درسهایی از قرآن و حدیث

دفتر پاسخگویی به سؤالات دینی و شرعی فتحی

درسهایی از قرآن و حدیث

دفتر پاسخگویی به سؤالات دینی و شرعی فتحی

درسهایی از قرآن و حدیث
پیام های کوتاه

۹ مطلب با موضوع «مجموعه حدیث» ثبت شده است

مومن نباید کاری کند که دشمن به خاطر آن، نسبت به او طمع کند.

برخی هستند کاری با رنگ و لعاب دینی انجام می دهند و فکر می کنند که کارشان درست است.

ولی وقتی جوانب کارشان مورد بررسی قرار می گیرد و رفتار او با دید جهانی و نیز جامع گرایانه بررسی می شود متوجه می شویم که دشمن در حمایت از آن و نیز تعریف و تمجید از آن و بهره برداری از آن نهایت تلاش را می کندو به صورت مستقیم یا غیر مستقیم به نفع خود و به ضرر امت اسلامی از آن سوء استفاده می کند.

این مومن فکر می کند کارش درست است. به تعبیر قرآن: "یحسبون انهم یحسنون صنعا[1]"

یعنی: گمان می کند آنچه انجام می دهد کارش درست است.

اما در نگاه انسان کاملی چون مولا امیر المومنین علیه السلام او ناخواسته در اردوی دشمن است و خود خبر ندارد.

حضرت درباره کار آنان می فرماید: "وفعلُکم یُطمع فیکم الأعداءُ[2]".

نکته:

قبل از هر کاری و هر موضع گیری بنگر ببین دشمن درباره کارت چه عکس العملی دارد آیا او از کارت بهره برداری می کند یا نه؟!

وقتی دشمن برکارت و رفتارت طمع کرده آن کار را تعطیل کن ولو ظاهر دینی داشته باشد.

نمونه این کارها که برخی انجام می دهند و دشمن در آنها طمع کرده است عبارتند از:

لعن علنی بزرگان اهل سنت، قمه زنی و...

 


[1] - الکهف:۱۸

[2] - خطبه۲۹ نهج البلاغه


  • محمد علی فتحی

أَمَّا بَعْدُ، یا ابْنَ حُنَیفٍ فَقَدْ بَلَغَنِی أَنَّ رَجُلًا مِنْ فِتْیةِ أَهْلِ الْبَصْرَةِ دَعَاکَ إِلَی مَأْدُبَةٍ فَأَسْرَعْتَ إِلَیهَا

اما بعد، ای پسر حنیف، به من خبر رسیده که مردی از جوانان اهل بصره تو را به مهمانی خوانده و تو هم به آن مهمانی شتافته‌ای،

أَمَّا بَعْدُ، یا ابْنَ حُنَیفٍ فَقَدْ بَلَغَنِی أَنَّ رَجُلًا مِنْ فِتْیةِ أَهْلِ الْبَصْرَةِ دَعَاکَ إِلَی مَأْدُبَةٍ فَأَسْرَعْتَ إِلَیهَا

اما بعد، ای پسر حنیف، به من خبر رسیده که مردی از جوانان اهل بصره تو را به مهمانی خوانده و تو هم به آن مهمانی شتافته‌ای،

تُسْتَطَابُ لَکَ الْأَلْوَانُ وَ تُنْقَلُ إِلَیکَ الْجِفَانُ وَ مَا ظَنَنْتُ أَنَّکَ تُجِیبُ إِلَی طَعَامِ قَوْمٍ عَائِلُهُمْ مَجْفُوٌّ وَ غَنِیهُمْ مَدْعُوٌّ

با غذاهای رنگارنگ، و ظرفهایی پر از طعام که به سویت آورده می‌شده پذیراییت کرده‌اند، خیال نمی‌کردم مهمان شدن به سفره قومی را قبول کنی که محتاجشان را به جفا می‌رانند، و توانگرشان را به مهمانی می‌خوانند

فَانْظُرْ إِلَی مَا تَقْضَمُهُ مِنْ هَذَا الْمَقْضَمِ فَمَا اشْتَبَهَ عَلَیکَ عِلْمُهُ فَالْفِظْهُ وَ مَا أَیقَنْتَ بِطِیبِ وُجُوهِهِ فَنَلْ مِنْهُ

به لقمه‌ای که بر آن دندان می‌گذاری دقت کن، لقمه‌ای را که حلال و حرامش بر تو روشن نیست بیرون افکن، و آنچه را می‌دانی از راه‌های حلال به دست آمده بخور

فَانْظُرْ إِلَی مَا تَقْضَمُهُ مِنْ هَذَا الْمَقْضَمِ فَمَا اشْتَبَهَ عَلَیکَ عِلْمُهُ فَالْفِظْهُ وَ مَا أَیقَنْتَ بِطِیبِ وُجُوهِهِ فَنَلْ مِنْهُ

به لقمه‌ای که بر آن دندان می‌گذاری دقت کن، لقمه‌ای را که حلال و حرامش بر تو روشن نیست بیرون افکن، و آنچه را می‌دانی از راه‌های حلال به دست آمده بخور.

أَلَا وَ إِنَّ لِکُلِّ مَأْمُومٍ إِمَاماً یقْتَدِی بِهِ وَ یسْتَضِی‌ءُ بِنُورِ عِلْمِهِ أَلَا وَ إِنَّ إِمَامَکُمْ قَدِ اکْتَفَی مِنْ دُنْیاهُ بِطِمْرَیهِ وَ مِنْ طُعْمِهِ بِقُرْصَیهِ

معلومت باد که هر مأمومی را امامی است که به او اقتدا می‌کند، و از نور علمش بهره می‌گیرد. آگاه باش امام شما از تمام دنیایش به دو جامه کهنه، و از خوراکش به دو قرص نان قناعت نموده.

أَلَا وَ إِنَّکُمْ لاتَقْدِرُونَ عَلَی ذَلِکَ وَ لَکِنْ أَعِینُونِی بِوَرَعٍ وَ اجْتِهَادٍ وَ عِفَّةٍ وَ سَدَادٍ

معلومتان باد که شما تن دادن به چنین روشی را قدرت ندارید، ولی مرا با ورع و کوشش در عبادت، و پاکدامنی و درستی یاری کنید.

فَوَاللهِ مَا کَنَزْتُ مِنْ دُنْیاکُمْ تِبْراً وَ لاادَّخَرْتُ مِنْ غَنَائِمِهَا وَفْراً وَ لاأَعْدَدْتُ لِبَالِی ثَوْبِی طِمْراً وَ لاحُزْتُ مِنْ أَرْضِهَا شِبْراً وَ لاأَخَذْتُ مِنْهُ إِلَّا کَقُوتِ أَتَانٍ دَبِرَةٍ وَ لَهِی فِی عَینِی أَوْهَی وَ أَوْهَنُ مِنْ عَفْصَةٍ مَقِرَةٍ

به خدا قسم من از دنیای شما طلایی نیندوخته، و از غنائم فراوان آن ذخیره‌ای برنداشته، و عوض این جامه کهنه‌ام جامه کهنه دیگری آماده نکرده‌ام

بَلَی کَانَتْ فِی أَیدِینَا فَدَکٌ مِنْ کُلِّ مَا أَظَلَّتْهُ السَّمَاءُ فَشَحَّتْ عَلَیهَا نُفُوسُ قَوْمٍ وَ سَخَتْ عَنْهَا نُفُوسُ قَوْمٍ آخَرِینَ وَ نِعْمَ الْحَکَمُ اللهُ

آری از آنچه آسمان بر آن سایه انداخته، فقط فدک در دست ما بود، که گروهی از اینکه در دست ما باشد بر آن بخل ورزیدند، و ما هم به سخاوت از آن دست برداشتیم، و خداوند نیکوترین حاکم است.

وَ مَا أَصْنَعُ بِفَدَکٍ وَ غَیرِ فَدَکٍ وَ النَّفْسُ مَظَانُّهَا فِی غَدٍ جَدَثٌ تَنْقَطِعُ فِی ظُلْمَتِهِ آثَارُهَا وَ تَغِیبُ أَخْبَارُهَا وَ حُفْرَةٌ لَوْ زِیدَ فِی فُسْحَتِهَا وَ أَوْسَعَتْ یدَا حَافِرِهَا لَأَضْغَطَهَا الْحَجَرُ وَ الْمَدَرُ وَ سَدَّ فُرَجَهَا التُّرَابُ الْمُتَرَاکِمُ

مرا با فدک و غیر فدک چه کار که در فردا جای شخص در گور است، که آثار آدمی در تاریکی آن از بین می‌رود، و اخبارش پنهان می‌گردد، گودالی که اگر به گشادگی آن بیفزایند، و دستهای گور کن به وسیع کردن آن اقدام نماید باز هم سنگ و کلوخ زمین آن را به هم فشارد، و خاک روی هم انباشته رخنه‌هایش را ببندد

وَ إِنَّمَا هِی نَفْسِی أَرُوضُهَا بِالتَّقْوَی لِتَأْتِی آمِنَةً یوْمَ الْخَوْفِ الْأَکْبَرِ وَ تَثْبُتَ عَلَی جَوَانِبِ الْمَزْلَقِ وَ لَوْ شِئْتُ لَاهْتَدَیتُ الطَّرِیقَ إِلَی مُصَفَّی هَذَا الْعَسَلِ وَ لُبَابِ هَذَا الْقَمْحِ وَ نَسَائِجِ هَذَا الْقَزِّ وَ لَکِنْ هَیهَاتَ أَنْ یغْلِبَنِی هَوَای وَ یقُودَنِی جَشَعِی إِلَی تَخَیرِ الْأَطْعِمَةِ وَ لَعَلَّ بِالْحِجَازِ أَوْ الْیمَامَةِ مَنْ لاطَمَعَ لَهُ فِی الْقُرْصِ وَ لاعَهْدَ لَهُ بِالشِّبَعِ

این است نفس من که آن را به پرهیزکاری ریاضت می‌دهم تا با امنیت وارد روز خوف اکبر گردد، و در اطراف لغزشگاه ثابت بماند. اگر می‌خواستم هر آینه می‌توانستم به عسل مصفّا، و مغز این گندم، و بافته‌های ابریشم راه برم، اما چه بعید است که هوای نفسم بر من غلبه کند، و حرصم مرا به انتخاب غذاهای لذیذ وادار نماید در حالی که شاید در حجاز یا یمامه کسی زندگی کند که برای او امیدی به یک قرص نان نیست، و سیری شکم را به یاد نداشته باشد،

أَوْ أَبِیتَ مِبْطَاناً وَ حَوْلِی بُطُونٌ غَرْثَی وَ أَکْبَادٌ حَرَّی أَوْ أَکُونَ کَمَا قَالَ الْقَائِلُ: وَ حَسْبُکَ دَاءً أَنْ تَبِیتَ بِبِطْنَةٍ * وَ حَوْلَکَ أَکْبَادٌ تَحِنُّ إِلَی الْقِدِّ

یا آنکه شب را با شکم سیر صبح کنم در حالی که در اطرافم شکمهای گرسنه، و جگرهایی سوزان باشد، یا چنان باشم که گوینده‌ای گفته:

«این درد و ننگ تو را بس که با شکم سیر بخوابی، و در اطراف تو شکم‌هایی باشد که پوستی را برای خوردن آرزو کنند».

أَ أَقْنَعُ مِنْ نَفْسِی بِأَنْ یقَالَ هَذَا أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ وَ لاأُشَارِکُهُمْ فِی مَکَارِهِ الدَّهْرِ أَوْ أَکُونَ أُسْوَةً لَهُمْ فِی جُشُوبَةِ الْعَیشِ

آیا به این قناعت کنم که به من امیر مؤمنان گفته شود، ولی در سختی‌های روزگار با آنان شریک نباشم، یا در تلخی‌های زندگی الگویشان محسوب نشوم

فَمَا خُلِقْتُ لِیشْغَلَنِی أَکْلُ الطَّیبَاتِ کَالْبَهِیمَةِ الْمَرْبُوطَةِ، هَمُّهَا عَلَفُهَا أَوِ الْمُرْسَلَةِ شُغُلُهَا تَقَمُّمُهَا تَکْتَرِشُ مِنْ أَعْلَافِهَا وَ تَلْهُو عَمَّا یرَادُ بِهَا

آفریده نشدم تا خوردن غذاهای پاکیزه مرا سر گرم کند به مانند حیوان به آخور بسته که همه اندیشه‌اش علف خوردن است، یا چهار پای رها شده که کارش به هم زدن خاکروبه‌هاست، از علف‌های آن شکم را پر می‌کند، و از منظور صاحبش از سیر کردن او بی‌خبر می‌باشد

أَوْ أُتْرَکَ سُدًی أَوْ أُهْمَلَ عَابِثاً أَوْ أَجُرَّ حَبْلَ الضَّلَالَةِ أَوْ أَعْتَسِفَ طَرِیقَ الْمَتَاهَةِ وَ کَأَنِّی بِقَائِلِکُمْ یقُولُ إِذَا کَانَ هَذَا قُوتُ ابْنِ أَبِی طَالِبٍ فَقَدْ قَعَدَ بِهِ الضَّعْفُ عَنْ قِتَالِ الْأَقْرَانِ وَ مُنَازَلَةِ الشُّجْعَانِ أَلَا وَ إِنَّ الشَّجَرَةَ الْبَرِّیةَ أَصْلَبُ عُوداً وَ الرَّوَاتِعَ الْخَضِرَةَ أَرَقُّ جُلُوداً وَ النَّابِتَاتِ الْعِذْیةَ أَقْوَی وَقُوداً وَ أَبْطَأُ خُمُوداً.

هیهات از اینکه رهایم ساخته، یا بیکار و بیهوده‌ام گذاشته باشند، یا کشاننده عنان گمراهی باشم، یا در حیرت و سرگردانی بیراهه روم. انگار گوینده‌ای از شما می‌گوید: اگر خوراک فرزند ابی طالب این است پس ضعف و سستی او را از جنگ با هماوردان و معارضه با شجاعان مانع می‌گردد بدانید درختان بیابانی چوبشان سخت‌تر، و درختان سرسبز پوستشان نازک‌تر، و گیاهان صحرایی آتششان قوی‌تر، و خاموشی آنها دیرتر است.

وَ أَنَا مِنْ رَسُولِ اللهِ کَالضَّوْءِ مِنَ الضَّوْءِ وَ الذِّرَاعِ مِنَ الْعَضُدِ وَ اللهِ لَوْ تَظَاهَرَتِ الْعَرَبُ عَلَی قِتَالِی لَمَا وَلَّیتُ عَنْهَا وَ لَوْ أَمْکَنَتِ الْفُرَصُ مِنْ رِقَابِهَا لَسَارَعْتُ إِلَیهَا وَ سَأَجْهَدُ فِی أَنْ أُطَهِّرَ الْأَرْضَ مِنْ هَذَا الشَّخْصِ الْمَعْکُوسِ وَ الْجِسْمِ الْمَرْکُوسِ حَتَّی تَخْرُجَ الْمَدَرَةُ مِنْ بَینِ حَبِّ الْحَصِیدِ.

من و رسول خدا همچون دو درختی هستیم که از یک ریشه رسته، و چون ساعد و بازو می‌باشیم. به خدا قسم اگر عرب در جنگ با من همدست شوند من از مقابله با آنان روی بر نگردانم، و اگر فرصت‌ها دست دهد شتابان بدان سو (شام) می‌روم، و خواهم کوشید تا زمین را از این موجود وارونه، و سرنگون کالبد (معاویه) پاک نمایم، تا سنگریزه‌ها از میان دانه‌های درو شده بیرون رود[1].



[1] - نهج البلاغه، ترجمه انصاریان، ص۶۶۱.

.
  • محمد علی فتحی

عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ :


«مَا مِنْ رَجُلٍ یَمْنَعُ دِرْهَماً فِی حَقِّهِ إِلاَّ أَنْفَقَ اِثْنَیْنِ فِی غَیْرِ حَقِّهِ وَ مَا مِنْ رَجُلٍ یَمْنَعُ حَقّاً فِی مَالِهِ إِلاَّ طَوَّقَهُ اَللَّهُ بِهِ حَیَّةً مِنْ نَارٍ یَوْمَ اَلْقِیَامَةِ» .


ترجمه:


هیچ کس از انفاق درهمى در محل شایستۀ آن امتناع نمى‌کند، مگر آنکه دو درهم در محلّ‌ ناشایستۀ آن انفاق میکند و هیچ کس حقّى را که به مالش تعلّق گرفته است باز نمیدارد، مگر آنکه خدا به روز قیامت آن را به صورت مارى آتشین طوق گردن او می سازد[1].



[1] - من لا یحضره الفقیه , ج 2 , ص 11


  • محمد علی فتحی

قَال امام العسکری علیه السلام لِشِیعَتِهِ‏:

  أوصِیکُمْ بِتَقْوَى اللَّهِ وَ الْوَرَعِ فِی دِینِکُمْ وَ الِاجْتِهَادِ لِلَّهِ وَ صِدْقِ الْحَدِیثِ وَ أَدَاءِ الْأَمَانَةِ إِلَى مَنِ ائْتَمَنَکُمْ مِنْ بَرٍّ أَوْ فَاجِرٍ وَ طُولِ‏ السُّجُودِ وَ حُسْنِ‏ الْجِوَارِ فَبِهَذَا جَاءَ مُحَمَّدٌ صلی الله علیه وآله[1].

 

ترجمه:

امام حسن عسکری به شیعیان و دوستان خود فرمود:

1- تقواى الهى را پیشه کنید

2- در امور دین ورع داشته باشید

3- کوشش و تلاش شما برای خدا باشد 

4- در صحبتها صداقت نشان دهید

5- هرکس امانتى را نزد شما نهاد خواه نیکوکار و یا زشت کردار، آن را سالم تحویلش دهید

6- سجده‌هاى خود را در مقابل خداوند طولانى کنید

7- به همسایگان خوش رفتارى و نیکى نمائید.



-[1] تحف‌العقول ص۴۲۷.

 

  • محمد علی فتحی

علی بن مهزیار می گوید:

 کَتَبتُ إلى أبی جَعفَرٍ علیه السلام وشَکَوتُ إلَیهِ کَثرَةَ الزَّلازِلِ فِی الأَهوازِ ،وقُلتُ :

تَرى لِیَ التَّحَوُّلَ عَنها ؟

 فَکَتَبَ علیه السلام :

 لا تَتَحَوَّلوا عَنها ، وصومُوا الأَربِعاءَ وَالخَمیسَ وَالجُمُعَةَ ، وَاغتَسِلوا وطَهِّروا ثِیابَکُم ، وَابرُزوا یَومَ الجُمُعَةِ ، وَادعُوا اللّهَ فَإِنَّهُ یَدفَعُ عَنکُم .

 قالَ : فَفَعَلنا فَسَکَنَتِ الزَّلازِلُ .


على بن مهزیار  نقل می کند:

 به ابو جعفر (امام جواد) علیه السلام نامه اى نوشتم و از فراوانى زلزله در اهواز به ایشان شکایت نمودم و گفتم : آیا صلاح مى دانید من از این شهر منتقل شوم؟

 ایشان مرقوم فرمود :

«از آن جا منتقل نشوید . چهارشنبه و پنجشنبه و جمعه را روزه بگیرید و غسل کنید و جامه هاى پاکیزه بپوشید و روز جمعه بیرون روید و به درگاه خدا دعا کنید . [خداوند ،] زلزله را از شما برطرف مى کند.

 ما این کار را کردیم و زلزله ها فرو نشستند ..[1]»



[1] - تهذیب الأحکام : ج 3 ص 294 ح 891 ، کتاب من لا یحضره الفقیه : ج 1 ص 544 ح 1515 ، علل الشرایع : ص 555 ح 6 ، بحار الأنوار : ج 91 ص 150 ح 8 .

  • محمد علی فتحی

هشَامُ بْنُ سَالِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع: ... قُلْتُ:

فَمَا لِمَنْ یُجَهِّزَ إِلَیْهِ وَ لَمْ یَخْرُجْ لَعَلَّهُ تُصِیبُهُ لِقِلَّةِ نَصِیبِهِ‏ قَالَ: یُعْطِیهِ اللَّهُ بِکُلِّ دِرْهَمٍ أَنْفَقَهُ- مِثْلَ أُحُدٍ مِنَ الْحَسَنَاتِ وَ یُخْلِفُ عَلَیْهِ أَضْعَافَ مَا أَنْفَقَهُ وَ یُصْرَفُ عَنْهُ مِنَ الْبَلَاءِ مِمَّا قَدْ نَزَلَ لِیُصِیبَهُ وَ یُدْفَعُ عَنْهُ وَ یُحْفَظُ فِی مَالِهِ


هشام می گوید، از امام صادق(ع) پرسیدم:

کسی که خودش به واسطۀ بیماری یا مشکلی نتواند به زیارت امام حسین(ع) برود و در عوض شخصی دیگر را روانه کند(هزینه‌هایش را بدهد)، چه اجری دارد؟

امام صادق(ع) فرمودند:

- به ازای هر درهمى که خرج کند، خداوند همانند کوه اُحد برایش حسنه می‌نویسد.

- چندین برابر آنچه هزینه کرده را در همین دنیا به او برمی‌گرداند!

- بلاهایى را که فرود آمده تا به او برسد، از او می‌گردانَد و از وى دور می‌کند و مالش حفظ می‌‏شود.


کامل الزیارت، ص123.

  • محمد علی فتحی

انتخاب بهترین عمل از بین کارهای نیکف خود یک توفیق خاص می طلبد. اینکه بتوانیم از میان دو کار، آنکه بها و ارزش زیاده ای دارد را برگزینیم نشان می دهد که «بصیرت» نافذ شده و خدای مهربان به تو « فرقان»  یعنی قدرت تشخیص حق و باطل را داده و این جای شکرگزاری است.

مؤمن باید «عمل احسن» انجام دهد و به حداقل از «کار حسن» راضی نشود. در این صورت، سرعت رشد و پیشرفت او زیاد خواهد بود.

به نمونه ای از روش تشخیص خوب و خوب تر اشاره می کنیم:

روی عن بعض الصّحابة قال‏: جاء رجل من الأنصار إلى النّبیّ (صلّى اللّه علیه و آله) فقال: یا رسول اللّه إذا حضرت جنازة و مجلس عالم أیّهما أحبّ إلیک أن أشهد؟

فقال رسول اللّه (صلّى اللّه علیه و آله): إن کان للجنازة من‏ یتبعها و یدفنها فإنّ حضور مجلس عالم أفضل من حضور ألف‏ جنازة، و من عیادة ألف مریض، و من قیام ألف لیلة، و من صیام ألف یوم، و من ألف درهم یتصدّق بها على المساکین، و من ألف حجّة سوى الفریضة، و من ألف غزوة سوى الواجب تغزوها فی سبیل اللّه بمالک و نفسک، و أین تقع هذه المشاهد من مشهد عالم؟ أما علمت أنّ اللّه یطاع بالعلم و یعبد بالعلم؟ و خیر الدّنیا و الآخرة مع العلم، و شرّ الدّنیا و الآخرة مع الجهل[1]؟

ترجمه:

از برخى از اصحاب و یاران رسول خدا روایت شده که او گفته:

مردى از انصار (گروهى از مردم مدینه که برسول خدا ایمان آورده او را یارى کردند) نزد پیغمبر (صلّى اللَّه علیه و آله) آمده گفت:

اى رسول خدا هر گاه مرده‏اى و مجلس عالم و دانشمندى دیدار شد کدام یک نزد تو دوستتر است که من حاضر شوم (و از ثواب و پاداش آن بهره‏مند شوم)؟

 رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله) فرمود:

اگر براى جنازه و مرده کسى است که او را همراهى کند و بخاک بسپارد حضور و بودن مجلس عالم برتر از حضور هزار جنازه‏ و عیادت و دیدار هزار بیمار، و برپا ایستادن هزار شب (براى عبادت و بندگى) و روزه گرفتن هزار روز است، و از هزار درهم (پول نقره) که آنها بمستمندان و نیازمندان بخشیده شود، و از هزار حجّ جز حجّ واجب، و از هزار جنگ رفتن جز جنگ رفتن واجب که بوسیله دارائى و جانت در راه خدا بجنگى، و کجا برابرى میکند حضور در این جاها با حضور نزد عالم و دانشمند؟ آیا نمیدانى خدا بوسیله علم و دانش اطاعت و پیروى و عبادت و بندگى مى‏شود؟ و خیر و نیکى دنیا و آخرت با علم و دانش است، و شرّ و بدى دنیا و آخرت با جهل و نادانى؟

 نکته :

با توجه به این روایت، می شود حدث زد که بزرگترین راه تشخیص خوب و خوب تر توجه به «میزان محبوبیت» عمل در نزد خدای عزوجل است که با معیارهای قرآن و حدیث و عقل سلیم می توان آن را فهمید.

پی نوشت:

[1] - مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏ ،بنادر البحار، النص، ص: 119

 

  • محمد علی فتحی

آداب جماع و فرزند آوری از منظر اسلام

رسول خدا صلی الله علیه و آله به على بن ابى طالب علیه السلام چنین سفارش کرد:

اى على! چون عروس را به خانه تو آورند وقتى نشست کفش او را بکن و پایش را بشو و آبش را به در خانه‏ات بریز که چون چنین کنى خدا از خانه ‏ات هفتاد هزار رنگ فقر را ببرد و هفتاد هزار رنگ برکت در آن درآورد و هفتاد هزار رحمت بر تو فرو فرستد که بر سر عروس بچرخد تا برکت آن به هر گوشه خانه‏ات برسد و خدا عروس را از جنون و خوره و پیسى امان دهد که به او رسند تا در آن خانه است و عروس را تا یک هفته از دوغ و سرکه و گشنیز و سیب ترش منع کن.

على علیه السلام عرض  کرد:

 یا رسول اللَّه! چرا او را از این چهار چیز منع کنم؟

 فرمود: چون رحم از این چهار عقیم شود و اولاد نیاورد و حصیر کف خانه از زن نازاد به است.

 على علیه السلام عرض  کرد:

چطور سرکه از او منع کند؟

فرمود :چون بر سرکه حائض گردد هرگز پاک نشود به طور کامل و گشنیز حیض را برانگیزد در درون او و زایش را سخت کند و سیب ترش حیض را ببندد و مایه درد شود.

سپس فرمود:

اى على ! با زنت اول و میانه و آخر ماه مجامعت مکن که دیوانگى و خوره و گیجى بدو شتابند و به فرزندش.

 بعد از ظهر جماع مکن که اگر فرزندى آورید قیچ باشد و شیطان به قیچى انسان شاد است.

نزد جماع سخن مگو که اگر فرزندى شود از گنگى در امان نیست.

 مبادا کسى به فرج زنش بنگرد و باید وقت جماع‏ دیده بر هم نهد زیرا نظر به فرج مایه کورى فرزند است.

 اى على! با زنت به عشق زن دیگرى مجامعت مکن که می ترسم اگر فرزندى شود مخنث[1] و زن منش و گیج باشد.

 هر که با زن خود در بستر جنب است قرآن نخواند که می ترسم آتشى از آسمان فرود آید و هر دو را بسوزاند.

 اى على ! جماع‏ مکن جز آنکه خودت دستمالى داشته باشى و زنت دستمال دیگر با یک دستمال خود را پاک نکنید که شهوت بر شهوت افتد و مایه دشمنى است میان شما و شما را به جدائى و طلاق کشد.

 ایستاده جماع‏ مکن که کار خران است و اگر فرزندى شود در بستر بشاشد چون خر که در هر جا بشاشد.

در شب فطر جماع‏ مکن که اگر فرزندى شود بسیار بد باشد.

در شب عید قربان جماع‏ مکن که فرزند شش انگشت آید یا چهار انگشت.

زیر درخت بار دار جماع‏ مکن که فرزند جلاد و آدم کش و کدخدا آید.

در برابر پرتو آفتاب جماع‏ مکن، مگر با روپوش بر هر دو که اگر فرزند شود در سختى و فقر باشد تا بمیرد.

 میان اذان و اقامه جماع‏ مکن که فرزند خونخوار آید.

 اى على!  چون زنت آبستن باشد بی وضوء با او جماع‏ مکن که فرزند کوردل و بخیل آید.

 در نیمه شعبان جماع‏ مکن که فرزند شوم و با خال چهره آید.

در آخر ماه دو روز از آن مانده جماع‏ مکن که فرزند گمرک چى‏ و معاون ظالم آید و جمعى از مردم بدستش هلاک شوند.

 بر سر پشت بامها جماع مکن که فرزند منافق و ریاکار و بدعت‏گذار آید.

 چون قصد سفر دارى در شب جماع مکن که فرزند ولخرج آید.

 رسول خدا این آیه را خواند : إِنَ‏ الْمُبَذِّرِینَ‏ کانُوا إِخْوانَ الشَّیاطِین‏. به راستى اسراف کاران  برادران شیاطین باشند[2].

چون در سفرى رفتى تا سه شب و روز جماع مکن که فرزند معاون هر ظالم بر تو آید.

اى على ! شب دوشنبه ملازم جماع باش که اگر فرزندى آید حافظ قرآن و راضى به قسمت خدا باشد.

 اى على! اگر شب سه شنبه جماع کنى و فرزندى آید پس از شهادت به شهادتین شهادت روزیش باشد و خدا با مشرکانش کیفر نکند و بوى دهانش خوش باشد و رحم دل و با سخاوت و پاک زبان از غیبت و دروغ و بهتان است.

 اگر شب پنجشنبه جماع کنى و فرزندى آید حاکمى از حکام گردد یا عالمى از علماء .

در روز پنجشنبه ظهر هنگام که آفتاب در وسط آسمان است فرزند که آید تا پیر شود شیطان به او نزدیک نگردد و با فهم باشد و در دین و دنیا سلامت روزیش گردد.

 در شب جمعه باشد و فرزند آید سخنور و گویا و زبان آور شود و در روز جمعه پس از عصر باشد و فرزند آید معروف و مشهور و دانشمند گردد.

 در شب جمعه بعد از نماز عشاء باشد امید فرزندى می رود که از ابدال[3] باشد ان شاء اللَّه.

اى على! در ساعت اول شب با زنت جماع مکن که اگر فرزندى شود بسا باشد جادوگر و دنیا طلب در آید.

اى على!  این سفارش مرا به یاد نگهدار چنانچه من از جبرئیل نگهداشتم[4].



[1] -  مردی که در جماع ناتوان باشد و حالات زنانه داشته باشد. 2 - کنایه از: بی غیرت و بی حمیت .

[2] - سوره اسراء- 30

[3] - بی مانند روزگار

[4] - امالى شیخ صدوق-ترجمه کمره‏اى، متن، ص: 570

  • محمد علی فتحی

قَالَ الصادق علیه السلام:


 ‏ مَنْ تَرَکَ زِیَارَةَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام لَا یَنْظُرُ اللَّهُ‏ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیْهِ أَ لَا تَزُورُونَ مَنْ تَزُورُهُ الْمَلَائِکَةُ وَ النَّبِیُّونَ علیهم السلام إِنَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام أَفْضَلُ مِنْ کُلِّ الْأَئِمَّةِ وَ لَهُ مِثْلُ ثَوَابِ أَعْمَالِهِمْ وَ عَلَى قَدْرِ أَعْمَالِهِمْ فُضِّلُوا.


هرکه زیارت امیر المؤمنین علیه السلام را ترک کند خدای عزو جل به نگاه رحمت نمی کند. آیا نمی خواهید کسی را زیارت کنید که فرشتگان و انبیا زیارتش می کنند.امیر المؤمنین علیه السلام افضل از هر امامی است و برای او دوبرابر اعمال آنان است و امام به اندازه اعمالشان برتری بر دیگری یافته اند.


 جامع الأخبار، ص: 23

  • محمد علی فتحی