درسهایی از قرآن و حدیث

دفتر پاسخگویی به سؤالات دینی و شرعی فتحی

دفتر پاسخگویی به سؤالات دینی و شرعی فتحی

درسهایی از قرآن و حدیث
پیام های کوتاه

۵۱ مطلب با موضوع «اخلاق :: خانواده» ثبت شده است

چند مساله درباره مسابقه

شرط بندی درباره مسابقه

سؤال:

 آیا شرط بندی سر مسابقه اشکالی دارد؟ در چه شرایطی شرط بندی اشکالی ندارد؟

جواب:
اگر به صورتی نباشد که از بازنده چیزی بگیرند که به برنده بدهند مانعی ندارد والا صورت شرعی ندارد و حرام است.
جایزه پیش بینی نتیجه مسابقات

سؤال:

پیش بینی نتیجه مسابقات و قرعه کشی بین کسانی که درست پیش بینی کرده اند و جایزه دادن به برندگان قرعه چه حکمی دارد؟

جواب:
شرکت در پیش بینی برد و باخت تیم ها اشکال ندارد ـ هر چند احتیاط در ترک آن است ـ اما بنابر احتیاط واجب مالک مبلغی که با شرط بندی به او می دهند نمی شود؛ بله اگر صاحب آن مبلغ بعداً با یکی از عقود شرعی مانند هبه یا صلح آن را تملیک کند، اشکال ندارد.
جایزه با پول بازیکنان

سؤال:

شرکت در مسابقه ای که.از خود بازیکنان پول جمع کرده و از آن پول به.برنده جایزه می دهند اشکالی دارد؟

جواب:
 اگر از بازنده چیزی بگیرند که به برنده بدهند، همان شرط بندی حرام است، لکن اگر برگزارکننده مسابقه مبلغی را از شرکت کنندگان به عنوان حق الزحمه و شرط شرکت در مسابقه برای خودش دریافت کند و بعد از مالکیت با مال خود جایزه بخرد، مانعی ندارد.

شوهرم حرفم را گوش نمیدهد.چیکار کنم؟

سؤال:

سلام ما تازه نامزد کردیم شوهرم حرفم را گوش نمیدهد.چیکار کنم؟

جواب:

1- تا می توانید خواسته های خود را به صورت پیشنهادی مطرح کنید لذا از خواسته های دستوری و آمرانه پرهیز کنید.

2- خواسته خود را در زمانی که حال و روحیه آرامی همسرتان دارد مطرح کنید لذا بعد از سر کار آمدن و یا موقعیت های خسته کننده، طرح موضوع نکنید.

3- خواسته خود را خالصانه و بدون فریب دادن طرح کنید مردان به فریب حساسند.

4- درباره این مشکل در خلوت با همسرتان صحبت کنید و دلیلش را بپرسید البته این کار نباید آمرانه و همراه با ناراحتی و قهر کردن باشد.

5- روحیه و صفات و ویژگی های همسرتان را بشناسید و خواسته های خود را بر اساس آنها وفق دهید.

6- از درخواست کاری که می دانید همسرتان نمی تواند انجام دهد پرهیز کنید.

7- خواسته های خود را مدیریت کنید و هر چیزی را مطالبه نکنید و تلاش کنید خواسته ها معقول باشد.

موفق باشید

شرایط روزه برای دختری که تازه به سن تکلیف رسیده

سؤال:


شرایط روزه برای دخترم که تازه به سن تکلیف رسیده چیست؟


جواب:


بنا بر نظر مشهور، بلوغ شرعى دختران ، تکمیل نه سال قمرى است که در این هنگام روزه بر آنها واجب است و ترک آن به مجرد بعضى از عذرها جایز نیست، ولى اگر روزه گرفتن براى ایشان ضرر داشته باشد یا تحمل آن برایشان همراه با مشقت زیاد باشد، افطار براى آنها جایز است و بعد باید قضای ان ها را به جا آورند.

منبع: استفتائات مقام معظم رهبری


چند دستور العمل برای کنترل شهوت

برای کنترل شهوت یک سری دستور العمل را تقدیم می کنیم. شایسته است با متانت و آرامش و با مداومت برای خلاصی از وضعیت موجود، این کارها را انجام دهید. ممکن است کمی طول بکشد ولی امکان برون رفت از آن وجود دارد به هر حال شما مدتی عادت به گناه کرده بودید و لذت این کار به همین راحتی از دل کنده نمی شود:


1- اولا واقعا از ته دل بخواهید که جلوی شهوت را بگیرد و در این مسیر از خدای مهربان عاجزانه بخواهید که کمکتان کند. وقتی اراده قلبی برای ترک گناه داشته باشید خدا توفیق بیرون شدن از آن را نصیبتان می کند.

2- تا می توانید از خوردن غذاهای چرب دوری کنید و در خوردن و آشامیدن به اندازه کم اکتفا کنید.

3- یک روز درمیان و یا هفته ای یکبار روزه بگیرید.

4- وعده غذایی خود را کم کنید. البته به اندازه ای که آسیب نبینید.

5- از هر گونه محرک شهوت دوری کنید از جمله پوشیدن لباس تنگ، نگاه به نامحرم و عکس و فیلم و شنیدن موسیقی های مبتذل و تحریک کننده.

6- مراقب چشمتان باشید. وقتی بانامحرم روبرو می شوید تمرین کنید سرتان پایین باشد. وقتی موفق شدید به خودتان جایزه دهید و اگر دیدید باز چشم به سمت نامحرم می چرخد تنبیه کنید مثلا از یک چیزی که با چشم می دیدید محروم کنید.

7- حتما ورزش را در اولویت کارهایتان قرار دهید.

8- خوابیدن خود را منظم کنید. شب زود بخوابید صبح برای نماز بیدار شوید و صبح به ورزش بپردازید.

9- تا می توانید خودتان را مشغول به کارهای مثبت کنید و یک لحظه وقت خلوت و فراغت به نفستان ندهید تا ذهنتان درگیر مسائل شهوانی نشود.

10- صبح ها 11 بار سوره قل هو الله احد را بخوانید.

11- هر روز سوره «یس» را بخوانید و عصرها سوره «حشر» را تا در حفظ و امان الهی قرار بگیرید.

12- وقتی در اوج تنگنایی و سختی افتادید زیاد بگویید «یا ارحم الراحمین».

محمد علی فتحی

دوستت دارم

یکی از چیزهایی که برای دوام زندگی زناشویی مرد و زن به آن نیاز دارند اظهار محبتی است که از طرف هر کدام از آنها به یکدیگر منتقل می شود.

این اظهار محبت ممکن است به شیوه های مختلف زبانی، لمسی ، و... باشد.

اگر کسی نسبت به همسرش محبت  نداشته باشد به یک نوع بیماری که مثل موریانه هست و ریشه درخت زندگی را از ته می خورد مبتلا شده است و آن موریانه «بد بینی» است.

وقتی زن و مرد از طرف عشق خود محبت نبینند و صرفا زندگی آنها تبدیل به کامجویی تکراری جنسی گردد بزودی آن دو به هم بد بین شده و احساس خواهند کرد که همسرش او را دوست ندارد و  دوستی او فقط برای ارضای شهوت بوده است. طبیعی است در این موقع زندگی روح نخواهد داشت و مرگ به سراغ عشق خواهد آمد.

بیشتر جدایی ها ناشی از همین قضیه است و نیز بیشتر «قتل های غیرتی» که مرد یا زن به خاطر اینکه دوست ندارند همسرشان با کس دیگری آشنا شده باشد و یا به غیر او دل ببندد ناشی از همین بد بینی است. همان بد بینیی که اگر زن و شوهر به هم محبت صادقانه و بی غل و غش می کردند هرگز به وقوع نمی پیوست.

به این روایت توجه کنید:

 عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَى عَنْ عَمْرِو بْنِ جُمَیْعٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله:

 قَوْلُ الرَّجُلِ لِلْمَرْأَةِ إِنِّی أُحِبُّکِ لَا یَذْهَبُ مِنْ قَلْبِهَا أَبَداً[1]

حدیثی که عربی آن را خواندید مرحوم کلینی محدث بزرگ شیعه در کتاب کافی خود از رسول خدا نقل کرده است.

ترجمه حدیث:

امام صادق علیه السلام می فرماید: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:

سخن مرد به زنش مبنی بر اینکه «دوستت دارم » هرگز از دلش بیرون نمی رود.

توجه:

دقت کنید که منظور از (دوستت دارم)گفتن جمله ای است که از ته دل و از روی راستی باشد.

شاید کسی بگوید  بارها این جمله را نسبت عشقم می گویم ولی احساس عشق ماندگار را در دلم نسبت به همسرم ندارم؟!

در جواب باید گفت که :

احتمالا (دوستت دارم)همراه با نیت پاک و عشق راستین نبوده و صرفا به خاطر جلب محبت موقت از زبان رانده شده است و الا از قدیم گفته اند:

هرچه از دل برآید بر دل نشیند  

غافل از این نکته نباشیم که حتی الکی گفتن جمله (دوستت دارم) تاثیر خود را می گذارد ولی اگر از روی صدق گفته شود محشری بپا می شود.

 



[1] - الکافی، ج‏5، ص: 57


دوباره مسلمانی

وقتی به برخی از مردم مسأله ای گفته می شود که طبق شریعت مقدس اسلام و مذهبه حقه شیعه است در جواب می گویند که نه ما آنچه خودمان دلمان می خواهد انجام می دهیم!

مثلا وقتی گفته می شود که نماز را به زبان فارسی نباید خواند می گویند که زبان عربی مال عربها است و من فارس هستم و با زبان فارسی راحت می توانم با خدا صحبت کنم!

یا وقتی می گوییم: خانم حجابت را مراعات کن خدای تعالی امر به پوشش و حجاب کرده و از زینت و آرایش برای نامحرمان نهی کرده است،می گوید:

«دلت پاک باشد» اینها مثل بچه ها یا برادران من هستم.

یا وقتی گفته می شود آقا خمس یا زکات جزو وظایف مالی است که به امرخدای تعالی بر افراد واجب شده است می گوید: نه من مالیات می دهم و اینها را شما از خود می گویید!

امثال این جوابها وادعا ها زیاد است.

 مثلا شنیدم از دوستی که می گفت: دختر یکی از فامیلها وصیت کرد که بعد از مردنش جسد او را آتش زده و خاکسترش را بر رودخانه زرد و یا نیل بریزند. وقتی به او می گویند که این کار از منظر اسلام حرام است، می گوید: من اینگونه مردن را دوست دارم!

یا وقتی به طرف می گویی این برداشت شما از آیه قرآن مخالف با آیه دیگر است و مفسرین چنین تفسیری را قبول ندارند،می گوید: من هرچه خودم می فهمم را قبول دارم!

دلیل این سماجتهای افراد در برابر احکام الهی چیست؟

چرا فقط آنچه خود می خواهند را می پذیرند ولی آنچه مخالف طبعشان باشد را رد می کنند؟

جواب این سوالات یک کلمه است وآن «سرکشی در برابر معبود یکتا» است.

اینان اگر خدا را باور دارند باید «همه آنچه خدا می خواهد» را باور داشته باشند.

«خدا باوری» نشانه اش «تسلیم محض شدن در برابر خواست خدای تعالی» است حتی در کوچکترین حرکتها در مسیر حیات.

اینها کسانی هستند که فکر می کنند کارشان درست است ولی شدیدا در گمراهی اند.

« الَّذینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ هُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعاً»[1].

ترجمه آیه:

آنان که در زندگى دنیا تلاششان گم و نابود مى‏شود، در حالى که مى‏پندارند (همچنان) کار شایسته و نیک انجام مى‏دهند.

اینان به جای «بنده »بودن در برابر خدا می خواهند«مولا»باشند ولو در برخی امور.

اینان دین خدا را تجزیه کرده اند  ومصداق آیه«...أَ فَتُؤْمِنُونَ‏ بِبَعْضِ‏ الْکِتابِ‏ وَ تَکْفُرُونَ‏ بِبَعْضٍ فَما جَزاءُ مَنْ یَفْعَلُ ذلِکَ مِنْکُمْ إِلَّا خِزْیٌ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ یَوْمَ الْقِیامَةِ یُرَدُّونَ إِلى‏ أَشَدِّ الْعَذابِ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُون‏»[2] شده اند.

ترجمه:

آیا به بعضى از دستورات کتاب آسمانى ایمان می ‏آورید وبه برخى دیگر کافر می ‏شوید؟ پس جزاى هر کس از شما که این عمل را انجام دهد، جز رسوایى در این جهان، چیزى نخواهد بود و روز قیامت به سخت‏ترین عذاب بازبرده شوند و خداوند از آنچه انجام مى‏دهید، غافل نیست‏

برادردان وخواهران!

بدانید خود رأیی در انجام اعمال عبادی و روش زندگی بر خلاف عبودیت وبندگی است.

بدانید اگر خدا را قبول دارید باید همه آجه او می خواهد را انجام دهید.

تنها آیینی که در این برهه از زمان تا قیام قیامت پذیرفتنی است و احکام و برنامه هایش خواست الهی است،اسلام است.

دوباره مسلمان شویم!

بدانید که هرکس بر غیر منهج و راه خدا حرکت کند وحتی در کمترین کارها خواست خدا را در نظر نگیرد گمراه گشته و از چشم رحمت الهی خواهد افتاد و در نهایت خسران و زیان دو دنیا نصیبش خواهد شد.

به روایات خوب دقت کنید:

روایت اول:[قصص الأنبیاء علیهم السلام‏] بِالْإِسْنَادِ إِلَى الصَّدُوقِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ سَعْدٍ عَنِ ابْنِ یَزِیدَ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ هِشَامٍ عَنِ الصَّادِقِ علیه السلام قَالَ :أُمِرَ إِبْلِیسُ بِالسُّجُودِ لآِدَمَ .فَقَالَ: یَا رَبِّ وَ عِزَّتِکَ إِنْ أَعْفَیْتَنِی مِنَ السُّجُودِ لآِدَمَ لَأَعْبُدَنَّکَ عِبَادَةً مَا عَبَدَکَ أَحَدٌ قَطُّ مِثْلَهَا!

 قَالَ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ: إِنِّی أُحِبُّ أَنْ أُطَاعَ مِنْ حَیْثُ أُرِیدُ[3].

ترجمه:

هشام از امام صادق علیه السلام نقل می کند که حضرت فرمود:

به ابلیس امر شد که برآدم سجده کند.شیطان گفت:ای پروردگار!اگر مرا از سجده بر آدم عفو کنی عبادتی تو را خواهم کرد که کسی مثل آن نکرده باشد!

خدای بزرگ و بلند مرتبه فرمود: «من دوست دارم در آنچه من امر می کنم اطاعت شوم».

توضیح:

در این روایت ملاحظه می فرمایید که خدای تعالی به شیطان هشدار می دهد که اگر تو اهل طاعت هستی و واقعا من را قبول داری فقط آنچه من می خواهم را انجام بده.طبق این روایت کسانی که در مسیر زندگی «خود رأی» باشد و خواسته خدا را نادیده بگیرند هرچند بهترین عبادتهارا بجا آورند،قطعا رانده شده درگاه خدای تعالی خواهند بود.

مراقب باشید شیطانی نشوید!

روایت دوم: سن، [المحاسن‏] بَعْضُ أَصْحَابِنَا عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْبَصْرِیِّ عَنِ ابْنِ مُسْکَانَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ علیه السلام قَالَ:

 مَرَّ مُوسَى بْنُ عِمْرَانَ عَلَى نَبِیِّنَا وَ آلِهِ وَ عَلَیْهِ السَّلَامُ بِرَجُلٍ وَ هُوَ رَافِعٌ یَدَهُ إِلَى السَّمَاءِ یَدْعُو اللَّهَ فَانْطَلَقَ مُوسَى فِی حَاجَتِهِ فَغَابَ سَبْعَةَ أَیَّامٍ ثُمَّ رَجَعَ إِلَیْهِ وَ هُوَ رَافِعٌ یَدَهُ إِلَى السَّمَاءِ فَقَالَ یَا رَبِّ هَذَا عَبْدُکَ رَافِعٌ یَدَیْهِ إِلَیْکَ یَسْأَلُکَ حَاجَتَهُ وَ یَسْأَلُکَ الْمَغْفِرَةَ مُنْذُ سَبْعَةِ أَیَّامٍ لَا تَسْتَجِیبُ لَهُ قَالَ فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَیْهِ یَا مُوسَى لَوْ دَعَانِی حَتَّى تَسْقُطَ یَدَاهُ أَوْ تَنْقَطِعَ یَدَاهُ أَوْ یَنْقَطِعَ لِسَانُهُ مَا اسْتَجَبْتُ لَهُ حَتَّى یَأْتِیَنِی مِنَ الْبَابِ الَّذِی أَمَرْتُهُ[4].

امام صادق علیه السلام می فرماید:

حضرت موسی- که بر رسول ما و آل او وایشان درود باد- از کنار مردی گذشت که دستانش را بسوی آسمان بلند کرده و دعا می کرد.موسی به دنبال حاجت خود رفت و هفت روز گذشت.بعد از بازگشت، دید که مرد دستان خود را بلند کرده و هنوز دعا می کند.به خدای تعالی عرض کرد:

ای پروردگار!این بنده تو هفت روز است که دستانش را بسوی تو بلند کرده و تو را می خواند و از تو مغفرت طلب می کندآیا او را اجابت نمی کنی؟

وحی آمد که ای موسی اگر او دستانش بیفتد و یا گردنش بریده شود و یا دستش قطع گردد اجابتش نخواهم کرد مگر از طریقی که من گفتم بخواهد.

توضیح:

از این قضیه این نکته استفاده می شود که هرگونه اختراع و بدعت در دین پذیرفتنی نیست و کسانی که از غیر راه الهی و دین او کاری را هرچند در قالب ارزشها باشد را انجام دهند، هرگز خداوند قبول نخواهد کرد.

پس بنگریم به خودمان و از خواب برخیزیم و از غفلتی که دامنگیرمان شده بیدار شویم و مراقب باشیم که «در مسیر حق» باشیم نه اینکه خود مسیر برای خود درست کنیم.

مراقب باشیم «آیین ساز»نباشیم بلکه پیرو«آیین اسلام»باشیم.

امیر المومنین علی علیه السلام اگر علی شد ونام آور همه عرصه در طول تاریخ گشت وجاری در همه زمانها گشت وکسی در فضایل و ویژگیها به مانند او نشد و دوست ودشمن ثنا گوی او شدند به این خاطر بود که او «عبد» بود وهرگز از خود کاری نکرد بلکه دید که خواست خدای تعالی چیست.

آورده اند که روزی به محضر امیر المومنین علیه السلام فالوده آوردند به آن نگاه کرده وبه اصحاب فرمود که دستان خ.د دراز کنید واز آن بخورید.خودش نیز دستش را دراز کرد که بخورد ولی به یک باره دست کشیدند و از آن نخوردند.پرسیدند یا امیر المومنین چرا میل نمی فرمایید؟

فرمود: « یاد رسول خدا افتادم که از آن نخورده اند.چیزی را که رسول خدا صلی الله علیه وآله از آن نخورده نخواهم خورد»[5].

آری علی علیه السلام در کوچکترین چیزها پیرو حق بود حتی در خوردن که کار عادی همه ما انسانها است.

چقدر فاصله است بین «علی وار زندگی کردن» و« ادعای شیعه و پیرو» او بودن.

یا علی! ما از تو دور شدیم و به همین خاطر فرزندان ما مبتلای به انواع گناهان هستند.

یا علی! دختران مسلمان بازیچه شیطان شده اندو جوانان ما غیرت را به فراموشی سپرده اند.

یا علی! پدران و مادران به فکر خواسته های جنسی خودند و از تربیت فرزندان خود متنفر. اصلا بگویم از فرزند داشتن متنفر!

یا علی! سرمایه داران بی رحم شده و فقیران بی دین!

یا علی! از شیعه بودن ادعا مانده و بس.

یا علی! ما ماندیم و بی نهایت رسوایی.

یا ابا غوث ادرکنا!

یا ابا ایتامی! یتیمان امت را دریاب.

یا کاشف الغم عن وجه رسول الله! بیا و این غبار خفت و خواری را دوباره از روی امت اسلامی پاک کن.

یا حیدر کرار و ای کشنده فتنه ها! بیا و فتنه ها را با دو دم شمشیر ذوالفقارت نابود کن.

ای کننده در خیبر بیا و دیوارهای بی اعتمادی به دین را یهود ونصاری برای امت اسلامی بنیان نهاده اند از جا بکن.

یا علی! بیا و این فاصله هایی را که خودمان ایجاد کرده ایم ، کم کن.

یا علی! بیا و ما را بنده کن!

یا علی! بیا و ما اسیران هوای نفس و اسیران شیطان را آزاد کن.

یا علی! مددی.


پی نوشتها:

[1] - الکهف:104

[2] - البقره:85

[3] - بحارالأنوار ج : 2 ص : 262

[4] - بحارالأنوار ج : 2 ص : 263

[5] - عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: بَیْنَا أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام فِی الرَّحْبَةِ فِی نَفَرٍ مِنْ أَصْحَابِهِ إِذْ أُهْدِیَ إِلَیْهِ طَشْتُ خِوَانِ فَالُوذَجٍ فَقَالَ لِأَصْحَابِهِ: مُدُّوا أَیْدِیَکُمْ فَمَدُّوا أَیْدِیَهُمْ وَ مَدَّ یَدَهُ ثُمَّ قَبَضَهَا وَ قَالَ :إِنِّی ذَکَرْتُ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه وآله لَمْ یَأْکُلْهُ فَکَرِهْتُ أَکْلَهُ.( وسائل‏الشیعة،ج24،ص388)


آزادیه تو ببند

‏به بی حجابی پیری گفت:

دخترم حجابت را مراعات کن که بی حجابی، امنیت روحی مردم را برهم می زند.

دختر: من دوست دارم آزادباشم مردم چشمشان راببندد.

پیرمرد کفشهایش را درآورد.

 بوی گندجوراب فضا را پرکرد.

 دختر گفت: 

کفشاتو بپوش خفه مان کردی.

پیر گفت:

 دوست دارم آزادیه تو بینی ات را ببند!

تعصب

سؤال:

کدام   تعصب  بد  است؟

جواب:

از امام على بن الحسین علیه السلام درباره" تعصب" سؤال کردند فرمود:

العصبیة التی یاثم علیها صاحبها ان یرى الرجل شرار قومه خیرا من خیار قوم آخرین، و لیس من العصبیة ان یحب الرجل قومه، و لکن من العصبیة ان یعین قومه على الظلم.

" تعصبى که انسان به خاطر آن گناهکار می ‏شود این است که اشرار قومش را بهتر از نیکان قوم دیگر بداند، اما اینکه انسان قوم و قبیله خویش را دوست دارد عصبیت نیست، عصبیت آن است که انسان قوم و قبیله خود را در ستمگرى یارى دهد"[1]



[1] - اصول کافى( باب العصبیه) ج 2 صفحه 233.

بدترین تلاش ها

امام على علیه السلام :

 بِئسَ السَّعیُ التَّفرِقَةُ بینَ الألِیفَینِ [1].

«بدترین تلاش، جدایى انداختن میان دو یار همدم است.»

هشدار به:

-   برخی والدین

-    برخی برادران و خواهران

-   برخی دوستان

-    برخی همکاران

-    برخی همسایه ها

-    برخی.....

                    مراقب باشیم از این برخی ها نباشیم!



[1] - غرر الحکم : 4412.

دستور العمل برای کسب آرامش حداقلی

 

از اعمال عبادی زیادی که در آنهاحضور قلب نداریدپرهیز کنید.

 سعی کنید به کیفیت کار توجه کنید تا کمیّت آن.

اعمال زیر را هر روز انجام دهید:

۱. سوره «یس» یکبار.

۲. صلوات به هر تعداد که می توانید.

۳.استغفار هفتاد بار.

۴. به کارهای مربوط به منزل و فرزندان و همسرتان بپردازید و در این زمینه کم نگذارید.که از صد سال شب زنده داری بهتر است.

۵. تا ضرورت اقتضا نکرد صحبت نکنید.

۶. قبل از انجام هرکاری و گفتن کلامی درباره اش فکر کنید اگر مرضی خدا بود انجام دهید.

۷. از معاشرت با انسانهایی که غافل هستند پرهیز کنید.

۸. فعالیت مجازی را کم کنید و در ساعت خاصی کتاب مطالعه کنید.

۹. با همسرتان درباره استفاده بهینه و در زمان خاص از موبایل پیشنهاد مذاکره بدید و بین هم قراری برای فعالیت بگذارید.

خادم اسلام و مسلمین محمد علی فتحی