صورتهاى ذهنى از آنها در ذهن خود تهیه مى‏کند و با قوّه عقل خود آن صورتها را تجزیه و ترکیب مى‏کند و انواع تصرفات در آنها مى‏نماید؛ آنگاه در تطبیق صورتهاى ذهنى به واقعیتهاى خارجى و در ترتیب آن صورتها گاه خطا و اشتباه رخ مى‏دهد. اما آنجا که انسان مستقیماً با واقعیتهاى عینى به وسیله یک حس خاص مواجه است و ادراک واقعیت عین اتصال با واقعیت است نه صورتى ذهنى از اتصال با واقعیت، دیگر خطا و اشتباه معنى ندارد. پیامبران الهى از درون خود با واقعیت هستى ارتباط و اتصال دارند. در متن واقعیت، اشتباه فرض نمى‏شود»(مطهری مرتضی،160:1378).

اقسام عصمت

با توجه به آنچه گذشت می توان عصمت را به دو قسم عمده مطرح کرد:

یکی عصمت  علمی  و دیگری عصمت عملی.

توضیح اینکه معصوم با داشتن علم خالص به حقایق عالم و خواسته های الهی واینکه شناختهای او فقط حق محض است دارای ملکه ای می شود که در هنگام عمل کردن جز حق چیز دیگری در میان نباشد. لذا چنین شخصی از هرگونه نسیان،خطا، اشتباه به دور خواهد بود و طبیعی است که عالمانه گناه نخواهد کرد.

نشانه های عصمت

آشکارترین نشانه عصمت شخص اوج بندگی او دوری از هرگونه گناه است.معصوم فقط خدا را می بیند ودر میان افراد اجتماع از هر لحظا برترین فرد است وکسی به مقام شامخ او نمی رسد. او می تواند«کن فیکون» کند و از مغیبات  خبر داده وبر اسرار مطلع باشد.دل رحم ترین،پاک ترین،بخشنده ترین،عابد ترین فرد روی زمین است.

مفهموم شناسی طهارت

نویسنده کتاب گرانسنگ التحقیق فی کلمات القرآن الکریم  واژه طهارت را معنی مقابل نجس و قذر(کثیفی) مادی و یا معنوی و به معنی برئ(دور)از عیب می داند[2].به توجه به این معنی شخص طاهر هم ظاهری پاک داری وهم  باطنی پاک وهرچیزی که به عنوان پلیدی وزشتی و عیب ونقص می توان شمرد از ساعت قدسی معصوم به دور است.

اقسام طهارت

مفسر گرانقدر حضرت حجت الاسلام والمسلمین قرائتی زید عزه اقسام طهارت را اینگونه بیان می دارد:

«1- طهارت ظاهر از نجاسات و آلودگى‏ها.

2- طهارت اعضا از گناهان و جرائم.

3- طهارت روح از مفاسد اخلاقى. آنگونه که در دعاها مى‏خوانیم:

«الهى طَهّر قلبى من الشرک» خدایا دلم را از شرک، پاک ساز. وقتى در نماز، لازم باشد که لباس و بدن از آلودگى‏ها پاک باشد، آیا لازم‏تر آن نیست که دل و جان، از کبر و ریا و حسد و کینه هم پاک باشد؟ و آیا دوگانگى ظاهر از باطن، نوعى نفاق نیست؟» (قرائتی محسن،194:1392).

 این نظر استقصای نظر قرآن و اندیشمندان جهان اسلام در خصوص اقسام طهارت می باشد لذا به همین مطلب بسنده می شود.

نشانه های طهارت

پاکی ظاهر از آلو دگیها،اتصاف به صفات حسنه واخلاق حمیده و دوری از اخلاق رذیله مهمترین نشانه های  طهارت شخص است.

کمترین چیزی که به خبث باطن اشاره نماید و یا ظاهر را بد جلوه دهد در معصوم طاهر یافت نمی شود.

سؤال مهم

با توجه به آنچه ذکر شد این سوال مطرح می شود که رابطه بین طهارت و عصمت چگونه است؟کدام مقدم بر دیگری است؟

ازظاهر آنچه ذکر شد و با توجه به متون روایی و خصوصا آیه تطهیر به نظر می رسد که عصمت مقدم بر طهارت می باشد چرا که طهارت با حصول علم به نجاسات و قذورات و دوری از آندو به دست می آید؛ علمی که منشأ عصمت است. لذا همین که شخص طاهر باشد نشان می دهد که عصمت هم دارد.

در زیارت جامعه کبیره آمده است:

« عصمکم‏ اللّه من الزلل، و آمنکم من الفتن، و طهرکم من الدنس، و أذهب عنکم الرجس و طهرکم تطهیرا» ( مرعشی قاضی نور الله،1376ق،882)

طبق این کلام نورانی  عصمت بر طهارت مقدم آورده شده است.

بله می توان «طهارت ذاتی» ( حسینی طهرانی سید محمدحسین،139:1373) افراد را که بر اساس فطرت بوده مقدم بر عصمت دانست ولی این نوع از طهارت از بحث ما به دور است.

بعد از بررسی معنا و مفهوم دو واژه طهارت وعصمت ،می توان درباره مقام عصمت و طهارت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها بحث را آغاز کرد. در واقع آنچه در دو بخش گذشته ذکر شد برای فهم عناوین نورانی یاد شده درباره این بانوی مقدس بود. به همین خاطر ما برای اینکه بتوانیم عصمت وطهارت این بانو را اثبات وبیان کنیم نیازمند تطبیق مطالب یاد شده با آنچه درباره ایشان نقل شده ویا شواهدی که به آندو اشاره دارد هستیم.

 این تطبیق با بیان دلایل طهارت وعصمت ایشان ارائه می شود.

دلایل طهارت حضرت فاطمه معصومه(س)

در خصوص طهارت حضرت فاطمه معصومه (س) می توان به دلایل کلی مربوط به طهارت اهل البیت علیهم اسلام استناد کرد چرا که وی جزو اهل البیت و سرآمد فرزندان عترت محسوب می شود. این دلایل یا قرآنی است و یا به نص  و تصریح امام معصوم است. به علاوه اینکه می توان  به عموم نبود خبری که دال بر عدم طهارت ایشان باشد استناد کرد.

به باور همه شیعیان و پیروان راستین اهل البیت (ع)چه آنها که در زمان این بانو زندگی می کردند چه آنها که بعد از ایشان بوده اند مطلبی که مخالف طهارت ایشان باشد ذکر نشده است بلکه به اجماع،همه گواهی بر پاکی ایشان داده اند.

اینک به بررسی برخی دلایل به صورت تفصیلی می پردازیم.

-        سلاله اطهار

طبق نص صریح قرآن،پیامبر واهل البیت او علیهم السلام  جزو کسانی هستند که خدای عزوجل طهارت ایشان را قطعی دانسته است. از طرفی به نظرمفسرین گرانقدر منظور از اهل البیت، عترت نبی یعنی خمسه طیبه علیهم السلام و فرزندان از نسل امام حسین و احفاد و نسل ایشان می باشد.

به نظر ما سادات بزرگوار از نسل صدیقه طاهره -سلام الله علیها- بوده ونور مقدس ایشان در اینها جلوه گر است. البته انکارنمی کنیم که برخی سادات از جهت اخلاقی در اوج کمال نبوده اند ولی بیشتر آنها مخصوصا آنها که بلاواسطه فرزند معصوم بودند،جزو بهترین های عالم محسوب می شوند.

مهمترین دلیل قرآن بر طهارت اهل البیت علیهم اسلام «آیه تطهیر» است.

قرآن کریم:

 «... إ ِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ‏ تَطْهِیرا»(احزاب:33).

اگرچه این آیه شریفه اختصاصا درباره اصحاب کساء یعنی پیامبر و علی و فاطمه و حسنین -علیهم السلام- نازل شده است و در کتاب احقاق الحق بیش از هفتاد حدیث از منابع معروف اهل سنّت درباره اختصاص آیه شریفه به پنج نفر ذکر شده و در کتاب شواهد التنزیل که از کتب معروف اهل سنّت است بیش از یکصد و سى روایت در همین زمینه آمده است‏[3]، لیکن فرزندان این پاکان, قطعا از این طهارت بی نصیب نیستند. طوری که گاه این بزرگواران، برای اثبات فضیلت خود بر دیگران، به این آیه استناد می کرده اند.

وقتی زیارت حضرت فاطمه معصومه - سلام الله علیها-  را می خوانیم  ایشان را  این گونه مورد خطاب قرار می دهیم:

«السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا بِنْتَ فَاطِمَةَ وَ خَدِیجَةَ السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا بِنْتَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا بِنْتَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا بِنْتَ وَلِیِّ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أُخْتَ وَلِیِّ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا عَمَّةَ وَلِیِّ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُه»»( مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏،1403 ق‏:29).‏

این خطاب خود دلیلی بر این است که فاطمه معصومه -سلام الله علیها- از نسل این اطهار است و فرزندان پاک از عترت نبی نیز می توانند تحت عموم «ویطهرکم تطهیرا» قرار بگیرند.

آن قدر این مطلب اظهر است که دلایل دیگر در خصوص طهارت ایشان ضروری نمی نماید که بیان شود. ولی از آنجا که قرار شد دلایل به تفصیل بیان شود, نمونه های دیگری را که اشاره به طهارت بانوی مطهر دارد آورده می شود.

-         طهارت پدر ومادر

پدر بزرگوار ایشان جزو ائمه اطهار و ولی و حجت خدای سبحان  روی زمین است و در طهارت ایشان هیچ تردیدی نیست.

مادر ایشان -علیها سلام- ، ام ولدى بود که او را «ام البنین» می گفتند و اسم حقیقى‏اش «نجمه‏» بود.

گفته شده که نام دیگر ایشان «سکن النوبیه» و یا «تکتم» می باشد.

علی بن میثم می گوید:

حمیدة المصفاة مادر موسى بن جعفر که از اشراف عجم بود کنیزى خرید بنام تکتم، این بانو از عاقلترین زنان از نظر دینى و مذهبى بود، و به بانویش حمیده، فوق العاده احترام می گذاشت؛ تا آن جا که در مقابل او نمى‏نشست. حمیده به فرزندش موسى گفت:

 اى پسرم! تکتم کنیز خوبى است و من جاریه‏اى را بهتر از وى ندیده‏ام و یقین دارم که وى از نظر شأن و مقامى که دارد فرزندى پاک به دنیا آورد اینک او را به تو خواهم بخشید و از وى به خوبى نگهدارى کن.

در روایت دیگرى آمده است که حمیده- سلام الله علیها- مادر موسى بن جعفر علیهما السلام هنگامى که «نجمه» مادر حضرت رضا- علیه السّلام -را خرید حضرت رسول -صلى اللَّه علیه و آله- را در خواب دید که فرمود:

 اى حمیده این کنیز را به فرزندت موسى هبه کن، زود است‏ که خداوند از وى فرزندى که بهترین اهل روى زمین است ظاهر کند، وى پس از این خواب، کنیز را به فرزندش بخشید، هنگامى که حضرت رضا متولد شد، آن کنیز را «طاهره»نام گذاشت (قمی عباس،424:1385).

بی گمان مادری که رحِمش امانت دار ولی خداست پاکترین رحمها بوده و فرزندان بعدی او نیز به برکت این رحم، پاک خواهد بود. فاطمه معصومه سلام الله علیها از همین دامان است و تنها خواهر تنی امام رضا علیه السلام محسوب می شود.

اگر اخت الرضا - سلام الله علیهما- از مادری غیر پاک به دنیا می آمد قطعا برادرشان که امام باشد مورد تعییر قرار می گیرد واعتمادی که قرار بود بر تمت شود تا مردم را به سر منزل مقصود برساند از دست می رفت.

 

-         خواهر معصوم(ع)

چنانچه گذشت ایشان تنها خواهر تنی (طبرى آملى صغیر، محمد بن جریر بن رستم‏، 1413 ق‏،149)امام رضا -علیه السلام- محسوب می شود و بر این مطلب عنوان «اخت ولی الله»که در زیارتنامه حضرت آمده گواه می باشد.

این خصوصیت باعث می شود که به خاطر حفظ جایگاه و شخصیت حضرت امام رضا -علیه السلام-  عیبی وخطایی و گناهی در خواهر وی نباشد تا بر ایشان طعن وارد کنند.

به علاوه رابطه، برادری وخواهری موجب می شد که حضرت فاطمه معصومه -سلام الله علیها- از محضر حجت خدا کسب فیض نماید و راههای کمال و تعالی را سریعتر و هماهنگ با برادر طی نماید.

علاقه بیش از اندازه امام رضا- علیه السلام- به ایشان، گواهی برکمال وجودی خواهر می دهد.

-         رشد ونمو یافته با آموزه های عصمت

ایشان تربیت شده مکتب جدشان امام صادق -علیه السلام- و پدرشان امام کاظم -علیه السلام- و مکتب برادرشان امام رضا -علیه السلام- می باشند وکسی که این سه مکتب و محضر را درک کرده باشد بی گمان  از جهت معرفتی و علمی در اوج و بلندا خواهد بود و به اندازه درجه کسب فیضشان، از درجات عصمت نیز بهره مند خواهد شد چنانچه پیشتر اشاره کردیم منشأ اصلی عصمت علم است که این بانو دارای آن بوده است.

حضرت معصومه -علیها السلام- در پرتو برخوردارى ازکمالات نفسانى و فضائل اخلاقى، بعد از امام رضا -علیه السلام- در میان فرزندان موسى بن جعفر -علیه السلام- و حتى دیگر امامزادگان، شخصیّتى ممتاز و برجسته دارد. محدث قمى در رابطه با دختران موسى بن جعفر مى‏نویسد:

 «بر حسب آنچه به ما رسیده افضل آنها، سیّده جلیله معظّمه، فاطمه بنت امام موسى -علیه السلام- معروف به حضرت معصومه است. »(قمی عباس،242:1390)

علّامه، محمد تقى تسترى مى‏نویسد:

 «در میان فرزندان امام کاظم -علیه السلام- با آن همه کثرتشان بعد از امام رضا -علیه السلام- کسى همسنگ حضرت معصومه -علیها السلام- نمى‏باشد. ».( مهدی‌پور، علی‌اکبر،21:1374)

دلایل عصمت

-         تعبیر به معصومه از ناحیه معصوم

لقب معصومه برگرفته شده از روایتى است که از امام رضا -علیه السلام- نقل شده است:

 «مَنْ زارَ الْمَعصوُمَةَ بِقُمْ کَمَنْ زارَنى».( سپهر عباسقلی،337:1353)

 کسى که حضرت معصومه را در قم زیارت کند مانند کسى است که مرا زیارت کرده است.

تحلیل و بررسی

این عنوان صرفا یک عنوان تشریفاتی نیست.امام معصوم هر سخنی که می گوید و هر فعلی که انجام می دهد بر اساس حق است [...َ الْعَامِلِ بِالْحَق....النَّاطِقِ بِالْحَقِّ الْیَقِین]( مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏،1403ق:20) لذا این عنوان بایست بر عصمت حقیقی  واقعی دلالت نماید.

به باور برخی این عنوان بر عصمتی که در انبیاء وائمه -علیهم السلام- موجود است دلالت ندارد بلکه بردرجه پایین تر از آن دلالت دارد.بی گمان هیچ دلیلی بر این درجه بندی موجود نیست؛ شاید دلیلی که باعث شده چنین نظری داده شود این باشد گمان شده بین عصمت و دو عنوان نبوت و ولایت ملازمه وجود دارد یعنی هرجا عصمت باشد باید نبوت وامامت نیز مطرح باشد وبالعکس.درحالی که می شود کسی عصمت داشته باشد ولی از ناحیه خدای عز وجل رسول و یا نبی و یا امام نباشد.چرا که این عناوین، نشان مأموریتی است از ناحیه خدای عزوجل بوده و او به هرکه بخواهد عطا می کند:

 «اللَّهُ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَه»(انعام:124).خدش را کجاآگاهتر به این است که رسالتش را کجا گزارد.

-         وجوب بهشت بر زوار او

در روایتهایی از امام رضا وامام جواد -علیهم السلام- پاداش زیارت حضرت فاطمه معصومه -سلام الله علیها- بهشت دانسته شده است:

عن الرِّضَا علیه السلام:

«مَنْ زَارَهَا فَلَهُ الْجَنَّةُ»( ابن قولویه، جعفر بن محمد،234:1356). هرکه او[فاطمه معصومه]را زیارت کند بهشت از آن او خواهد بود.

عَنِ ابْنِ الرِّضَا -علیه السلام- قَالَ :

«مَنْ زَارَ قَبْرَ عَمَّتِی بِقُمَّ فَلَهُ الْجَنَّةُ»(مجلسی،محمدباقر،316:1403).هرکه عمه ام را در قم زیارت نماید بهشت از آن او خواهد بود.

تحلیل وبررسی

اگر چه وجوب بهشت حتی با زیارت یک مومن ساده نیز در روایات آمده است ولی سوال راویان از دو امام بزرگوار درباره اهمیت زیارت این بانو ،و جوابی که حضرات می دهند نشان از توجه ویژه امام به مسأله دارد.

بی گمان پرسشگران از ثواب وجزای زیارت حضرت معصومه-سلام الله علیها  مطلع از بهشتی بودن زائر حتی قبر یک مومن ساده بوده اند لذا سؤال مطرح شده بسیار حساب شده و دقیق بوده است.

بی شک با تفصیلی که درباره معنای عصمت در بخش اول مقاله عرض شد قطعا حضرت فاطمه معصومه -سلام الله علیها- از درجه خاصی از عصمت برخوردار بوده و این عصمت چون نشان طهارت است خود به خود بر لزوم بهشتی بودن فرد نیز دلالت می کرد.کسی که از سر عشق و محبت و معرفت زائر چنین شخصیتی باشد طبیعی است که زائر یک فرد بهشتی شده است و از آنجا که هرکس با هرچیزی ک دوست دارد محشور می شود چنانچه در روایتی از امام رضا -علیه السلام- به این نکته تصریح شده است:

«...فَلَوْ أَنَّ رَجُلًا أَحَبَّ حَجَراً لَحَشَرَهُ اللَّهُ مَعَهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ » ( شیخ حر عاملى، محمد بن حسن‏،ق50:1409 ).حشر زائر فاطمه معصومه -سلام الله علیها- نیز در بهشت خواهد بود چون جایگاه چنین محبوبی در بهشت است.

 

-         حرم بودن حریم او برای اهل البیت علیهم السلام

عن أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:

 «إِنَّ لِلَّهِ حَرَماً وَ هُوَ مَکَّةُ وَ إِنَّ لِلرَّسُولِ صلی الله علیه وآله حَرَماً وَ هُوَ الْمَدِینَةُ وَ إِنَّ لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام حَرَماً وَ هُوَ الْکُوفَةُ وَ إِنَّ لَنَا حَرَماً وَ هُوَ بَلْدَةُ قُمَّ وَ سَتُدْفَنُ فِیهَا امْرَأَةٌ مِنْ أَوْلَادِی تُسَمَّى فَاطِمَةَ فَمَنْ زَارَهَا وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ قَالَ الرَّاوِی وَ کَانَ هَذَا الْکَلَامُ مِنْهُ علیه السلام قَبْلَ أَنْ یُولَدَ الْکَاظِمُ علیه السلام» (نورى، حسین بن محمد تقى،36:1408ق،36).

امام صادق -علیه السلام- فرمود:

 «خداوند حرمى دارد که مکه است. پیامبر -صلى الله علیه و آله- نیز حرمى دارد که مدینه است.

کوفه نیز حرم امیرمؤمنان -علیه السلام- است. براى ما خاندان نیز حرمى است که در قم است. و به همین زودى بانویى از فرزندان من به نام فاطمه در آنجا دفن خواهد شد، کسى که او ر زیارت کند بهشت بر او واجب خواهدشد.»

راوى مى‏افزاید:

امام این سخن را وقتى فرمود که هنوز امام کاظم -علیه السلام- متولد نشده بود.

تحلیل وبررسی

این تنها روایتی است که درباره حرم بودن قم برای اهل البیت -علیهم السلام- دلالت دارد. اگر به متن روایت دقت شود در دلیل حرم بودن قم برای خاندان عصمت به صورت مستقیم به حضور فاطمه معصومه -سلام الله علیها- اشاره نشده است ولی از آن جهت که سابق بر این کلام چنین تعبیری درباره قم وجود نداشته و به علاوه، از تغییر لحن امام که درباره حرمها صحبت می کرد و یک دفعه به دفن فاطمه -معصومه سلام الله علیها- آنرا تغییر داد، می شود فهمید که حضور این بانو در قم و حرم بودن این شهر، بر آل الله موضوعیت دارد.

قطعا باید این بانو بسیار جلیله باشد و یا بهتر بگویم باید معصومه باشد تا شایستگی حرم نمودن این شهر را برای معصومین علیهم السلام نماید چرا که «شرف المکان شرف أهله» (مجلسی،محمدباقر،17:1403).یعنی شرافت هر مکانی به شرافت اهل اوست.

-         صدور زیارتنامه همسان با زیارات معصومین علیهم السلام

اگر زیارتنامه ایشان را که از ناحیه مبارکه امام رضا -علیه السلام- صادر شده است. (مجلسی،محمدباقر،26:1403).ملاحظه نموده و با سایر زیارات ذوات مقدسه معصومین -علیهم السلام- مقایسه کنیم، کیفیت این زیارت را همسان با هم خواهیم یافت.این نکته اشاره به مرتبت خاص این بانو دارد و تنها امام زاده ای است که چنین زیارت نامه ای را دارد. این همسانی حداقل، مشعر به عصمت این بانو دارد.اگرچه متن روایت و شیوه موجود در آن و تعبیراتش، گواه واضحی بر عصمت بانوی حرم اهل البیت -علیهم السلام- دارد.

-         تعبیر امام کاظم علیه السلام: «فداها ابوها».

بنا به نقل صاحب کشف الئالى روزى جمعى از شیعیان وارد مدینه شدند و تعدادى پرسش در نامه‏اى نوشته به خانه امام کاظم -علیه السلام-بردند. امام در سفر بود، امام رضا اعلیه السلام نیز در مدینه حضور نداشت.

هیأت اعزامى از اینکه خدمت امام زمان خود نرسیده بودند و با دست خالى باز مى‏گشتند اندوهگین بودند. حضرت معصومه- که در آن ایام هنوز به سنّ بلوغ نرسیده بود- با مشاهده غم و اندوه آنان، پاسخ پرسشها را نوشت و به آنان داد.

شیعیان با خوشحالى مدینه را ترک کردند. در بیرون مدینه امام کاظم -علیه السلام- را زیارت و

داستان خود را تعریف کرده پاسخهاى حضرت معصومه را ارائه دادند. امام کاظم با دیدن جوابها، با بیان جمله: «فداهاابوها» رضایت و مسرّت خود را بیان کرد (رفیعی علی،24:1382).

تحلیل وبررسی

این عبارت اگر چه به ظاهر نشان از نمایش عاطفه امام -علیه السلام- به دخترش می باشد و ممکن است هر فرد عادی نیز در قبال خوبی فرزند خود چنین جمله ای را بر زبان آرد،ولی نباید از این نکته غافل بود که امام معصوم -علیه السلام- که جان خود را با این بیان فدا می نماید گزافه و لغو نمی گوید.

«پدرش به قربانش شود» جمله ای است که صدور آن از عامی و امام تفاوت دارد.غالبا چنین جملاتی از عوام، از سر احساسات صرف و لغو و غیر از واقع گویی است و ممکن است در مقام عمل گوینده آن کوتاهی نموده و نتواند صحت گفتار خود را ثابت نماید اما وقتی امام چنین جمله ای را بر زبان بیاورد در مقام عمل نیز صحتش ثابت خواهد شد.

امام چون معصوم است جان خود را بر معصوم شایسته است که فدا نماید.

-         مقام شفاعت ایشان

عَنِ الصَّادِقِ علیه السلام:

«إِنَّ لِلَّهِ حَرَماً وَ هُوَ مَکَّةُ أَلَا إِنَّ لِرَسُولِ اللَّهِ حَرَماً وَ هُوَ الْمَدِینَةُ أَلَا وَ إِنَّ لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ حَرَماً وَ هُوَ الْکُوفَةُ أَلَا وَ إِنَّ قُمَّ الْکُوفَةُ الصَّغِیرَةُ أَلَا إِنَّ لِلْجَنَّةِ ثَمَانِیَةَ أَبْوَابٍ ثَلَاثَةٌ مِنْهَا إِلَى قُمَّ تُقْبَضُ فِیهَا امْرَأَةٌ مِنْ وُلْدِی اسْمُهَا فَاطِمَةُ بِنْتُ مُوسَى وَ تُدْخَلُ بِشَفَاعَتِهَا شِیعَتِی الْجَنَّةَ بِأَجْمَعِهِمْ ».(مجلسی،محمدباقر،1403،22)

برای خدا حرمی است و آن مکه است؛آگاه باشید برای رسول خدا حرمی است و آن مدینه است؛ آگاه باشیدبرای امیر المومنین حرمی است وان کونه است؛ و آگاه باشید که قم کوفه کوچم است؛ آگاه باشیدبهشت را هشت در است که سه در آن به قم باز می شود ؛در آن زنی از فرزندان من که نامش فاطمه دختر موسی است وفات خواهد یافت[ودفن خواهد شد] وبا شفاعتش همه شیعیانم وارد بهشت می شوند.

در زیارتنامه ایشان می خوانیم:

«...یا فاطمة اشفعی لی فی الجنة فإن لم عند الله شأنا من الشأن... ». (مجلسی،محمدباقر،1403،26)

ای فاطمه در بهشت شفاعتم کن که نزد خدای سبحان جایگاهی خاص داری.

تحلیل وبررسی

این دو دلیل که عرض شد به علاوه دلایل دیگر، نشان از مقام شفاعت ایشان است اگرچه شفاعت درجات مختلفی دارد و برخی از مؤمنین هم درجاتی از آن را دارند لکن تعبیر به «اجمعین» در فرموده امام صادق -علیه السلام- و عبارت« شأنا من الشأن» نشان از شفاعت در حد اعلای آن است که این حد شفاعت بر ای معصوم -علیه السلام- در بسیاری از روایات مطرح شده است.

شفاعت کبری لازمه اش داشتن جایگاه رفیع در نزد خدای سبحان است که به برکت عصمت به دست می آید. 

 نتیجه گیری

عصمت وطهارت از عالی ترین مراتب شخصیتی یک فرد محسوب می شود.حضرت فاطمه معصومه -سلام الله علیها- جزو زنانی است که از سلاله اطهار بوده و به خاطر بهره مندی از مکتب اهل البیت -علیهم السلام- و پرورش در دامان و محضر ولایت، برخوردار از نوعی خاص از عصمت شده است.همین مقام ایشان را در صدر زنان مقدس عالم قرار داده و خیل مشتاقان اهل البیت -علیهم السلام- را به سوی خود کشانده است.تعابیر امام صادق و امام رضا وامام جواد -علیهم السلام- درباره این بانو و...،دلایل عمده اثبات عصمت و طهارت ایشان است که در این مقاله به بررسی آنها پرداختیم.                                       

 

فهرست منابع:

1-     قرآن کریم

2-     مجلسی قدس سره علامه محمد باقر ،بحار الأنوار، 1404 هجرى قمری مؤسسة الوفاء بیروت  لبنان.

3-     شیخ حر عاملى، وسائل الشیعة، مؤسسه آل البیت علیهم‏السلام قم، 1409 هجرى قمری

4-     محدث نورى، مستدرک الوسائل، مؤسسه آل البیت علیهم السلام قم، 1408 هجرى قمری

5-     سپهر عباسقلی۱۲۶۸-۱۲۴۲ق ،ناسخ التواریخ ، زندگانی حضرت موسی بن جعفر علیه السلام،تهران،اسلامیه۱۳۵۳ 

6-     مهدی‌پور، علی‌اکبر، کریمه اهل بیت، قم، نشر حاذق، چاپ اول، 1374

7-     على رفیعى، تاریخ زندگانى امام کاظم(ع)،1388،قم،انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی

8-     قمی قدس سره شیخ عباس ،منتهى الآمال،1379،انتشارات مؤمنین،قم.

9-     طبرى آملى صغیر، محمد بن جریر بن رستم‏ دلائل الإمامة( ط- الحدیثة)،ناشر: بعثت‏،ایران؛ قم‏سال چاپ: 1413 ق‏

10- مرعشی قاضی نور الله ، إحقاق الحق و إزهاق الباطل، ، ناشر: مکتبة آیة الله المرعشی النجفی‏.

11- آیة الله مکارم شیرازی زید عزه و همکاران،تفسیر نمونه.

12- شیخ حسین انصاریان، اهل البیت علیهم السلام عرشیان فرش نشین1388،انتشارات دار العرفان،قم.

13-  قرشى بنایى، على اکبر،قاموس قرآن،‏1412 ق‏، دار الکتب الاسلامیة،، تهران‏

14-  راغب اصفهانى، حسین بن محمد مفردات ألفاظ القرآن،‏‏1412 ق‏، بیروت- دمشق‏

15- حسن المصطفوی‏، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم ،الطبعة الاولى- طهران- 1393 ه. ق.

16- قرائتی محسن ،پرنوی ازاسرار نماز،1389،موسسه درسهایی از قرآن،تهران.

17- شرح‏ المقاصد. لمسعود بن عمر بن عبد اللّه المعروف بسعد الدین التفتازانی (ت 793 ه). تحقیق عبد الرحمن عمیرة. الطبعة الأولى، 5 أجزاء فی 4 مجلدات، قم، منشورات الرضی، 1370- 1371 ه ش، [بالأوفست عن طبعته السابقة، مصر، 1409 ه/ 1989 م‏].

18- کشف‏ المراد فی شرح تجرید الاعتقاد. للعلامة الحلی جمال الدین الحسن بن یوسف بن المطهر (ت 726 ه). تحقیق حسن حسن‏زاده الآملی. الطبعة الأولى، قم، مؤسّسة النشر الإسلامی، 1407 ه.

19-   رخشاد محمدحسین،در محضر علامه طباطبایی، 1380،قم، سماء قلم، چاپ ششم

20-  مجموعه‏آثاراستادشهیدمطهرى،1389،انتشارات صدرا،قم.

21- آیت الله سید محمد حسین حسینى تهرانى‏، معاد شناسى‏،1422ق، نشرنور ملکوت قرآن،مشهد‏.

 

شماره تماس با نویسنده:

09192655866

09382441879


[1] - در محضر علامه طباطبائی قدس سره، سؤال 329،صص208-329،انتشارات سما قلم.

[2] - التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج‏7، ص: 128 

 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی